ch
Feedback
مرثیه فرمانده. ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌

前往频道在 Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot

显示更多
未指定国家未指定类别
346
订阅者
+2624 小时
-317
+20330
帖子存档
sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

زخم‌ها عجیب‌اند؛ اول پوست را می‌شکافند، بعد باورها را، و در آخر، آدمی را به کسی تبدیل می‌کنند که قبل از آن درد، هرگز نبود.
زخم‌ها عجیب‌اند؛ اول پوست را می‌شکافند، بعد باورها را، و در آخر، آدمی را به کسی تبدیل می‌کنند که قبل از آن درد، هرگز نبود.

sticker.webp0.00 KB

اکثریت بر این باورند که زخم با گذر زمان التیام پیدا می‌کند.
این جمله، در ظاهر، زیبا به نظر می‌رسد؛ اما فقط برای کسانی که هرگز زخمی واقعی نخورده‌اند.
زخم، گوشت پاره‌شده نیست.
لحظه‌ای‌ست که چیزی درونت می‌میرد و هیچ‌کس صدای افتادنش را نمی‌شنود. از آن روز به بعد، دیگر درد نمی‌کشی؛ فقط می‌آموزی با تکه‌ی گمشده‌ی وجودت زندگی کنی.
آدم‌ها از روی جای زخم‌هایت، گذشته‌ات را حدس می‌زنند.
اما هیچ‌کس نمی‌داند عمیق‌ترین زخم‌ها، همان‌هایی هستند که حتی یک رد هم روی پوستت نگذاشته‌اند. آن‌ها زیر لبخندها پنهان می‌شوند، پشت سکوت‌ها نفس می‌کشند، و هر شب، قبل از خواب، اسمت را به آرامی نجوا می‌کنند تا یادت نرود هنوز زنده‌اند. شاید به همین دلیل است که بعضی آدم‌ها دیگر از گلوله نمی‌ترسند...
کسی که سال‌ها پیش از درون زخمی شده باشد، مدت‌هاست بدترین درد ممکن را پشت سر گذاشته است.

sticker.webp0.00 KB

دیگران خیال می‌کنند سیگار از نوک آتشینش می‌سوزد.
نمی‌دانند سوختن، خیلی قبل‌تر آغاز شده است؛ از همان روزی که کسی، چیزی، یا خاطره‌ای درونِ انسان خاموش شد؛ و او برای گرم نگه داشتن آن ویرانه، به آتشی کوچک میان انگشتانش پناه برد.

sticker.webp0.00 KB

بعضی‌ها سیگار را برای فراموش کردن روشن می‌کنند. غافل از اینکه دود، حافظه ندارد؛ فقط درد را از چشم‌ها به ریه‌ها منتقل می‌کند.
دود، هیچ خاطره‌ای را با خودش نمی‌برد. فقط آن‌قدر میان نگاهت می‌رقصد که برای چند ثانیه، خیال کنی دیگر چیزی یادت نیست. اما همین که آخرین پیچ‌وتابش را در هوا گم می‌کند، تمام آنچه از آن فرار کرده بودی، آرام‌تر و سنگین‌تر از قبل، کنار تو می‌نشیند.
شاید به همین دلیل است که خاکستر، از خود دود صادق‌تر است. دود وانمود می‌کند همه‌چیز را با خودش برده؛ اما خاکستر، تنها چیزی‌ست که از سوختن باقی می‌ماند. شاهدی خاموش که ثابت می‌کند هیچ آتشی، چیزی را ناپدید نمی‌کند؛ فقط شکلش را عوض می‌کند.
آدم‌ها هم همین‌اند. سال‌ها می‌گذرند، چهره‌ها عوض می‌شوند، شهرها تغییر می‌کنند، اما بعضی دردها فقط از قلب به چشم، از چشم به ریه، و از ریه به سکوت مهاجرت می‌کنند.
برای همین است که گاهی آخرین پک، تلخ‌تر از اولینش است. نه چون سیگار عوض شده؛ بلکه چون حقیقت، دیگر جایی برای پنهان شدن پیدا نکرده است.
در پایان، همیشه این دود نیست که محو می‌شود... این تویی که کم‌کم میان چیزهایی که هرگز فراموش نکرده‌ای، گم می‌شوی.

sticker.webp0.00 KB

انگار هر کدوم دنبال راهی بودن که سقوط‌شون کمترین درد رو داشته باشه.
-محکوم

گفت: "زندگی کردن را یادم رفته"
و من به این فکر کردم که چطور یک نفر ناگهان به خودش می‌آید و می‌بیند که دیگر بلد نیست چطور زندگی کند؟
یک انسان باید به کجای اندوه رسیده باشد و باید کدامین مرحله از مراحل فروپاشی را پشت‌سر گذاشته‌باشد که یک روز صبح از خواب بلند شود و نداند چطور زندگی کند و با زمان و فرصتی که به او داده شده دقیقا چه‌کار کند.

sticker.webp0.00 KB

We call this shit NORMAL.

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB