ch
Feedback
# 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (new)

# 𝑫𝒓𝒊𝒆𝒅 𝑹𝒐𝒔𝒆𝒔 (new)

前往频道在 Telegram

𝓤𝓷𝓽𝓲𝓵 𝓽𝓱𝓮 𝓛𝓪𝓼𝓽 𝓟𝓮𝓽𝓪𝓵 ... . . @DriedRoses_bot فیکشـن # The story began with his eyes

显示更多
未指定国家未指定类别
454
订阅者
-424 小时
-77 天
+12730 天
帖子存档
یکم شلوغم اما سعی میکنم حتی شده کم بهتون فردا پارت بدم.

داریم به پارت های رمزی نزدیک می‌شیم و اگه خوندید تا الان نظری ندادین لطفا بدین:(

خواستید اینجا هم برید.

Repost from N/a
╿༷ 𝑶𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕 ༷ ╿༷༷༷ می: کریس.. چراغ هارو خاموش نکن!.. ازت خواهش میکنم.... ༷ ╿ ୨ৎ 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑭𝒐𝒖𝒓𝒕𝒉 𝒐𝒇 𝑱𝒖𝒍𝒚 ╿
╿༷ 𝑶𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕 ༷ ╿༷༷༷ می: کریس.. چراغ هارو خاموش نکن!.. ازت خواهش میکنم.... ༷ ╿ ୨ৎ 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑭𝒐𝒖𝒓𝒕𝒉 𝒐𝒇 𝑱𝒖𝒍𝒚 ╿ ୨ৎ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒈𝒏𝒆𝒔 ╿ ୨ৎ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒉𝒐 ╿📎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 ╿💌 𝑨𝒏𝒐𝒏𝒚𝒎𝒐𝒖𝒔 ╿✍ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 𝑳𝒐𝒖𝒊𝒔

Repost from N/a
╿༷ 𝑶𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕 ༷ ╿༷༷༷ می: تو بودی نه؟.. اون کسی که همه ازش میترسن؟ هه، مافیای بزرگ، کریستوفر، بزرگترین مافیای قاچاق اعضای
╿༷ 𝑶𝒏𝒆 𝒔𝒉𝒐𝒕 ༷ ╿༷༷༷ می: تو بودی نه؟.. اون کسی که همه ازش میترسن؟ هه، مافیای بزرگ، کریستوفر، بزرگترین مافیای قاچاق اعضای بدن... ༷ ╿ ୨ৎ 𝑵𝒂𝒎𝒆: 𝑨 𝒓𝒆𝒄𝒌𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒅𝒓𝒆𝒂𝒎 ╿ ୨ৎ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆, 𝑨𝒈𝒏𝒆𝒔 ╿ ୨ৎ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒉𝒐 ╿📎 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍 ╿💌 𝑨𝒏𝒐𝒏𝒚𝒎𝒐𝒖𝒔 ╿✍ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒕𝒆𝒏 𝒃𝒚 𝑳𝒐𝒖𝒊𝒔

