ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

آن سوی روپوش سفید

آن سوی روپوش سفید

前往频道在 Telegram

روایت‌های بی‌سانسور روزهای یک دانشجوی پزشکی از زاویه‌ای نزدیک‌تر / ارتباط با من : 1) از گوشه ی پایین سمت راست 2) لینک ناشناس http://t.me/HidenChat_Bot?start=8284493677

显示更多
未指定国家未指定类别
402
订阅者
-224 小时
-67 天
-830 天
帖子存档
توی فیزیوپات تنها ، تنها و تنها منبعی که شما رو بی نیاز از سایرین و با سوادتون میکنه و همزمان برا آزمون های پره و رزیدنتی آماده میکنه همین QB عه.از خوندن گایدلاین و فیلم دیدن ها و ... به شدت خودداری کنین و فقط تایم بزارین رو Qb و داخلی ها رو با اون بخونید

برای ما که خیلی سنگین بوده و با کورس قلب شروع شده

کلا پزشکی تا مقطع اکسترنی راحته هر فسادی دارین تا اون زمان بکنین

فیزیوپات تا الان سبک بوده و خیلی داره خوش میگذرههه🥹

برا این که سال بعد این حسو نداشته باشی الان دیگه نباید تو تلگرام باشی

هیچی فعلا دور دورِ خانواده محترمه چون من برا بار دوم کنکور رو گند زدم😊🤣

ناشناسو حتما نصب کنید

خواب دیدم داری از ذوق روستا رفتن و هوای پاک و ایناش حرف میزنی تو چنلت بعد یهو گفتی اما دوساله با الهه عقد کردم و چون حس میکنم بم خیانت کرده دیگه روستا رو دوس ندارم😐😂 مغز من تو خواب واقعاااا شیش میزنه

اگه هنوز رتبه‌های برتر دستیاری دندانپزشکی رو ندیدید، پیشنهاد میکنم حتما یه سرچی در اینستاگرام بکنید. همه خوشگل، خوشتیپ، چهره‌ها شاداب، اصلا انگار سوپرمدل. واقعاً چرا دندان‌پزشک‌ها انقدر زیباترن؟

می گید جمعه بعد از ظهر ها حال و هوای غمگینی داره...قبول دارم.از حس غمگین اون دانش آموزی که تکلیفاش رو گذاشته برا جمعه عصر گرفته تا دانشجویی که فردا صبح الطلوع باید دانشگاه باشه! برا همینه که من جمعه عصر ها رو میرم بیرون و خونه نمی مونم.هر بیرونی گرفته از قدم زدنِ تنهایی و دو تایی گرفته تااا اکیپ های چند نفره😄

