SN
前往频道在 Telegram
In every life, you. 1404/10/11
显示更多未指定国家未指定类别
319
订阅者
-424 小时
+397 天
+3930 天
帖子存档
319
قبلا ، فکرمیکردم فیلما و رمانا زیادی شلوغش میکنن
اخه مگه میشه ادم از پیش کسی که دوسش داره برگرده و هنوز برنگشته دلش تنگ شه؟
اخه مگه میشه ادم هنوز برنگشته تو مسیر برگشت بغض کنه گریه کنه؟
اخه مگه میشه به حدی از دلتنگی برسی که برای ذره ای از عطرش جون بدی؟
اخه مگه میشه شب تا صبح لباسشو بغل کنی با ارامش بخوابی؟؟؟
گذشت…شد الان
الان؟ الانی که هنوز برنگشته دلم براش تنگ میشه هربار هرلحظه جوری بغلش میکنم انگار قراره فردا بمیرم و اخرین بغلم باشه
هربار جوری نگاهش میکنم انگار اخرین اخرین اخرین ادم روی زمینه
هربار نامه هاشو توی پاکت میزارم تا عطرش نپره و هر چند روز یه بار از دلتنگی میرم سراغ پاکتا و نامه هاش
با خودم میگفتم فیلما زیادی شلوغش میکنن مگه میشه یه نفرو انقد دوست داشت که عکسشو بوسید؟ هرروز صبحم چشمام باز نشده اول عکسش روی بک گراندمو میبوسم
بعد عروسکی که برام خریده رو میبوسم و محکم بغلش میکنم و هرلحظه دلتنگ تر میشم
با خودم میگفتم، بغل کردن لباس طرف از روی دلتنگی دیگه تهشه دیگه ته مسخره بازیه
ولی خودم ؟ خودم دیشب تا صبح تیشرتش بغلم بود دیشب تا صبح بدون اینکه حتی یه کابوس ببینم و یا حتی یه بار از خواب بپرم گذشت انگار اروم ترین خواب دنیا رو داشتم
اره شد.. همه ی چیزایی که یه زمانی با خودم میگفتم این دیگه خود مسخره بازیه الان فهمیدم این دیگه خود عاشقیه
الانی که روز به روز بیشتر از قبل عاشقش میشم تمام چیزایی که یه زمانی مایه ی مسخره بازیام بود دونه دونه رنگ عشق گرفتن و من؟ روز به روز عاشق تر شدم
