254
订阅者
+124 小时
+127 天
+5230 天
帖子存档
خدا لعنت نوترون اینقدر خندیدن کل تایم دستشون به پله ها بود نیوفتن_ بعد من دوبار بعدشم در حال افتاد_
خیلی بد بود ولی اون دوتایی که داشتن ددی مادر فاکا میگفتن نفسشون رفت_
افتادم دستمالا از جیبم ریخت کل پله یه جوری لرزید وای نابود_
دستم تو جیبم بود و قیافم که مصیبت زده داشتن مسخره ام میکردن که ددی مادر فاکا بعد همون لحظه
واقعا همه چی زودتر میره تو مغزم تازشم طراحیام درست در میاد✨
