ch
Feedback
جالببود | JaLebBooD

جالببود | JaLebBooD

前往频道在 Telegram

قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2

显示更多
未指定国家未指定类别
4 673
订阅者
-2124 小时
+57 天
+15330 天
帖子存档
به دوستاتون بگین هر شب پرونده میزاریم جدا از اخبار که جوین چنلمون بشن @MyoNews |کیمیآ

راستی اگه خوشتون اومد لطفا ری اکت بدین خسته شد دستم به خدا @MyoNews |کیمیآ

نکته کلیدی این پرونده این بود که ماری‌جوانا نکشید، اگرم می‌کشید دستگیر نشید، اگرم دستگیر میشید، لزبین/گی نشید، اگرم میشید خیانت رو نبخشید، اگرم خیانت رو بخشیدید، پارتنرتون رو نیارید خونتون باهم زندگی کنید،اگر باهم زندگی کردید دعوا هارو از باباتون لاپوشانی نکنید، اگر اینکارم کردید دیگه خودتونو بکشید تا قبل اینکه کشته شید🙏🏻 @MyoNews | لوبیا

به درخواست مهدی فردا پرونده خفاش شبو میزاریم بعضی از پرونده ها خیلی صحنه دلخراش داره اشکالی که نداره ؟ @MyoNews |کیمیآ

عکس سنگ قبر تانی @MyoNews |کیمیآ
+1
عکس سنگ قبر تانی @MyoNews |کیمیآ

ویکتوریا میگه که: من درک میکنم که خیلیا از این قتل ناراحتن، خود منم ناراحتم و هیچ توجیهی برای کارم ندارم. من دندون تانی رو شکستم و مادرش کمکمون کرد که این قضیه رو مخفی کنیم. من هیچ چیزی برای گفتن ندارم و من یه هیولام
که در اصل این حرفو میزنه تا کمی خانواده تانی رو مقصر جلوه بده و اونارو بی مسئولیت نشون بده و خیلی از رسانه ها این قسمت رو کات کردن و فقط قسمت اول و اخر حرفاشو گذاشتن
@MyoNews |کیمیآ

https://www.youtube.com/watch?v=uwHeRVFjhh0 این لینک حرفاش نیست ولی لینک ویدیو دادگاهشه که میبینین اصلا عین خیالش نیست @MyoNews |کیمیآ

语音消息00:01

حالا اصلا داستان چی بوده؟ اون شب وقتی ویکتوریا و تانی لیسی رو میرسونن خونش طبق روتین همیشگیشون شروع به دعوا میکنن تانی پشت فرمون بوده و ماشین رو میبره توی پارکینگ تا بتونن بهتر دعوا کنن و همو بزنن
اینجا ویکتوریا یهو قاطی میکنه و میگه من دیگه نمیتونم ادامه بدم و چاقوی جیبیش رو در میاره و متاسفانه ۴۶ بار توی نقاط مختلف به تانی چاقو میزنه
بعد خودش میشینه پشت فرمون و ماشین رو میبره توی پارکینگ پشت یه کلیسا و زنگ میزنه به یکی از دوستاشون و با ترس و تعجب میگه که خیلی ترسیده و تا به خودش اومده دیده به تانی یه عالمه چاقو زده و کشتتش
بعد دستگیری ویکتوریا شروع میکنه به چرت و پرت گفتن و میگه من بیگناهم و اگه بخواین گناهو بندازین گردن من خودکشی میکنم اما توی دادگاه گناهشو گردن میگیره و یه سری حرفا میزنه که خیلیم وایرال میشه
@MyoNews |کیمیآ

فرداش لیسی به دانا زنگ میزنه تا حال تانی رو بپرسه و ببینه دیشب رسیده خونه اما دانا میگه هیچکدومشون دیشب خونه نیومدن و اینجا جفتشون خیلی نگران میشن و لیسی میگه فکر کنم ویکتوریا یه بلایی سر تانی اورده باشه
ساعت ۱۰ صبح ۱۸ اکتبر پلیس میرن در خونه تانی و به پدر و مادرش میگن که چه اتفاقی افتاده
@MyoNews |کیمیآ

ساعت یک شب ۱۸ اکتبر پلیس اگدن یه تماس داشتن که یه نفر داشته گزارش قتل تانی رو میده و وقتی میرسن سر صحنه ویکتوریا رو متعجب و خونی پشت فرمون ماشین میبینن

ازش میپرسن تانی کجاست و میگه توی ماشینه و تانی رو کاملا خونی توی ماشین پیدا میکنن و ازش میپرسن سلاحی هم هست و ویکتوریا میگه که چاقوم توی ماشینه
هیچ کاری از دست پلیس برنمیومده و چون تانی متاسفانه فوت کرده بوده اینجا پلیس ویکتوریا رو دستگیر میکنن اما معلوم بوده کلا تو باغ جدیت کارش نبوده و همش میپرسیده که: حالش خوبه؟ من فقط میخواستم بترسونمش و قصد اسیب رسوندن بهش رو نداشتم
@MyoNews |کیمیآ