پست اون یکی چنلمم ببینید چون چانهوعه

🤩 در امتـداد رود سِــن؛ جایی میان بــاران و‌ بــویِ خداحافظی دوسـتت داشتم، شاید در پـایان این ســفر تــو نیز مـرا دوسـت بداری... 🌟 شروع ســفر؛
صدای درهم کوبیده شدن در، برای همیشه روی ذهنش خط انداخت؛ انگار دیوارهای خانه هم انتخابش را به سخره می‌گرفتند. شقیقه‌هایش تیر می‌کشید و بوی تلخِ بازنده بودن، مشامش را پر کرده بود. یک سکوت، یک مُهر، یک قفل و در نهایت، آوار شدن تمام خاطراتشان روی سرش. باز هم یک انتخاب اشتباه و پشیمانی…؟ نه. شاید… چطور باید از سایه‌های وحشت برایش می‌گفت؟ از حس ناامیدی و ترسِ از دست دادن تمام چیزهایی که تا به امروز با هم ساخته بودند؟ می‌ترسید؛ از تمام بادهایی که بعد از انتخاب آن مرد قرار بود لابه‌لای خاطرات باارزششان زوزه بکشند و ستون‌های محکمی را که با دست‌های خود ساخته بودند، با خاک یکسان کنند. لندنِ بارانی؛ شهری که انگار برای جدایی‌های عاشقانه ساخته شده بود. اما کدام عشق…؟ اسم احساسی که میانشان بود چه بود؟ نه… عشق برای این رابطه واژه‌ای کمی حقیر به نظر می‌رسید. اما چرا آن مرد اصرار داشت اسمش را عشق بگذارد؟ به محض بلند شدن از روی کاناپه، تاریِ دید و سرگیجه به سراغش آمد و سقوط دراماتیکش روی سرامیک‌های سرد خانه رقم خورد. هنوز هم تلاش می‌کرد به خودش ثابت کند رفتن… رفتنش… نبودنش، اتفاقی کاملاً عادی در یک عصر بارانی بوده است. چه جوک مزخرفی! مغزش می‌گفت: اتفاق عادی. نگاهش به یک جفت بلیت قدیمی افتاد؛ بلیت‌هایی که تاریخشان گذشته بود. یک سفر به فرانسه؛ شهر عشاق. آه… از این کلمه و تمام مشتقاتش متنفر بود. بازدمش را عمیق بیرون فرستاد و بار دیگر تمام توانش را برای ایستادن به کار گرفت، اما نه… بدنش انگار عمق فاجعه را بهتر از خودش درک کرده بود. صدای چرخش قفل و بلافاصله بعد از آن، صدای باز شدن طاق‌به‌طاق در، سکوت خانه را شکست. — لعنت بهت، لی مینهو! نمی‌خوای بیشتر فکر کنی؟ — درباره چی، کریس‌شی؟ — چرا روی زمین نشستی؟ — افتادم… چون نمی‌تونم سرپا… مسیر ورودی تا وسط هال، با چند قدم بلندِ مرد طی شد. مقابل پسرک عزیزش زانو زد و با نگاهی مملو از تمنا به او خیره شد. — بریم پیش سِن؟ — بریم… همین؛ یک بلیط دیگر در امتداد رود سِن. شاید اینبار دیر نشده باشد.    در تمام این سال‌های متوالی، یک ریسه‌ی نامرئیِ قرمز که منشأیی مقدس داشت، دورشان پیچیده شده بود؛ ریسمانی که با هیچ‌چیز قابل بریدن نبود. اما مینهو تا کجا سکوت می‌کرد؟ تا کجا بنگ چان در حسرت شنیدن جمله‌ی «دوستت دارم» می‌ماند؟

🎐 𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐠𝐨 𝐝𝐨𝐰𝐧; 𝐓𝐡𝐞𝐧 𝐰𝐞 𝐠𝐨 𝐝𝐨𝐰𝐧 𝐭𝐨𝐠𝐞𝐭𝐡𝐞𝐫... 𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐡𝐨𝐥𝐝 𝐨𝐧 𝐈 𝐦𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐣𝐮𝐬�
+4
🎐 𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐠𝐨 𝐝𝐨𝐰𝐧; 𝐓𝐡𝐞𝐧 𝐰𝐞 𝐠𝐨 𝐝𝐨𝐰𝐧 𝐭𝐨𝐠𝐞𝐭𝐡𝐞𝐫... 𝐈𝐟 𝐲𝐨𝐮 𝐡𝐨𝐥𝐝 𝐨𝐧 𝐈 𝐦𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐣𝐮𝐬𝐭 𝐬𝐭𝐚𝐲 𝐟𝐨𝐫𝐞𝐯𝐞𝐫.

🌟Ed  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Zuko ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #AvatartheLastAirbender #Animation

🌟Ed  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Victor ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #Arcane #Animation

🌟Ed & Vi  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Hwaik ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #LoveJunkie #Manhwa

Repost from N/a
✉️ ︙ ‌⎯ ناٰمـه ے ویکٿور هوگو بـه همسر دلبنـدش آدل عشقی که بـا حسادت همراه نبـاشد نـه واقعی است و نـه پـاك . مطمئن بـاش کسانی که هیـچ حس حسادتی نسبت به یـك زن ندارند ، تمامی زنـان را دوسٿ می‌دارند . عزیزم ، آدل محبوبـم ، یکبار بـه من گفته‌اے دوستم دارے و تـا زمانی که خلاف آن را به من نگویی ، می‌خواهم آن را بـاور کنم و تصمیم دارم بـه این بـاور شیرین همچون تنها اعتقادے کـه مرا به زندگی پیوند می‌دهد ، بیـاٰویزم .

Repost from N/a
+1
‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌‌⸱࣭   𓄹 𝚻𝗋𝗎𝗌𝗍 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗵𝘂𝘀𝗯𝗮𝗻𝗱 𝖺 𝗅𝗂𝗍𝗍𝗅𝖾 𝚳𝗈𝗋𝖾 𝜗𝜚