اتاقِ آخر
前往频道在 Telegram
آخرین اتاقِ ذهن؛ جایی برای حرفهایی که هیچوقت از در بیرون نرفتند. https://t.me/pinkChats_bot?start=sec-ibddeaibih. ⚘️ناشناسمون
显示更多未指定国家未指定类别
178
订阅者
+124 小时
-107 天
-4330 天
帖子存档
177
امروز روز دختره؛
روز موجودات عجیبی که میتونن با یه لبخند، حال یه خونه رو عوض کنن و با یه «هیچی نیست» هزار تا داستان رو قایم کنن. :)
روزمون مبارک 🤍🎀
177
«بعضی وقتا آدم نه ناراحته، نه خوشحال…
فقط یه جایی بینِ این دوتا گیر کرده.
حرف داره، ولی حوصلهی توضیح دادن نداره؛
دلش میخواد یکی بفهمتش،
ولی از فهمیده نشدن هم دیگه تعجب نمیکنه.
شاید اسم این حس، بزرگ شدنه…
یا شاید فقط خستهایم از وانمود کردن که خوبیم.»
177
نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل
چو تخته پاره بر موج رها رها رها من.
-سیمین بهبهانی
177
از دارجهان تنها، یک قلب حزین دارم
چینی که به مو داری من روی جبین دارم
گفتی که جوان باید آیندهنگر باشد
گفتم ته قبرستان یک قطعه زمین دارم.
-محسن حیدری
177
بعضی شبها حس میکنم زندگی،
مثل شهریه که سالهاست چراغهاشو خاموش کرده؛
من فقط هنوز توی خیابونهاش راه میرم،
بیاینکه بدونم دنبال چیام.
خستهام از صبحهایی که فقط اسمشون «شروع دوباره»ست،
از شبهایی که هیچچیز تموم نمیشه،
از آدمهایی که میان، خاطره میسازن و بعد
بیصدا تبدیل میشن به یکی از اتاقهای متروک ذهنم.
گاهی دلم میخواد یک شب
چمدون کوچیکی بردارم،
از این زندگی بیرون برم
و پشت سرم تابلویی بزنم:
«اینجا زمانی کسی زندگی میکرد؛
اما آنقدر خسته شد که حتی برای رفتنش هم عجله نکرد.»
177
بعضی تاریخها رو نمیشه معمولی از کنارشون گذشت… چون به دنیا اومدنِ یک نفر، یه عمرِ کامل رو برای آدم قشنگتر کرده🩵.
