ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

رِ

رِ

前往频道在 Telegram

🦦✨️

显示更多
未指定国家未指定类别
1 173
订阅者
无数据24 小时
-67 天
-3430 天
帖子存档
رِ
1 173
یه وقتایی دوست داشتنم تموم نمی‌شه؛ فقط دیگه دنبالش نمی‌رم.

رِ
1 173
تو مانند اولین بیست کلاس اولم بودی همانقدر شیرین … :)

رِ
1 173
وقتی یکی تو‌ جمع ازت تعریف میکنه حواست به اونی که بحثو عوض میکنه باشه

رِ
1 173
🥲

رِ
1 173
من ممکنه تو ثانیه پیامو سین کنم و جواب بدم و ساعت ها حرف بزنم با یکی و هم ممکنه بعد چند هفته جواب پیام رو بدم و بعد دوتا پیام دادن دیگه خسته بشم. همه چی به مودم بستگی داره. اگر مودم بد باشه هیچ پیامی رو جواب نمیدم به جز آدمی که برام مهمه. و خودمم روی این قضیه دیر سین زدن خیلی حساسم. اگه طرف برام مهم نباشه به کتفمم نیست که زود سین بزنه یا دیر. اما وای به حال وقتی که کسی که بهش پیام میدم واسم مهم باشه؛ کافیه یک ثانیه دیر سین بزنه تا هزار تا فکر باهم بیوفتن به جونِ مغزم.

رِ
1 173
فکت
کسانی که روز گریشون میگیره دقیقا همون کسایی هستن که بیشتر از همه میخندن

رِ
1 173
هنوز آدمایی هستن که سطح زندگی براشون مهمه ولی سطح شخصیت مهمتره. پول داشتن بد نیست، اینکه فکر کنی پولت اجازه میده هر رفتاری داشته باشی دقیقا همون چیزیه که آدم درست رو ازت دور میکنه...

رِ
1 173
وقتی دلت براش تنگ میشه اما هیچ کاری نمی‌تونی انجام بدی:
وقتی دلت براش تنگ میشه اما هیچ کاری نمی‌تونی انجام بدی:

رِ
1 173
Ebru Gündeş - Çağırın Gelsin (128).mp34.60 MB

رِ
1 173
sticker.webp0.13 KB

رِ
1 173
ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺍﺯ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺁﻏﺎﺯ ﯾﮏ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺑﯽ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﻮﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺘﻦ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﻮﺧﺘﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽﺗﺮسم ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺑﺎﺧﺘﻦ نمیﺗﺮﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺗﺎﺧﺘﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﺎختن ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯽ ﺗﺮﺳﻢ. -فروغ فرخزاد.

رِ
1 173
Oy.oy🥴

رِ
1 173
با کسی ک باهات بازی میکنه بازی کن نجنگ 🤷‍♀️ا🤭

رِ
1 173

رِ
1 173
آن‌چنان جای گرفتی تو به چشم و دل من که به خوبان دو عالم نظری نیست مرا.
-مولانا.

رِ
1 173
توی دنیایی که همه گل لیلیوم دوست دارن من هنوز عاشق گل‌ رزم✨

رِ
1 173
به نظر من “بیا بغلم” یکی از قشنگ‌ترین دعوت‌های دنیاست.

رِ
1 173
چشمُ دلِ حریص من از دیدن تو سیر نمیشه:)

رِ
1 173
با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده‌ام آب گاهی مومنین را هم شناگر می‌کند....

رِ
1 173
طالب آملی
این سر که ز اندیشه مرا بر سرِ زانوست گر بر سرِ زانوی تو می‌بود، چه می‌بود؟