جمعه ها برای خانواده های ایرانی معنی دیگه ای داره. اصلا جذاب ترین بخش پاییز همین صبح جمعه های آفتابیشه و به نظرم آفتاب توی پاییز و زمستون خیلی خیلی بیشتر از تابستون می چسبه.چیه این هوای ابری که اعصاب آدمو به هم می ریزه ؟!منم اینجا جمعه صبح ها اگر بیمارستان نباشم تایمم تقریبا دست خودمه ، اگر بیرون نرم با رفقا ، تایمشو اختصاص میدم به خودم.صبحِ زود آبو میزارم رو گاز و تا به جوش بیاد میرم دنبال بربری و وقتی که برمیگردم بوی قرمه سبزیِ همسایه پایینی هوش از سرم میپرونه و منو تا نزدیک faint کردن میبره! هر جور شده خودمو به خونه میرسونم و یه صبحونه ی ناب ایرانی به همراه چایی + خرما میزنم بر بدن.پنجره ی هال خونه ام ویوش رو به فضای بازه نه خیابون و کوچه و این جذابیتش رو چند برابر میکنه برا همین بعد از صبحونه پرده ها رو کنار میزنم ، پنجره های هال رو باز میکنم تا نور و روشناییِ دل انگیز پاییزی بتابه به خونه ( همینجا بگم که از خونه هایی که روشنایی ندارن و روز ها هم مجبوری چراغ روشن کنی متنفررم! ) و آخرین قُلُپ های چای رو در حالی که از پنجره بیرونو نگاه میکنم و این سردیِ جذاب پاییز میخوره به صورتم ، می نوشم و میگم زنده باد به خودم که تو روزای سخت پا پس نکشیدم! چایی داره تموم میشه اما این صحنه ی از پنجره بیرون رو نگاه کردن ، ذهن منو میبره به سال ها پیش که جمعه ها تک و تنها توی خونه ی پدری ، به منوال همیشه خانواده میرفتن بیرون و تفریح و گردش اما من خودم رو حبسِ اتاق کرده بودم و زندگی برایم جز درس خوندن معنیِ دیگه ای نداشت! یادمه اون روزا جمعه که می شد پرده های اتاقم رو کنار میزدم و از پنجره به آسمون نگاه میکردم و میگفتم : مطمئنم همین صحنه رو سالِ بعد وقتی رشته خوب میخونم تکرارش خواهم کرد... الان سختی بکش و باقیِ زندگیت رو به عنوان یک قهرمان زندگی کن.خودم به خودم میگفتم میدونم روزای سختیه ولی روزای خوب مام میرسه پسر... میرسه روزایی که جمعه ها ما هم بزنیم بیرون و دغدغه ی درس و کنکور و ... نداشته باشیم... و رسید اون روز ها.خطاب به تویی که شاید داری این روزا رو تجربه میکنی میگم : هیچ شبی تا آخر شب نمیمونه و روزای خوب توعم میرسه ... عرق هایی که الان می ریزی تاوان همون اشک شوقی خواهد بود که بعدا خواهی ریخت...مخلص همگی✌🏼

امروز یک تار موی ریشِ سفید دیدم رو چونه ام.دارم آروم آروم به شوگر بودن نزدیک میشم البته از شوگر بودن فقط همین یدونه تار سفیدو دارم

امروز صبح که رسیدم بیمارستان و داشتم از سربالایی بیمارستان بالا میرفتم همزمان به این فکر میکردم که چقدر دغدغه های بچگی مون لذت بخش بود! صبح به زور از خواب پا می شدیم و همین که میرسیدیم مدرسه با دیدن همکلاسی ها و رفیقا خواب از سرمون میپرید و زنگ های اول و دوم و سوم و ... رو با عشق و بگو بخند و شوخی های هنجار و ناهنجار (!) میگذروندیم.سه شنبه ها زنگ ورزش داشتیم ، دوشنبه ها که تموم میشد تا شب یه هیجان ریزی تو دلمون بود که به به فردا زنگ ورزش انتظارمون رو میکشه...سه شنبه ها زنگ دومش ورزش داشتیم و زنگ اولش ریاضی.معلم ریاضی صدامون میکرد پای تخته که نوبتی تمریناتِ فصل (( هندسه و استدلال )) رو حل کنیم.باید اثبات میکردیم که این دو مثلث به حالت (( ض ز ض )) یعنی دو ضلع و یک زاویه ی بینشون ، هم نهشت هستند...😄 قند توی دلمان آب می شد که الان زنگ میخوره و ریاضی تموم میشه و میریم حیاط مدرسه 3 تیم بشیم و فوتبال بازی کنیم...دوپااامین خالص! به قول شایع : بابا به به عجب رنگی ، عجب آفتاب قشنگی...مزه ی اون روز ها هنوزم زیر زبونمه.من و رفیقام تو برف و بارون و حتی زمانی که حیاط مدرسه لبا لب پر از آب بود و داخل کتونی ورزشی هامونو صدای شُلب شُلب آب پر میکرد بازم حاضر نبودیم فوتبالمون رو از دست بدیم.از مسابقات فوتبال بین کلاسی نگم که فقط پسرا میدونن چه هیجان و دوپامین و سروتونینی داشت.تو ذهن همدیگه یه رونالدینیو ای بودیم برا خودمون.معمولا آبان ماه اونم زنگ های آخر برگزار میشد و کل مدرسه به تماشای بازیِ غول های فوتبال دو تا کلاس مینشستن.از تشویق هاش گرفته (( نون و پنیر و بامیه ، سجاد بزن تو زاویه ... )) گرفته تا گل پیروزی که همه میریختن رو سر کسی که گل زده برا کلاسشون... وااااه واه 🔥 مگه میشه دل کند از اون روزا ؟ اون روز ها فکرشم نمیکردم که چند سال بعدش تو 20 و خورده ای سالگی همچین حس پوچی رو نسبت به زندگیم و آیندم داشته باشم.بازم میرسم به این جمله که بزرگسالی ایام خوبی نیست که نیست...

