𝗟𝗜𝗡𝗚𝗨𝗜𝗦𝗛 | لینگویش
前往频道在 Telegram
🇬🇧 One lesson a day, one step closer to fluency. 🇮🇷 هر روز یک درس، یک قدم تا تسلط به انگلیسی. مارو به دوستان خودتون معرفی کنید🍓✨️ راه های ارتباطی :👇🏻 @Nariman639
显示更多923
订阅者
-2824 小时
-1787 天
+36130 天
帖子存档
تلفظ کلمات
Sofa → سوفا
Chair → چِر
Bed → بِد
Pillow → پیلو
Blanket → بِلَنکِت
Door → دور
Window → ویندو
Mirror → میرِر
Lamp → لَمپ
TV (Television) → تیوی (تِلِویژن)
Refrigerator (Fridge) → ریفریجِرِیتِر (فریج)
Stove → اِستُوو
Plate → پِلِیت
Spoon → اِسپون
Fork → فورک
Knife → نایف
Cup → کاپ
Shower → شاوِر
Toilet → تُویلِت
Washing Machine → واشینگ مَشین
چند تا از پرکاربردترین Household Vocabulary:
🛋️ Sofa = مبل
🪑 Chair = صندلی
🛏️ Bed = تخت
🛌 Pillow = بالش
🛏️ Blanket = پتو
🚪 Door = در
🪟 Window = پنجره
🪞 Mirror = آینه
💡 Lamp = چراغ
📺 TV (Television) = تلویزیون
❄️ Refrigerator (Fridge) = یخچال
🔥 Stove = اجاق گاز
🍽️ Plate = بشقاب
🥄 Spoon = قاشق
🍴 Fork = چنگال
🔪 Knife = چاقو
🥤 Cup = فنجان / لیوان
🚿 Shower = دوش
🚽 Toilet = توالت
🧺 Washing Machine = ماشین لباسشویی
Example:
The sofa is in the living room.
I put my pillow on the bed.
The refrigerator is full of food.
Please close the window.
She is washing the plates.
چند جمله کاربردی برای آدرس دادن (Giving directions):🚙🔄
Go straight ahead.
مستقیم برو.
Turn left at the corner.
سرِ گوشه به چپ بپیچ.
Turn right at the traffic lights.
سر چراغ راهنمایی به راست بپیچ.
It’s on your left.
در سمت چپت است.
It’s on your right.
در سمت راستت است.
It’s next to the bank.
کنار بانک است.
It’s opposite the supermarket.
روبروی سوپرمارکت است.
It’s between the school and the park.
بین مدرسه و پارک است.
Go past the hospital.
از کنار بیمارستان رد شو.
Take the first street on the left.
اولین خیابان سمت چپ را برو.
Take the second street on the right.
دومین خیابان سمت راست را برو.
Cross the street.
از خیابان رد شو.
The building is behind the library.
ساختمان پشت کتابخانه است.
It’s about five minutes from here.
حدود پنج دقیقه از اینجا فاصله دارد.
You can’t miss it.
نمیتوانی آن را پیدا نکنی / خیلی مشخص است.
تفاوت دو کلمه مهم advice & advise 🌐
advice /ədˈvaɪs/ → اسم (Noun) = نصیحت، توصیه
Can you give me some advice? (میتوانی به من توصیهای بکنی؟)
---
advise /ədˈvaɪz/ → فعل (Verb) = نصیحت کردن، توصیه کردن
I advise you to study more. (به تو توصیه میکنم بیشتر درس بخوانی.)
ترفند حفظ کردن:
advice = اسم = توصیه
advise = فعل = توصیه کردن
Repost from اخبار کیری مهم
#شهروند_خبرنگار
از سمت شهر سهند تو تبریز موشک شلیک کردن
#Helsinki
@KiriMohems
