ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

مرثیه فرمانده. ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

前往频道在 Telegram

درد فرمانده را به زانو در آورده؛ بشنو فریادهایش را. @Weaponmintbot https://telegram.me/BChatsBot?start=sc-D9Jg5bpTmd

显示更多
未指定国家未指定类别
495
订阅者
无数据24 小时
-217 天
+12430 天
帖子存档
sticker.webp0.00 KB

Martin Garrix - In the Name of Love Sped up (320).mp34.91 MB

حال همه گمان می‌کنند فرمانده هنوز همان مرد سابق است؛ همان کسی که از سوختن هراسی ندارد.
نمی‌دانند آتش واقعی، گلوله‌ای نبود که سینه‌ات را بشکافد؛ آتش حقیقی از لحظه‌ای آغاز گردید که دستانت در میان دستانم سرد شد و من فهمیدم تو با رفتنت، قلب مرا نیز لابه‌لای خاک سردت دفن کردی.
اگر روزی نام تهیونگ، همان فرمانده‌ای که زیر بار این غم، کمر خم کرده بود؛ را از تاریخ پاک کنند، اهمیتی ندارد. تاریخ همیشه فرمانده‌های زیادی را به چشم دیده است.
اما من فقط یک‌بار، در چشم‌های یک‌سرباز، خانه‌ای یافتم؛ و آن خانه، پیش از آن‌که اعتراف به دوست داشتنش کنم، به خاک سپرده شد.

هرگز نفهمیدی زمانی که روبه‌رویم می‌ایستادی و احترام نظامی می‌گذاشتی؛ من به دستانت می‌نگریدم. به انگشتانی که بوی باروت گرفته بودند، اما هنوز آرام ماندن را از بر بودن. دست‌ها صادق‌ترین راوی جریان زندگی‌اند. چشم‌ها دروغ را ترجیح می‌دهند، لب‌ها سکوت را انتخاب می‌کنند؛
اما دست‌ها، همیشه حقیقت را لو می‌دهند.

اما مرگ، چشم‌هایت را از من دریغ کرد. خانه‌ای که لحظاتی در آن آرام می‌گرفتم، تیله‌های رنگین مرا، آن زمردهایی را که میان پلک‌هایت گیر افتاده بودند، مژه‌هایت را، همه را برد.
مرگ مرا از تمام آنها محروم کرد.

به نقل از دیگران، فرمانده را از چشم‌هایش می‌شناسند؛ همان نگاهی که پیش از شلیک، حکم مرگ را صادر می‌کند.
حال، چشم‌هایت، تنها جایی‌ست که فرمانده بودنم را به فراموشی سپرده‌ام. من میان نگاهت اسیر شده‌ام.

sticker.webp0.00 KB

خب، بالاخره

𝖭𝖾𝗐 𝗉𝗈𝗌𝗍     23:23

باورتون میشه از اون موقع منتظرم ارسال شه؟

با این سرعت نت احتمالا کنسل ش-

𝖭𝖾𝗐 𝗉𝗈𝗌𝗍 22:22

تموم شد ولی حس می‌کنم خیلی طولانی شد

New post is loading.

sticker.webp0.00 KB

Repost from ㅤㅤㅤ𝚴OCTIS
چند نفر می‌فرستید اینور رند بشیم؟!
موزیک تقدیم میشه.