333
订阅者
+224 小时
+127 天
+4830 天
帖子存档
اگه به منِ قبل از تاشاجاک میگفتن که یه روزی تو بگایی ترین وضعیتِ ایران قراره از رفتنِ یسری آدمِ غریبه به ترابزون تو کونت عروسی بشه، میزدم تو دهنش😔
من خواستم داها ببینم یکم حواسم پرت شه اونم داستانش مثل تاشو بود دوباره یاد تاشو افتادم
https://t.me/mavidunyasi/10340
کونمون پاره شددد این چندماه از بی سریالی😭😭
بقیه سریالا برین کنار که اصل کاری داره میادد❤️🔥🙂↔️
https://t.me/mavidunyasi/10332
اینو عادیل باید میگفت که بیستسال از زنش جدا بود نهتو مرتیکه همش بغل دسته زنت بودی
بعد میگفت”جدا موندن از تو سخته..من میدونم”
بیناموص تو کی از کنار زنت جم خوردی؟همش دم کونش بودیییی🗿🤣
