"پشتِ این چشم ها"
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
318
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-1130 天
帖子存档
گفت: این چشمهای زیبا و غمگین تو مرا یاد وطن و خانهمان میاندازد؛ وطنی که پُر از زخم و جراحت است، اما آدم را تا همیشه در بند خودش نگه میدارد.
و ما زیستیم
در روزگاری که «زیستن» فقط یک فعل نبود، بلکه نبردی بود تن به تن با مرگ.
شخصیت من کمی عجیب است؛ از تنهایی لذت میبرم، اما اجتماعی هم هستم. گاهی ساکت گاهی پرحرف، گاهی مهربان، گاهی جدی. بعضی وقت ها چیزهای بزرگ را میبخشم اما از برخی چیزهای کوچک نمیگذرم. گاهی جسور، گاهی خجالتیام و درکم برای همه آسان نیست.
و زن نوشت:
یکروز به عقب نگاه میکنیم و با خودمان میگوییم، خوب شد تسلیم نشدیم.
من پذیرفتهام که گاهی ممکن است ما برای آدم ها فقط پناهگاهی باشیم تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند..
