لِناگرآم .
前往频道在 Telegram
کُپی؟ نه لطفا. کاملا متعهد به خیالاتم. به وقتش خواهشا ریسک کنید. وزارت امور شخصی؛ @Q_mars86
显示更多未指定国家未指定类别
324
订阅者
无数据24 小时
-107 天
-8930 天
帖子存档
324
رشد درد داره؟ بله
ارتباط با آدمایی که افکار سمی دارن درد داره؟ بله
ممکنه اذیت شم ؟ بله
ممکنه زجررررر بکشمممم؟ بله
خون و خونریزیییی؟؟؟؟ بلهههه
مرگگگگگ و طاعون ؟؟ بلهههه
هوفففف
حالا نه به این شدت ولی خب😄
324
و به یه نکته ی مهم رسیدم
که قبلا هم رسیده بودما ولی حافظه ی ماهیقرمزم بهم یاد آوری نمیکنههههه😔😂 همش مجبورم فسفر بسوزونم عیشششش😒آدمِ تنها رشد نمیکنه🙅🏻♀ آدمِ تنها مهارت ارتباط با دیگران رو یاد نمیگیره🙅🏻♀ آدمِ تنها بلد نیست به خشمش غلبه کنه🙅🏻♀ آدم تنها نمیتونه.. پس اگه آدمای دورم همه مثل هم بودن من هیچ رشدی نمیکردم..
324
یهو دیدم اَییییی دلِ غافل..
این که همش شد مَنننننننن😐
خب اگه قرار بر این باشه که همه مثل من باشن
و با آدمایی مثل خودم رابطه داشته باشم
این چه فرقی با تنهایی میکنه؟🙄
324
یهو دیدم اَییییی دلِ غافل..
این که همش شد مَنننننننن😐
خب اگه قرار بر این باشه که همه مثل من باشن
و با آدمایی مثل خودم رابطه داشته باشم
این چه فرقی با تنهایی میکنه؟🙄
324
در ادامه ی بررسی های انجام شده
به یه حسرت و کااااااشِ بزرگ رسیدم🥲
با خودم گفتم
کاش دایره ی ارتباطیم محدود میشد به یه سری آدما با طرز تفکر خودَم
آدمایی که میفهمن مَن چی میگم
آدمایی که از لحاظ رفتار شبیهِ مَن هستن
آدمایی که مَن دوستشون دارم
324
واقعا وسوسه شدم خیلی وسوسهههههههه🫦😂دیدم پُر بیراهم نمیگه هاااا با یه سری آدما لازم نیست ارتباطمو ادامه بدم
324
واقعا وسوسه شدم
خیلی وسوسهههههههه🫦😂
دیدم پُر بیراهم نمیگه هاااا
با یه سری آدما لازم نیست ارتباطمو ادامه بدم
324
یه کم که فضا آروم شد
و ذهنم داشت از بند افکار آزاد میشد..
افکارِ عزیزم یهو افسارِ ذهنمو گرفتن
و دوباره به بند کشیدن😑😵💫
این دفعه حرفشون چی بود ؟
+ خب قطع ارتباط با فامیلُ میگی گناهه..
با آدمای دیگه چیییی ؟؟؟
دکمه ی همشونو چیز یعنی کاسه کوزه ی همشونو جمع کن برننننن😮💨
324
اونا منو زدن، من اونارو زدم
مبارکشون، مبارکم🙂↔️
و نتیجه؟
کوتاه اومدن
گفتن : باشه بابا توام با این فامیلای تحفهت😒
324
فکرای چرتوپرتم از صبح رو مغزم رژه میرن؛
میگن که با یه سری آدما قطع ارتباط کن🙅🏻♀
حالا من هی بگم
باباجان؛ قطع ارتباط با اقوام گناهه..
نمیفهمه که؛ خستهس بچم : )))
دعوامون شد
اون میگفت:
Cut ties with your relatives.
من میگفتم :
But I love all my relatives.
با همه ی رومخ بودنشون..
324
Repost from مأمور مخفی🇮🇷
پسرامون برای ازدواج اینجورین
که یه سحر امامی با ظاهر آنا د آرماس و اخلاق دخترای حضرت آقا میخوان
