ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

آن سوی روپوش سفید

آن سوی روپوش سفید

前往频道在 Telegram

روایت‌های بی‌سانسور روزهای یک دانشجوی پزشکی از زاویه‌ای نزدیک‌تر / ارتباط با من : 1) از گوشه ی پایین سمت راست 2) لینک ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=8284493677

显示更多
未指定国家未指定类别
402
订阅者
-224 小时
-67 天
-830 天
帖子存档
من وقتی دارم درس عفونی ( از QB ) میخونم یه فلش بک میزنم به مباحثی که توی علوم پایه راجب همون میکروب خوندم و مطالب قبل رو سریع مرور میکنم بعدش برمیگردم رو QB.امروز داشتم بیماری سل رو میخوندم ؛ طبق معمول اومدم همینو از پروگنوز باکتری شناسی که برا علوم پایه خونده بودم سریع مرورش کنم که یکهو به این متن رسیدم و خاطرات اون دوران برام زنده شد...

همیشه بعد از خوردن ناهار خوابم میاد ( مثل الان! ) یعنی قاشق آخرو که میزاری دهنت همون لحظه انگار وزنه ۱۰۰ کیلویی به پلک هات آویزون کردن! ربطی هم نداره شبو کامل خوابیدی یا نه ، در هر صورت قراره خوابت بیاد. راهکار هایی که همیشه جواب میده و خودم استفاده میکنم ایناست : ۱) ترجیحا تو کتابخونه درس بخونید ، تو خونه مخصوصا داخل اتاق خودتون احتمال خوابیدن زیاده! ۲) بعد از ناهار معمولا یه چایی نبات داغ یا چایی خالی می ریزم برا خودم و میارمش رو میز ، تا اون خنک شه منم آروم آروم برمیگردم سر درس و کتاب ۳) قهوه اصلا استفاده نمی کنم چون اعتیاد آوره و توی طولانی مدت مرتب باید دوزشو زیاد کنی از طرفی برا من سوزش ریفلاکسی وحشتناک میده ۴) یه آهنگ انگیزشی ( اکثرا شایع ) یا یه آهنگ شاد بیس دار میزارم و هدفای آیندم رو ، جایی که میخوام توی آینده وایسم رو به یاد میارم و به خودم یاد آوری میکنم که اگه تو الان بخوابی فرقی با بقیه داوطلبا و دانشجو ها نداری! بخوای متمایز باشی باید کاری رو انجام بدی که بقیه انجام نمیدن و با اون آهنگ تصور می‌کنم زمانی که به هدفم رسیدم رو ۵) آب یخو باز میکنم ، دو تا دستامو پر آب میکنم می ریزم رو صورتم و گردنم سرازیر بشه بره پایین حتی لباسمو خیس کنه ؛ آب سرد نه ها ، آب یخ ۶) اگر هیچ کدوم از راهکار ها جواب نداد رو میز کتابخونه رو دستام چند دیقه ای میخوابم بعدش پا میشم حرکات بالا رو انجام میدم ادامه دارد... در‌ نهایت به قول شایع : تو اگه بدونی... اگه بدونی چه کارایی ساختست از دستت شبا... خواب دیگه سخت میشه هضمش برات

هرچی درس خوندن عمیق‌تر، عکسش غیر قابل پخش تر.🙏🏻

من که میدونم اینایی که میز مطالعه شون رو خودکارا و هایلایتر ها و کاغذ چسبون های رنگارنگ یکی پس از دیگری چیدن و چراغ مطالعه شون هم روشنه و یه شیک خنک با کیک شکلاتی خیس هم کنار دستشونه و منتظرن ساعت رند بشه و شروع کنن به درس خوندن هیچ کدوم آخر سر اونجوری که باید درس نمیخونن ؛ نه خدا وکیلی میخونن ؟ نه. یه روز عکس میز مطالعه خودمو میزارم

این روز ها از هر دانشجوی پزشکی میپرسی که چرا اومدی پزشکی ؟ میگه از بچگی علاقه داشتم ، عاشق خون و خون ریزی و اتاق عمل و بیمار و ... بودم! کاری به راست و دروغش ندارم ولی من اول ابتدایی که میخوندم میخواستم راننده قطار بشم و هر موقع سوار قطار میشدم انگار در هفت آسمان سیر میکنم. یه مدت گذشت و دوست داشتم قصاب بشم و چنان از دیدن بریدن سر گوسفند ذوق مرگ می شدم که نگو.وارد مقطع راهنمایی شدم یه مدت فیلم پلیسی زیاد می دیدم تصمیم گرفتم تکاور نیروی هوایی و خلبان بشم تمام در و دیوار اتاقم عکس جنگنده های F5 و F14 بود.حتی مواظب دندان هایم بودم که پوسیده نشود تا مبادا من را خلبانی راه ندهند.دبیرستان شدیم اونقدر تو گوشمون خوندن پزشکی مدینه ی فاضلست که چشم باز کردیم دیدیم تو باتلاق درسای پزشکی گیر کردیم خلاصه که خدا بخیر کند.

