اتاقِ فکرهای نصفِ شب
前往频道在 Telegram
همون ایانم🕯 در حاشیهی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"
显示更多未指定国家未指定类别
456
订阅者
-724 小时
-517 天
+38630 天
帖子存档
همیشه به سراغ انتخاب های اشتباه میرم
و در آخرم بهم ثابت میشه که، این یکیم نه و با تمام خواستنم باید ترکش کنم
یه ویژگی دارم اونم اینه که داخل جمع، وقتی که همه هستن ، بعضی اوقات میرم رو مود سکوت و پوکر بودن
یعنی دلم میخواد که هیچ کاری انجام ندم، نخندم لبخند نزنم و فقط به یه گوشه خیره بشم و برم تو فکر طوری که اگه چهرمو یکی ببینه فکر میکنه داره خوابم میبره.
و مجبورم همیشه نقش بازی کنم تا بقیه سوال نپرسن هی و بخوان بگن چیشده ؟ چته ؟اتفاقی افتاده؟ که تهشم مامان بگه بداخلاق نباش زشته.
مجبورم به یک سری از حرف هاشون الکی لبخند بزنم و بخندم طوری که ماهیچه های صورتم از خنده های الکی درد میگیره ، و فقط برای لحظه ای میخوام اونطوری باشم که میخوام، اما خب..
I was an orange to her, but she went for a tangerine because it was easier to get naked.
Repost from موومان
بخاطر همینه عاشق موسیقی هستم.
باعث میشه یکی از معمولی ترین منظره ها، یهویی برات کلی خاطره انگیز بشه
تمام این چیزای معمولی؛ با موسیقی برات تبدیل میشن به چیزای زیبا یا یک چیز قیمتی.
Begin again
من از این موقعیت که فکر میکنی با یکی صمیمی هستی ولی بعدش میفهمی تنها کسی که این رابطه رو جدی گرفته خودتی متنفرم.
لطفا وقتی یکی باتریش تموم میشه به درونگرا بودنش ربط ندید و سوال هایی مثل چیشده؟ کی اذیتت کرده؟ باز بداخلاق شدی چرا؟ همیشه اینشکلیی؟ ای بابا باز تو رفتی رو اون مودت؟ و ... نپرسید چون خود طرف هم نمیدونه چرا ولی واقعا نیاز داره بره توی اتاقش و کسی کنارش نباشه.
We played our last sonata together, never knowing that the silence afterward would be louder than all the music we ever made.
