آن سوی روپوش سفید
前往频道在 Telegram
روایتهای بیسانسور روزهای یک دانشجوی پزشکی از زاویهای نزدیکتر / ارتباط با من : 1) از گوشه ی پایین سمت راست 2) لینک ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=8284493677
显示更多未指定国家未指定类别
402
订阅者
-224 小时
-67 天
-830 天
帖子存档
توراکوتومی اورژانسی و ماساژ باز قلبی
پ.ن ) توراکوتومی : برش بخشی از دنده ها و برداشتن اون ها برای دسترسی به فضای جنب
Repost from دکتر کاردیولوگ
آقا این که قدیمیها میگویند عقل مردم در چشمشان است لابد چیزی میدانستند. مثلا من دقت کردهام روزهایی که ژولیدهی پست کشیکم و ریش چند روز نزده و موی اصلاح نشده دارم و کراکس پوشیدهام، برای بعضی از بیمارها از روی خط به خط رفرنس بخوانم هم خیلی به حرفم ریلای نمیکنند و اصرار دارند حتما خود اتند را ببینند و مجبورم میکنند آنها را به اتند معرفی کنم. اما در عوض روزهایی که با مو و ریش اصلاحشده و ادوکلن زده و ساعت مچی انداخته صحبت میکنم حرفهایم برای بیمار وحی منزل میشود و فکر میکنند اتند آنجا منم و تسخیر شده بهم گوش میدهند و با رضایت از پیشم میروند. به قول فرهاد جعفری توی کتاب کافه پیانو، لباسها اینقدر مهماند توی بودن و توی چگونه بودنمان و اگر میبینید کسی کار بزرگی نمیکند برای این است که یا لباسی ندارد که بهش تکلیف کند یا اساسا آدم کوچکی است.
فردا امتحانم رو بدم بعدش راجب تجربیات و جزئیات خواب یکم صحبت کنیم.
پ.ن) تمام مطالب و روش و راهکار هایی که میگم اینجا در هر زمینه ای ، کاملا تست شده هست خیالتون راحت جواب میده ؛ هم روی دانشجو ها هم دانش آموزا
حجم مطالب زیاده برا همون تیکه تیکه میگم
دارم درس میخونم برا امتحان پایان بخش فردا / حجم مطالب زیاد ، سنگین و به تبع اون من و دوستام هر روز بعد از بیمارستان یک سر میریم کتابخونه تا شب و هر روز همین منوال ۵ ۶ ساعت خواب و صبحش دوباره بیمارستان تا ظهر و ...
کاری ندارم که این جوری درس خوندن لازمه برا نمره و معدل خوب.
یکی از ترم پایینا ( فیزیوپات ) که اونم فردا امتحان داشت اومد خداحافظی کنه برگشت گفت دکتر شبت بخیر من دیگه تموم شدم دارم میرم ؛
خواستم سر به سرش بزارم گفتم حالا زوده کجا میری ؟!
گفت فقط منتظرم فردا امتحان رو بدم و اسااااسی بخوابم تا شب
منم چیزی نگفتم ... بزار بعضی حقیقت ها رو خودش کشف کنه 😂
از ۸ صبح کتابخونه بودم
همین الان رسیدم خونه
فردا ۵ صبح باید پاشم برم بیمارستان
تقریبا ۵ ساعت خواب
خداوکیلی این شد زندگی ؟
اینم من اضافه کنم اگه کیست هیداتیک وسط جراحی پاره بشه و به اصطلاح " بچه کیست ها "بریزن داخل بدن یجوری پخش میشن تو کل بدن که از سرطانم بد تره
میدونم خسته میشی کلافه میشی ولی
دووم بیار
به عنوان کسی که این روزای تلخ رو چشیده میگم ، دووم بیار.
باور کن تموم میشه.
بدن درد ، سر درد ، کم خوابی و ... که تو این ۵۰ روز می کشید هیچ کدومش باقی نخواهد موند اما نتیجه ای که میتونه ازش به دست بیاد ، تا آخر عمر باهاتونه
این ۵۰ روز رو جدی بگیرید ۵۰ روز خودتو بکشی درس بخونی هیچیت نمیشه.
نه برای اینکه به کسی چیزی ثابت کنید؛
برای اینکه بعدها حسرت این روزها رو نخورید.بعدا از سر جلسه نیایید بیرون بگید: خیلی راحت بودااا..
همین روزای آخر میخوندم میتونستم ۵۰۰۰ امو بکنم ۲۵۰۰
میتونستم پزشکیم رو بیارم شهر نزدیک تر...
میتونستم...
فقط ۵۰ روز مونده.
۵۰ روز زمان زیادی نیست ، اما کم ام نیست و برای عوض کردن نتیجه کافیه.