جون هر کی دوست دارین این طب سنتی و طب اسلامی و ... بزارید کنار دیروز تو درمانگاه یه خانمی اومده بود با سقط جنین تو هفته ی ششم.پرسیدیم ازش سقط به دنبال چی بوده ؟ گفت به خاطر ریزش مو رفته بودم دکتر طب سنتی چند تا علف و دمنوش داده بود میخوردم و اون باعث سقط شد.برید لیست بیمارانی که به خاطر از کار افتادن کبد منتظر پیوند هستن رو ببینید نصفشون میگن فلان دمنوش رو دکتر تجویز کرد یه مدت بعد دیدیم سفیدی چشمامون زرد شد ... کبد ارگان فداکار بدن حتی اگر ۲۵ درصد ازش بمونه باز کاراییش رو حفظ میکنه دیگه شما در نظر بگیرین چقدر این علفیجات مضر اند که همون ۲۵ درصدم خارشو...

ما تو پزشکی یه اصطلاحی داریم به نام Gold Standard تشخیصی ، یعنی بهترین ابزار تشخیصی در بین همه روش ها.قطعا روش های تشخیص دیگه ای هست برای افتراق سهمیه ای ها از جمله : - از زیرکار در رفتن و گنده گوییِ همزمان - درس نخوندن و ... اما گلد استاندارد تشخیصیش اینه که اگر شما دیدید کسی رو که یک یا چند درس رو بیشتر‌ از ۱ بار میفته یا اونقدر درسا رو میفته که بعد از مدتی از هم ورودی هاش یکی دو ترم عقب میفته بدونید قطعا سهمیه ۲۵ داره کسی که سختی کنکور رو رد کرده باشه امتحانای دانشگاه براش هیچی نیست آب خوردنه.پس از این به بعد وقتی دیدید طرف داره امتحان دانشگاه رو لنگ میزنه و با زور و خواهش و تمنا پاس میکنه بدونید کنکور رو هم با سهمیه ۲۵ زیر سیبیلی رو کرده. حالا ما چیکار کنیم بشینیم ناله کنیم تا ابد ؟ هرگز!اگر براتون امکان مهاجرت ( هر کشوری ) هست برین از ایران.اما اگر نیست اونقدر حرفه ای تر درس بخونید و همزمان ارتباطات رو قوی تر کنید که هیچ جوره نتونن شما رو به سهمیه ای ها ترجیح بدن.یادتون نره پزشکان با سواد آینده مملکت رو بدون سهمیه ای ها تشکیل خواهند داد.

امشب میخوام یه Gold استاندارد تشخیصی و راه حل تضمینی خوب برای سهمیه ای های ۲۵ تو دانشگاه بگم 👌 منتظر باشید...

یاد دوران کنکور خودم افتادم یادش بخیر.هیچ وقت خودم رو ۱/۵ ماه آخر مونده به کنکور فراموش نمیکنم.همزمان هم نهایی می دادم و هم آزمون جامع میزدم. اصلا آدم دیگه ای بودم و وحشتناااااک داشتم درس میخوندم روزی مفید ۱۲ ۱۳ ساعت. میترسیدم از پشت کنکور موندن و در واقع این رشته و دانشگاه خوب نبود که منو به جلو هل میداد بلکه اون حس ترس بود.ترس از یه سال دیگه تکرار مکررات...خیلییی کم خوابیدم اون دوران شاید در حد ۴ ۵ ساعت تو شبانه روز و جالب بود در طول روز کاملا هوشیار و آلرت بودم. آدمی شده بودم که طول سال نبودم.خودمو حبس کرده بودم داخل اتاق و بیرونم نمی رفتم.همه بهم میگفتن بابا بسه دیگه شورشو در آوردی بیا یه دو دیقه بریم بیرون ولی جواب من فقط یک کلمه بود : هیچ وقت خوشی موقتی رو فدای خوشی ابدی نخواهم کرد... گاهی وسط خستگی هایم از پنجره اتاق بیرون رو نگاه میکردم و این آهنگ رو میزاشتم با خودم میگفتم دووم بیار...این روز ها تموم میشه و هیچ دردی تا ابد ماندگار نخواهد بود...هیچ شبی تا آخر شب نخواهد موند و آفتاب طلوع میکنه و اون موقع منم که خودمو نشون میدم و آوازه ام می پیچه تو گوش شهر...اون موقع ست که معلوم میشه راز موفقیت چشیدن درد و عبور از درده. درد ها از تنمون بیرون خواهد رفت اما افتخار حاصل از اون درد تا ابد خواهد موند... نتیجه اش شد رتبه ۹۴۰ منطقه تو آزمون جامع آخر قلمچی و ۹۹۵ منطقه توی آزمون جامع آخر سنجش الان چندین سال از اون روز ها میگذره ، آدم قوی تر‌ی شده ایم و هر موقع به سختی یا آزمون مهم ای میخوریم در مسیر رشته مون این جمله رو یادآوری میکنم : سَنَهیا کُرباتَنا ربیعا ، کِاَنَّنا لَم نَذُق الاَمس مُرّا : بعد از اندوه هایمان همچون بهار زنده خواهیم شد ، انگار که هرگز مزه تلخی را نچشیدیم...

