-𝟔𝟕𝟐𝟐
关闭频道
تِکه ای از وجودِ مَن، برای هَمیشه سوخت..
显示更多未指定国家未指定类别
505
订阅者
-524 小时
-317 天
+8630 天
帖子存档
504
آخ بیچاره از چشمام و قلبم و موهام
هرچی میشه اول چشمام باید تاوان بده
بعد قلبم باید تند تند بتپه تا بتونه خون به کل بدنم برسونه بعد موهام که دسته دسته بریزه و بره آشغالی
چیزی که خیلی خیلی قلبمو خورد میکنه اینه که هربار که موهامو میبافم میبینم نازک تر از دفع پیش شده..💔
504
و اگر روزی از تو درباره من پرسیدند، به آن ها بگو :
لجباز بود؛ بیشتر از آنچه باید، دوستم داشت.
اذیتم میکرد و سپس خودش گریه کنان پیشم می آمد و میپرسید:«دوستم داری؟!»
خیلی حسود بود؛ از هرکسی که دور و برم میچرخید، بدش می آمد.
همیشه به سمت من می آمد انگار من مقصدش بودم و تمام راه ها به من ختم میشد .
به آن ها بگو خیلی هم خودخواه بود، همیشه میخواست من کنارش و فقط برای او باشم.
با تمام وجود عصبانی میشد.
اما با وجود همه ی این ها تا پای جان عاشقم بود،
آن قدر نگرانم بود که حتی از نور خورشیدی که به من میخورد، میترسید مبادا آسیبی به من برسد.
504
نبودی
ببینی
چقد بعد بی تو شدن غصه خوردم
نبودی
ببینی
که روزی هزار بار به یادت می مردم
نبودیییییی
ببینیییییییییییییی
چه آتیشی انداختی به روحوووو جونم
504
روزایی که بهم سخت میگذشت، بارها آرزو میکردم
که وقتی گوشیم رو چک میکنم، یه پیام از تو داشته باشم.
