اتاقِ فکرهای نصفِ شب
前往频道在 Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
显示更多未指定国家未指定类别
448
订阅者
-424 小时
-557 天
-5530 天
帖子存档
اما هر چی سنم بیشتر میشه ناراحت شدن از دست یه نفر برام بیمعنیتر میشه یعنی دیگه حوصلهاش رو ندارم که بخوام ناراحت بشم.
زندگی بزرگسالی یعنی اینکه هی باید به خودت یادآوری بکنی که نمیتونی همه چی رو باهم داشته باشی
حقیقت این است که هر انسانی
تو را خواهد رنجاند، فقط باید آنهایی را
پیدا کنی که ارزش این را داشته باشند
بخاطرشان رنج بکشی.
-بابمارلی
جان درد یه چیز قشنگ میگفت:
گفت بیوگرافی یه ملافهی سفیده و هرموقع که بخوام از خودم بگم میگم ، چون پشت کار درس زندگی خصلتها و رنگها قایم هستم، هستیم.
Repost from 𝗨𝗻𝘁𝗶𝗹 𝗜 𝗯𝗹𝗲𝗲𝗱 𝗼𝘂𝘁
امسال تیویان یجوری تو سریال ساختن گل کاشته که میشینی سرتو میگیری میگی کدومو شروع کنم
Repost from Komiter
خیلی یاد سکانس آخر دارک میافتم، اونجایی که آدام و ایوا میفهمن تو تمام اون جهان اشتباهی بودن و اضافی بودن و تمام این بلاها از اضافه بودن اینا بود.
و چقدر این حس بده که بفهمی تمام این جهان صندلیبازی بود و تو نفر آخری بودی که به هیچ صندلیای نرسیدی، همهی صندلیها پره و تو سرپایی، تو اضافهای، زائدی، مزاحمی و نباید باشی.
قبل از گفتنِ هر حرفی یه لحظه فکر کنیم:
آیا قراره حالِ کسی رو بهتر کنیم یا فقط حس بدی در اون آدم ایجاد کنیم؟ پس بیایم با مهربونی و سکوتِ به موقع، حالِ همو بهتر کنیم.
هر حالی که داری طبیعیه
و هممون مثل همیم
ولی تاریخم که بخونی میبینی همیشه یه چیزی بوده که آدمارو اذیت میکرده ولی ادامه دادن
چون باید ادامه بدن
چون باید زندگی کنن
چون باید تلاش کنن
هیچی بهم نمیریزه تا خدا نخواد
هیچی هم درست نمیشه تا خدا نخواد.
الانم اگر امید دارم
به خاطر آرزوهامه که چون فقط یه بار زندگی میکنم باید بهشون برسم
به خاطر آدماییه که دوسشون دارم چون باید ببینین دارم ادامه میدن و اوناهم ادامه بدن
و به خاطر حال خودمه چون نمیخوام توی پیری بگم شرایط هرچی بود باید تلاشتو میکردی.
آدمی که ببینه حالت خوب نیست و ناراحتی ولی کاری نکنه و بذاره توی همون حالت بمونی، هیچیِ تو نیست.