Repost from N/a
کنکور باهام کاری کرده که الان اومدم با خانواده بیرون آب و هوا عوض کنم و تمام مدت بغضیم:))))

امروز تو درمانگاه نشسته بودیم اتند ( استاد ) اومد و داشت کم کم آماده ویزیت میشد که یهو در باز شد دو تا اینترن ژولیده مو و ریش تا زانو با دکمه ی روپوش باز و لنگ لنگان وارد اتاق شدند.قیافه شون داد میزد کانفیوزند اصلا.همین که اتند سرشو آورد بالا داد زد سرشون برید بیرون انگار‌ اومدن مکانیکی! کاشف به عمل آمد صبح گل کشیدن.وسط ویزیت یکی از اینترن ها همین که گوشیش رو در آورد استاد دید و انداختش بیرون و گفت : داره وسط ویزیت برا من فیلترشکن روشن میکنه!گذشت.استاد سرپا داشت مریضو معاینه میکرد که یکی از استاجر ها خسته شده بود همین که خواست بشینه رو صندلی اتند دیدش و گفت : با چه حقی وسط ویزیت می شینی ؟ اینم انداخت بیرون.۴ تا تلفات دادیم خلاصه.تو پزشکی نظم حرف اول و آخر رو میزنه ، نظم توی همه چی از فیس و تیپ استایل گرفته تا خود درس خوندن.

همسایه بالایی مون یه دختر داره موهاشو بلوند کرده چتری هم زده ریخته رو پیشونیش.چند روزه دارم فکر میکنم این دختره رو کجا دیدم قبلا ؟ الان یادم افتاد تو سریال آنابل دیدمش.

من و رفیقام پنجشنبه شب : فردا قبل طلوع آفتاب صبحونه رو قُله کوه می زنیم دیگه ؟ واکنش همه : نامردم اگه بعد طلوع آفتاب برسم. همینا جمعه ۱۲ ظهر وقتی گوشیشون زنگ میخوره : مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد لطفا بعدا شماره گیری فرمایید.

رزیدنتی که پنجشنبه صبح استاجر رو به زور میکشونه بیمارستان اگه گفتین چیه ؟

عمیقا برای بچه هایی که فردا میخوان آزمون تخصص بدن ناراحتم.هر بلایی بگی سرشون اومد امسال و واقعا بدون سهمیه هاشون دل شیر دارن که هنوزم که هنوزه داره درس میخونن و چقدر دارن فداکاری میکنن ، از لذت بخش ترین چیز ها میزنن برای آینده خوب.تو کتابخونه میان می بینم که زیر چشمای همشون گود افتاده از شدت بی خوابی و کم خوابی. دم بدون سهمیه هاشون گرم ❤️

امروز صبح تو استیشن پرستاری بخش با چند تا از اینترن ها و استاجر ها نشسته بودیم و بحث فینال دیروز و ...منتظر که اتند ( استاد ) بیاد ویزیت صبحگاهی بیماراش رو شروع کنه. یکی از اینترن ها گفت یه مریض اتاق آخر داریم از وقتی اومده حال عمومیش خوب نیست ؛ هم اینتوبه هست هم کلیه اش نارساست و تو شوک سپتیکه و به زور اپی نفرین فشارش رو بالا نگه داشتیم و به خاطر این اپی نفرین دچار ایسکمی مزانتر شده و چند روزه بستریه. یه چند دیقه گذشت بلندگوی بیمارستان کد ۹۹ اعلام کرد و تیم CPR بر سر همون مریض حاضر‌ شدن و دیدیم که بله نبضش رفته قلبش ۴۰ تا میزنه اونم با ریتم نامنظم و هیچ اثری از P و QRS و T دیده نمی شد. دستکش پوشیدم و تا دستگاه DC Shock بیاد مریض رو CPR کردم و بعدش با دستگاه هم امتحان کردیم چند بار ولی جواب نداد که نداد و مریض اکسپایر‌ شد. پ.ن ) اینتوبه : تنفس مصنوعی با دستگاه شوک سپتیک : افت فشار خون غالبا به خاطر عفونت. ایسکمی مزانتر : روده های بیمار بهشون خون نرسه و نکروز بشن.

همین الان مریض تو بخش کد CPR خورد و از جمع ما رفت💔 شب میام تعریف میکنم

اینجا اتاق عمل نیست! خود اورژانسه دیدی اول پوست و بعدش عضلات بین دنده ای و بعدش خود دنده های مریض رو برش داد و رسید به خود ریه ها و قلب ؟ چرا این کارو می کنیم ؟ - برای تزریق مستقیم به خود قلب - برای تخلیه خون قفسه سینه کِی ها این کارو می کنیم ؟ زیاد وارد جزئیات نشیم : - توی مریضی که چاقو خورده به قفسه سینش و تو آمبولانس یا اورژانس بیمارستان یهو ایست قلبی میکنه... اگه خوشت اومد ری اکت بزن 😁