اینجادیوانهایمینویسد!
前往频道在 Telegram
6 562
订阅者
-9324 小时
+3 0947 天
+2 43330 天
帖子存档
از آدمهایی که اجازه میدن وارد پرایوتشون بشی خوشم میآد. اونهایی که پرایوت میزنن و اونجا شخصیت و بُعد جدیدی از خودشون رو نشونت میدن که متوجه میشی چقدر قشنگن. اونهایی که اجازه میدن بیای تو فضای امنشون و تو محفلی باشی که محتواش بیشتر از کانالِ اصلیشون نزدیک به شخصیتشونه. کلا پرایوتها انسانها رو بهخودشون نزدیکتر میکنن و همین باعث میشه بعد از شناختنشون برات دوستداشتنیتر و محترمتر بشن. از هر کسی که پرایوت داره و اجازه داده تو دایرهش باشم ممنونم. ممنونم که بهم حسِ امنیت دادین.
حس میکنم تو بیشتر از اینکه توی آدمها زندگی کنی، یه جایی بین خاطرههاشون گیر کردی. از اون آدمایی که شاید وانمود کنن «گذشته گذشته»، ولی یه آهنگ، یه تاریخ یا حتی یه جملهی خیلی معمولی کافیه تا پرتت کنه به سالها قبل. احتمالاً آدمها رو نه با چیزایی که گفتن، بلکه با حسی که کنارشون داشتی به یاد میاری؛ برای همین بعضی نبودنها برات از خودِ رفتن سنگینترن. یه ظاهر نسبتاً آروم داری، اما ذهنت آرشیو کاملی از چیزهاییه که هیچکس فکر نمیکرد یادت مونده باشه. و شاید ترسناکترین بخش شخصیتت اینه که وقتی کسی برات تموم میشه، لزوماً از یادت نمیره؛ فقط یاد میگیری نبودنش رو جوری حمل کنی که کسی نفهمه هنوز یه جایی ازت، همونجا منتظر مونده.
https://t.me/memoriesqv
حس میکنم از اون آدمایی هستی که خیلی چیزا رو با شوخی رد میکنی، ولی پشت همون شوخیها یه عالمه حرف نگفته داری. احتمالاً دوست نداری کسی بفهمه چقدر بعضی آدمها و اتفاقها برات مهمن؛ برای همین وقتی چیزی اذیتت میکنه، بیشتر سکوت میکنی یا خودتو بیتفاوت نشون میدی. یه جور غرور آروم هم توی شخصیتت هست؛ ممکنه دلت بخواد برگردی، حرف بزنی یا حتی بگی «دلم تنگ شده»، ولی اگر حس کنی طرف مقابل تو رو نمیخواد، ترجیح میدی خودت رو جمع کنی و بری. با این حال، وقتی واقعاً کسی رو دوست داشته باشی، رفتارت خیلی عوض میشه؛ از اون آدمایی میشی که شاید بلد نباشن احساسشون رو قشنگ توضیح بدن، ولی با موندن، پیگیری کردن و جزئیات کوچیک نشونش میدن. و حدس آخرم؟ احتمالاً خیلی بیشتر از چیزی که بقیه فکر میکنن، دلت میخواد یکی یه بار بدون اینکه مجبور باشی توضیح بدی، بفهمدت.
https://t.me/amiryoum
حس میکنم از اون آدمایی هستی که هیچوقت فقط «یه آدم معمولی» نیستی؛ حتی سکوتت هم یه چیزی برای گفتن داره. احتمالاً خیلی راحت با همه گرم نمیگیری، اما وقتی یکی رو خودت انتخاب کنی، به این راحتی ازش عبور نمیکنی. یه بخش از شخصیتت خیلی مستقل و محکم به نظر میاد، ولی پشتش یه حساسیت عجیبی هست که فقط آدمای درست میتونن پیداش کنن. شاید بارها گفتی «بیخیال»، در حالی که دقیقاً همون موقع داشتی بیشتر از همیشه بهش فکر میکردی. حس میکنم حافظهی عجیبی برای جزئیات داری؛ مخصوصاً جزئیاتی که به آدمها مربوط میشه. ممکنه تاریخ یا حرفی رو که برای بقیه هیچ اهمیتی نداشته، مدتها یادت بمونه؛ چون برای تو آدمها فقط با حضورشون موندگار نمیشن، با اثری که روی روحت میذارن موندگار میشن.
