اتاقِ فکرهای نصفِ شب
前往频道在 Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
显示更多未指定国家未指定类别
441
订阅者
-824 小时
-637 天
-6330 天
帖子存档
خانم شیرین میگفت «این که امیر به شیرین برسه برای همه اتفاق شیرینی بود. اما برای خود شیرین اتفاق شیرینی نبود.»
و بازم هم همون جمله ی معروف : «افسوس که امیر به تلخ ترین دختر دنیا میگفت شیرین خانم.»
بیا زخماتو، تاریک ترین قسمت روحتو نشونم بده تا بهت ثابت کنم میتونم بجای رفتن و ترک کردنت بمونم و ببوسمشون.
یه جمله خیلی حق بود
وقتی آدمای شبیه به خودت رو پیدا میکنی میفهمی مشکل از تو نبوده
یه سری از روزهای بچگیمو که برمیگرده به خیلی سال های پیش یادمه
خیلی عجیبه ولی یادمه
حس اون لحظه ، حتی گریه های فضاش همه چیش
قشنگ میتونم حس کنم که چه چیزی بهم گذشته تو اون مدت
درد از دست دادن والدین هرچقدر جلوتر میره عمیق تر میشه
-وقتی زندگی بهت یه نارنگی میده
ئهسون به گوآنشیک میگفت
ممکنه روزهای سختی داشته باشیم، اما تو هیچوقت قلبم رو نمیشکونی
-وقتی زندگی بهت یه نارنگی میده
یادمه که
عاشق و دلباخته میگفت:
بحران توی زندگی وقتی سراغمون میاد که نمیدونیم چی میخوایم
تا ادعای قدرت و شجاعت بکنی برات دلسوزی میکنن
اگه غمبرک بزنی از بالا بهت نگاه میکنن
این آدم ها هستن که یکی دیگه رو میکشن
بذار زمان بگذره و عادت میکنی که دیگران از تو خوششون نیاد
درس احساسی از هر درد جسمی ای بدتره
دیدن اینکه کسی که دوستش داری آسیب میبینه دردناک تره
تنهایی میتونه هرکسی رو تبدیل به روح کنه
وقتی از یه نفر متنفری از حلقه ای که میندازه بیزار میشی
واقعا چطوری میتونست هر روز با دیدن این چیزا لبخند بزنه
امیدوارم رویاهایی که تو سرمونه ، هم بهش برسیم
هم واسمون و این دنیا ارزشمند باشن
نمیدونم دقیقا چیه
ولی اینکه نمیتونم از قهوه فاصله بگیرم یا اگه نخورم یکمی سخت میشه ادامه داد واقعا بده