توی اون مهمونی تانی و ویکتوریا باهم دعواشون میشه و ویکتوریا میره توی دستشویی و درو قفل میکنه و یکم اونجا میمونه و بعد یه مدت میاد بیرون و به تانی میگه که وقتشه بریم پاشو جمع کن
تانی میاد مخالفت کنه اما ویکتوریا میگه که صبح باید بره سرکار و باید زود بخوابه اینجا لیسی رو میرسونن خونه و با تانی همو بغل میکنن و تانی بهش میگه که دوستش داره و متاسفانه اون اخرین باری بوده که کسی تانی رو زنده میبینه
@MyoNews |کیمیآ

توی ۱۷ اکتبر سال ۲۰۱۴ این دو نفر میرن اگدن یوتا تا یه شب با دوستاشون باشن و خوش بگذرونن و لیسی دوست صمیمی تانی هم اونجا بوده (معلوم نیست همونی بوده که با ویکتوریا بهش خیانت کرده یا نه)
دوستاشون اون شب میفهمن که این دو نفر با هم یجورین و مثل همیشه نیستن اما چون نمیخواستن یه دعوای بزرگ راه بندازن چیزی نمیگن
لیسی بعدا میگه که ویکتوریا کم کم داشته متوجه میشده که تانی داره خودشو ازش جدا میکنه و برای ویکتوریای حسود این خیلی براش بد بوده
@MyoNews |کیمیآ

دانا(مامان تانی ) از این قضایا خبر داشت اما نمیتونست کاری کنه و دخالت کنه ولی امیدوار بود وقتی ویکتوریا کار پیدا کنه و کمتر باهم زمان بگذرونن این شرایط بهتر بشه
چندوقت بعد این دو نفر باهم میرن بیرون و دعواشون میشه و ویکتوریا انقدر بد میزنه تو صورت تانی که یکی از دندون هاش میشکنه😐😐
وقتی میرن خونه دانا متوجه میشه چه اتفاقی افتاده اما تانی خواهش میکنه که این قضیه رو به کسی نگه و همه چی سو تفاهم بوده و به باباش تانی به دروغ میگن این اتفاق وقتی افتاده که داشته با چندتا دختر دیگه دعوا میکرده

و بابای تانی اصلا نمیدونسته این دو نفر رابطشون چجوریه و حتی بهم اسیب های فیزیکی میزنن
@MyoNews |کیمیآ

ویکتوریا دور از چشم این دو نفر روز به روز رفتارش با تانی بدتر میشده و حسادتش به جایی میرسه که اکانت های تانی رو هک میکنه تا روابطش رو کنترل کنه و چکشون کنه

تانی همیشه به دوستاش میگفته که میخواد با ویکتوریا بهم بزنه اما میگفته که نمیتونه چون ویکتوریا رسما باهاش تو یه خونه زندگی میکرده
همچنین جفتشون ادمایی بودن که زود عصبانی میشدن و کنترلشونو از دست میدادن و موقع دعوا همو میزدن و همو میگرفتن به کتک
@MyoNews |کیمیآ

ولی ویکتوریا بی لیاقت تر از این حرفا بود @MyoNews |کیمیآ

توی جون سال ۲۰۱۲ متاسفانه مادر ویکتوریا بر اساس سرطان فوت میکنه و ویکتوریا اینجا کاملا تنها میشه و هیچکس رو نداشته
پدر و مادر تانی چون خیلی ویکتوریا رو دوست داشتن میزارن بیاد توی خونشون باهاشون زندگی کنه و حتی برای اینکه شغل پیدا کنه و بره تتو هاشو ریمو کنه تا راحت تر کار گیرش بیاد و خیلی چیزای دیگه حمایتش میکنن و بهش پول میدن و رابطشون به جایی میرسه که ویکتوریا به دانا میگه مامان
@MyoNews |کیمیآ

ویکتوریا به جای اینکه بره در خونشون گریه و زاری کنه و حضوری ازش معذرت بخواد یه ویدیو که به نظر خودش معذرت خواهی بوده از خودش میگیره و تو یوتیوب اپلود میکنه

تانی هم به شدت تحت تاثیر اون ویدیو قرار میگیره (با اینکه رسما ویکتوریا به دوست صمیمیش توهین میکنه🚩) و دوباره بهم برمیگردن و رابطشون چندسال دیگه هم ادامه پیدا میکنه
ویدیوشو میزارم بعدا میتونین ببینین @MyoNews |کیمیآ

دوست تانی عجب جنده ای بوده @MyoNews |کیمیآ