https://t.me/dianaaa_32
حس میکنم از اون آدمایی هستی که با یه فنجون قهوه میتونن برای خودشون یه جهان کامل بسازن. احتمالاً بیشتر از چیزی که نشون میدی، به لحظههای کوچیک وابستهای؛ یه آهنگ، یه پیام، یه بوی آشنا، یه جمله که کسی شاید فراموشش کرده ولی تو نه. به نظرم ذهنت همیشه یه گوشه مشغول روایت کردنه و برای همین حتی اتفاقای معمولی هم برای تو یه معنای اضافه دارن. شاید آدمها فکر کنن آرامشی، ولی من حدس میزنم این آرامش بیشتر شبیه سکوتیه که قبل از خواب، تمام چیزهایی رو که روز قایمشون کردی، یکییکی برمیگردونه جلوی چشمت. و اگر کسی واقعاً وارد دنیات بشه، احتمالاً تازه میفهمه پشت اون ظاهر ساده، چقدر چیز نگفته جمع شده.
https://t.me/pageswithcoffee
حس میکنم از اون آدمایی هستی که قبل از اینکه کسی واقعاً بشناسدت، خودت رو پشت هزار لایه فکر و سکوت پنهان میکنی. احتمالاً خیلی چیزا رو به زبون نمیاری، نه چون حرفی نداری؛ چون میترسی چیزی که برای تو عمیقه، برای طرف مقابل فقط یه جمله باشه. یه جور وابستگی عجیب به فکر کردن داری؛ حتی وقتی چیزی تموم شده، ذهنت هنوز ولش نمیکنه و مدام دنبال «چرا»یی میگرده که شاید اصلاً جواب نداشته باشه. حس میکنم اگر کسی یکبار واقعاً بهت نزدیک بشه، با بخشهایی ازت روبهرو میشه که خودت هم همیشه ازشون فرار میکنی؛ حساس، زودآسیبپذیر، عمیق و در عین حال وحشتناک مقاوم. شاید برای همین بیشتر از اینکه دنبال کسی باشی که دوستت داشته باشه، دنبال کسی هستی که بالاخره بفهمه پشت این همه سکوت، دقیقاً چه چیزی داره فریاد میزنه.
https://t.me/AboutBlueAraThoughts
حس میکنم تو از اون آدمایی هستی که «خونه» رو نه توی آدرس، که توی آدمها پیدا میکنی. برای همین وقتی به کسی وابسته میشی، فقط دلت براش تنگ نمیشه؛ یه قسمت از روزمرگیت، امنیتت و حتی تعریفِ خودت از آرامش به اون آدم گره میخوره. احتمالاً خیلی وقتها وانمود میکنی چیزی برات مهم نیست، چون گفتنش یعنی باید اعتراف کنی چقدر برات مهم بوده. از بیرون شاید بشه تو رو آدمی آروم، شوخ یا حتی بیخیال دید، ولی من حدس میزنم ذهنت شبها پروندهی آدمها رو دوباره باز میکنه؛ آخرین حرف، آخرین نگاه، جایی که میشد جور دیگهای رفتار کنی. و بدترین قسمتش اینه که شاید بیشتر از رفتنِ آدمها، از این میترسی که یه روز برگردن و دیگه اون حسی که کنارشون داشتی، برنگشته باشه.
