اینجادیوانهایمینویسد!
前往频道在 Telegram
6 562
订阅者
-9324 小时
+3 0947 天
+2 43330 天
帖子存档
بزرگترین مانعِ هر انسان، خودشه. وقتی خودشم بتونه از میان برداره، دیگه چیزی نمیتونه زمینش بزنه.
دارم کتاب میخونم و هر تیکهای که خوشم میآد رو تبدیل به نوشته میکنم. از این وضعیت متنفرم.
چقدر حرف میزنم. اه.
کیفیتِ حرفهام شبها کم میشه.
اعتراض کنید سکوت کنم.
از شبهای اینشکلی متنفرم.
حس تنگی و خفگی میدن، انگار دنیا جمعشده، تنگشده، کوچیکشده.
از اون شباست که دلت میخواد بشینی یه کنج تا صبح به یه نقطه خیره شی و هیچی نگی.
یه نوع خستگی هم هست که با خواب برطرف نمیشه. از درد روح میآد، که سخت داره تلاش میکنه تا یکی دیگه باشه، تا به چیزهایی که هیچ اهمیتی ندارن، اهمیت نده. این نوع خستگی با هیچچیز برطرف نمیشه، چون به خوردِ روحت رفته. و همینطور که تو به انجامدادن کارهایی که فایدهای برای روحت ندارن ادامه میدی، روحت کمکم فرسوده میشه و در نهایت ازبین میره.
چیزی به نام بدشانسی وجود نداره. بدشانسی یعنی میدوندادن به افکارِ منفیای که تو سرت به وجود میآن.
هی، آروم باش عزیزم. چیزی نیست، تو کابوس دیدی. همهچی مرتبه، و تو درحالیکه جلوی تلوزیون دراز کشیدی و عمو فیتیلههارو میدیدی، خوابت برده.
Repost from اینجادیوانهایمینویسد!
کاش یادم بمونه چاییم سرد نشه، خوابم دیر نشه، غذام بهم نریزه. کاش یادم بمونه زندگی منتظرِ من نمیمونه. کاش یادم بمونه بند کفشهامو محکمتر ببندم. کاش خودمو یادم بمونه.
https://t.me/TheCrrazyWritter/11649
امممم، هنوز تموم نشده ولی بزار خلاصه شو بگم
ی دختر که از بچگی با خدایان و شیاطین و دنیا های دیگه ارتباط داشته و بین این موضوعات خبری از موجودی میشنوه که سال هاست زندانی شده در ی دنیای دیگه
این میشه خلاصش
