family.mask
前往频道在 Telegram
Welcome to Family Mask 🥷 کارای نسبتاً بزرگمو نشون میدم.. آرتام/داستانام/اهنگام جهت اینکه تنها نباشم حرفی انتقادی دارین اینم ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=8580210785
显示更多未指定国家未指定类别
242
订阅者
+2024 小时
+27 天
-1830 天
帖子存档
242
من به نظرت گیم میزنم؟
درسته مال ۲۰۱۹س ولی هنوز برام عین هو سرور ناسا برام کار میکنه آخ نمیگه
حرف خریدن تبلتو باهام نزن چون یه تیکه از وجودمه
242
به خدا هم سن تو آیپد دستشه داره گیم میزنه
بعد تو با یه تبلتی که مال زمان دایناسوره رو هنوز داری باهاش آرت میزنی
242
اون تبلتو ۶ ساله داری ولش کن
به خدا برات آیفون میخرم فقط اونو ول کن با هم آیپد برات میخرم
242
وای خاله الان انتظار داری بیام بگم دستت درد نکنه؟
بیا جمع کن بساطتو هنوز گوشیو روشن نکردم بیا ببرش
من با تبلتم راحت ترم
242
Repost from Silenxx✨
فولدر کوچیکی از کوچولوهای هنرمند با اثار باشکوهشون که همشون ارزش حمایت شدن دارن!🧚🏻♀
🤌🏻🧚🏻♀
همه افراد شرکت کننده فور بزنین بذارین 12 ساعت بمونه فولدر اد زدن تمامچنلا به اجبار نیست ولی بگردین حتما مورد علاقه هارو اد کنین مهربون باشین و ازهم حمایت کنین🧚🏻♀پوزش بابت تاخیر و ممنان از درکو صبر و شکیبایی شما:› بوس بای
242
قضیه از این قرار بود که مستر توی پارک نزدیک خونهشون بوده که یه نیسان با سرعت نسبتاً زیاد میره روی دستانداز ظاهراً دستانداز خیلی پهن و بلندی بوده، چون ماشین تعادلش رو از دست میده و میخوره به جدول وسط بلوار
یهدفعه خانومه که کمربند نبسته بوده، از شیشه عقب پرت میشه بیرون و میافته وسط خیابون
مستر سریع میره بالای سرش میبینه هوشیاره، ولی اصلاً نمیتونه تکون بخوره. چون قبلاً دوره امداد دیده بوده(تا اونجایی که من میدونم هلال احمر)، به بقیه میگه کسی بهش دست نزنه، چون ممکنه گردن یا ستون فقراتش آسیب دیده باشه
تا آمبولانس برسه هم همونجا کنارش میمونه و باهاش حرف میزنه
آمبولانس میرسه و خانومه رو با برانکارد و گردنبند طبی میبرن
بعد از این ماجرا، مستر با دو تا از رفیقاش میرن وسط خیابون و شروع میکنن تکههای پلاستیک و شیشههای ریختهشده رو جمع کردن که ماشینها بهشون نخورن و ترافیک هم نشه
هنوز چند دقیقه نگذشته بوده که یه پژو پارس قدیمی از پشت سر میاد. نه چراغ داشته، نه بوق. با سرعت حدود ۴۰ ۵۰ کیلومتر
آینه بغل ماشین میخوره به شونه و بازوی چپ مستر و طرف حدود دو متر پرت میشه اونور و میافته زمین
شونهاش در میره و آرنجش هم ترک میخوره. خوشبختانه موقع افتادن دستش جلوش بوده و غلت میزنه و ضربهای به سرش نمیخوره
چند ثانیه گیج بوده و حالش رو از دست میده، ولی نفس میکشیده
رفیقاش که میرسن بالای سرش این بار دیگه میدونستن نباید تکونش بدن. سریع با آمبولانس تماس میگیرن
حدود دو سه دقیقه بعد خودش به هوش میاد ولی میگه: دست چپم رو حس نمیکنم
میبرنش بیمارستان، عکس میگیرن و میگن شونهاش دررفته و آرنجش هم ترک خورده، ولی خوشبختانه آسیب جدی به سر و گردنش وارد نشده
چند روز گچ و آتل داشت و خلاصه با کلی دردسر، ولی در نهایت جون سالم به در میبره
نکته عجیب ماجرا اینه که مستر اول برای کمک به یه نفر جلو میره، بعد خودش هم چند دقیقه بعد همونجا تصادف میکنه😭😂❤️(این آخریو ببخشید که نوشتم مستر)
میگفت من خیرم به بقیه میرسه ولی بقیه نه
242
+1
Lurd Quas:
هی Mr.P چرا این کارو کردی؟
Mr.P:
من هم میتونم فرشته نجات باشم هم شیطان پست فطرت
(انتخاب با خودمه!)
family.mask🥷
242
بعد بچه ها جالب اینجاست که فنزی این مدت که رو تخت بیمارستان بود
طاقت نیاورد گفت تبلتمو برام بیارید میخوام طراحی کنم
اما یه حرف عجیبی بهم گفت که بعدا فهمیدم معنیشو
فرض کن یه دستت تو گچ باشه بشینی طراحی کنی😂😭
242
+1
بنده خدا فنزی یکی از رفیقاش گوشیشو پیدا کرده بود اونم اینطوری
فک کنم به خواطر این اوضاع روحیش به هم ریختس
242
بچهها گل ریزون کنید
فنزی صبح مرخص شد
حالش هم خوبه (البته به جز دست چپش )
به هر حال من یکی که قضیه تصادف رو کامل از رفیقاش شنیدم و فک نمیکردم اینقدر دل جرعت داشته باشه
