346
订阅者
+424 小时
+217 天
+6230 天
帖子存档
تبلیغ کوجاجونت کامل اومد🙂↔️❤️🔥
کاریز دیدی مردی اون گل هارو واسه یکی دیگه نشون میداد نه توو😔🤣
https://t.me/mavidunyasi/9934
دقیقن اونا از دلِ دشمنی به عشق رسیدن؛ فادیمه برای اولینبار به ایسو اعتماد کرد و دلش رو بهش سپرد… اما اوراز لعنتی همون اعتمادی رو شکست که فادیمه برای ساختنش، از تمام ترسهاش گذشته بود:))
اصلن نمیشه به یکیشون حق داد هرکدومشون مظلومیت خودشون دارن😭😭
وقتی ایسو اون دوتا اسلحه پشت کمرش رو دید رسما خشکش زد
انگار که خون توی رگاش یخ زد
خوب میدونست برگشتن اون اسلحه ها پشت کمر فادیمه چه معنایی داشتن..!
فادیمه بعد از ازدواج با ایسو خانوم شد
ظریف تر شد
تیپش رفتارش لحن حرف زدنش همه چیش
این آخرا دیگه به جایی رسیده بود که برای حنابندونی که هیچوقت قسمت نشد بگیرن،دل توی دلش نبود
بدون اینکه کنار ایسو بایسته و بهش تکیه بده،جای دیگه ای دیده نمیشد
دخترم خیلی عاشق شده بود؛❤️🩹
https://t.me/mavidunyasi/9934
فادیمه آتیش دشمنیش از همه بیشتر بود
خیلی زیاد تر از عادل حتی
ولی قوانین خودشو
چهارچوب خودشو
رسماً برای ایسو شکست
چیزایی که میگفت اگر به موهام دست بزنی بازم کوتاهش میکنم
ولی عشقش به حدی رسید که بهش گفت حتی اگرتو بخوایی من بلندش میکنم
اون تیکه ای که میگفت من با وجود ظریفه (داغون ترین شخصیت ) کنارتم
چه عشق بزرگی
دخترم واقعا همه چیشو گذاشت زیر پاش برای ایسو
یکیشون برای از دست ندادن اون یکی حاضر شد این خودخواهی رو به جون بخره و با اعتمادش بازی کنه
یکی دیگه شونم برای اینکه از دستش نده حاضر شد درد جدایی رو به دوش بکشه..!
وقتی به فادیمه فکرمیکنم قلبم درد میگیره
چون حتی دیگه اولین مرد زندگیشم(داداشش)نمیتونه آرومش کنه؛🫠💔