نظر یکی از بچه ها تو ناشناس : دندون هزار برابر بهتر از پزشکی هستش تو مدت تحصیل فشار کمتری بهتون وارد میشه سریع تر به درآمد میرسین و هزااار تا دلیل دیگه گول اینکه من به فلان چیز علاقه دارم و فضای بیمارستان رو دوس دارم و این چیزا رم نخورین از نزدیک که بیاین ببینین ، واسه خیلیا اینطوریه که میفهمن اصلنم علاقه ندارن به این فضا و کار کردن توی بیمارستان هر کسی رتبه ش به دندان تعهد میخوره بره دندون و پزشکی نیاد این تجربه کسی هستش که قبل دانشگاه فکر می‌کرد عاشق پزشکیه ، دلم پره از انتخابای ۱۸ ۱۹ سالگیم😄

3) تو ناشناس پرسیدن آیا بریم پزشکی کارتن خواب میشیم ؟ نه کارتن خواب نمیشی هر دو تاش درآمد خوبی داره ولی به اون درآمد خوب با دندون پزشکی ، تو جوونیت و وقتی که سرحالی میرسی وقتی که هنوز دلت سفر و باشگاه میخواد نه تو ایام پیری.پزشکی حداقل 17 سال با درآمد خوب فاصله داری.اگه آدمی هستی که میتونی 16 17 سال با ساپورت خانواده بگذرونی ، بسم الله بیا پزشکی.

2) تو ناشناس پرسیدن دندان تعهدی یا پزشکی روزانه ؟ من باشم و برگردم عقب دندان تعهدی رو میزنم به هزار و یک دلیل.من دو نفر از نزدیکانم یکیشون ترم 1 پزشکی بود مرخصی گرفت و رفت برا دندون خوند و قبولم شد دندون پردیس ، الان هر بار میپرسم راضی ای از انتخابت ؟ میگه راضی ترینم و همینکه مجبور نیستم کشیک بدم و شب بیداری بکشم بهترین انتخابه + یکیشون هم ترم 3 پزشکی بودم تغییر رشته داد به دندون با هزار مصیبت.اون موقع مسخرش میکردیم الان می فهمم کار درستو اون کرد.

1) تو ناشناس پرسیدن : خب اینکه میگن دندون خیلی اشباع شده، چی؟ دندون پزشکی هیچ وقت اشباع نمیشه و همیشه مریض خودشو داره.این پزشک عمومی هستش که فله ای داره می ریزه بیرون و همین الانش اشباعه.دندان پزشک عمومی حتی اگر اشباع بشه باز حاشیه ی امن درآمد خودشو داره.خیلی نگران اشباع دندون هستین میتونی تخصص بگیری تو دندون که درآمد های فوق العاده ای داره.در حالی که الان دارن ظرفیت های تخصص پزشکی رو هم هر سال 12 درصد زیاد میکنن که اینم چند سال بعد اشباع میشه.

بچه ها یادتون بیاد من یه زمانی مقایسه بین دندون و پزشکی رو گذاشته بود و این که چرا دندون انتخاب خیلی بهتریه.برای بچه هایی که جدیدا اومدن و میخوان تصمیم بگیرن کدومش برن.موافقید پیام هاشو دوباره بفرستم بخونید ؟ ( یکم طولانی )

توی بخش زنان یجوری تروماتیزه شدیم که موندم از کجا شروع کنم به نوشتن راجبش فقط در همین حد بگم که رزیدنت های زنان به ابلفضل بعضی هاشون از خیلی از مرد ها مرد ترند.