https://t.me/Mikael_Home
حس میکنم از اون آدمایی هستی که برای هر چیزی یه حرف نگفته توی ذهنت دارن. احتمالاً زیاد با خودت گفتوگو میکنی و قبل از اینکه چیزی رو به زبون بیاری، چند بار توی سرت سبکسنگینش میکنی. کنجکاوی و ذهنت راحت یه موضوع رو رها نمیکنه؛ مخصوصاً وقتی چیزی برات مبهم بمونه. شاید خیلیها فکر کنن آدم راحت و بیدغدغهای هستی، ولی آدمای نزدیکت میدونن پشت این ظاهر، یه شخصیت حساس و عمیقتر نشسته.
https://t.me/canMitrasaysomething
حس میکنم آدمی هستی که خیلی وقتا بیشتر از چیزی که باید، به جزئیات فکر میکنی. ممکنه بیرونش آروم و بیتفاوت به نظر بیای، ولی توی ذهنت هزار تا سناریو میسازی و حرفای آدمها رو بارها مرور میکنی. احتمالاً اعتماد کردنت زمان میبره، اما وقتی اعتماد کنی، خیلی عمیق وارد رابطه میشی. یه مقدار هم کمالگرایی داری؛ از اون مدل که گاهی خودت رو بابت چیزایی سرزنش میکنی که شاید بقیه حتی متوجهشون نشده باشن.
https://t.me/aasizaa
حس میکنم آدمی هستی که آزادی برات خیلی مهمه و از اینکه کسی بخواد برات تعیین تکلیف کنه خوشت نمیاد. احتمالاً زود با چیزی یا کسی ذوق میکنی، ولی اگه حس کنی فضا داره خفهت میکنه، خیلی راحت فاصله میگیری. یه روحیهی کنجکاو و تجربهگرا داری و احتمالاً بیشتر از اینکه دنبال یه زندگی کاملاً قابلپیشبینی باشی، دوست داری خودت مسیرتو پیدا کنی. با این حال پشت این ظاهر رها و بیخیال، یه بخش خیلی حساس داری که فقط آدمای نزدیکت میبیننش.
https://t.me/parvazzze
حس میکنم از اون آدمایی هستی که خیلی چیزا رو به زبون نمیاری، ولی توی ذهنت برای همهچیز چندین بار فکر میکنی. یه ظاهر آروم و شاید حتی بیتفاوت داری، اما در واقع نسبت به آدمایی که برات مهمن خیلی عمیق و حساس میشی. احتمالاً تنهایی برات همیشه بد نیست؛ بعضی وقتا خودت انتخابش میکنی چون ترجیح میدی با خودت باشی تا کنار آدمی که واقعاً درکت نمیکنه. یه مقدار هم مرموزی؛ نه از اون مرموزای ساختگی، از اونایی که هرچی بیشتر بشناسنشون، بیشتر میفهمن هنوز خیلی چیزا هست که نمیدونن.
https://t.me/Mo0n_3ilver
حس میکنم آدمی هستی که خیلی بیشتر از چیزی که نشون میدی، توی سرت اتفاق میافته. احتمالاً با آدمای کمی واقعاً صمیمی میشی، ولی وقتی یکی رو راه بدی توی دایرهت، به این راحتی ازش دل نمیکنی. یه جور شیطنت و بیخیالیِ ظاهری هم داری که بیشتر برای قایم کردن حساسیتته؛ از اونایی که ممکنه وسط جدیترین بحث یه چیز کاملاً بیربط بگن، ولی همون لحظه جزئیات کوچیکی رو متوجه میشن که بقیه اصلاً حواسشون بهش نبوده.
https://t.me/mewo_mewo_1
اصن دیگه نمیآم صحبت کنم باهاتون، چالش رو میذارم، تبدیل میشم به چنلنویس خشن و مغرور و خودمو میگیرم.
احسنت.
دختری که اذیتت نکنه، حرصت نده، سلامتروانت رو ازت نگیره، دختر نیست هویجه.
