࣪˖ 𝐃𝗋𝗈𝗐𝗇𝗂𝗇𝗀 ࣪˖
前往频道在 Telegram
233
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+184
在2个频道中
九月 '260
在11个频道中
Get PRO
八月 '26
+49
在15个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 25 十月 | 0 |
频道帖子
| 2 | 没有文字... | 38 |
| 3 | پوووف | 38 |
| 4 | خدایا یعنی الان باید سروش نصب کنم؟ | 38 |
| 5 | 没有文字... | 50 |
| 6 | بچه ها اینجا نت خیلی ضعیفه بیایید سروش دارم پست میذارم | 50 |
| 7 | 没有文字... | 53 |
| 8 | چنل سروشمون (به تاریخ تاسیسش نگاه نکنید) اگه یه وقت نتا قطع شد یا ارتباط ضعیف بود یا هر چی ما اونجا هستیم
شعبه ی سروشمون | 57 |
| 9 | عشق در نگاه اول:)
#پدرخوانده
#آلپاچینو | 72 |
| 10 | این ادیتم رو خیلی دوس دارم | 70 |
| 11 | بهم نگین تو زندگیتون رو ایشون کراش نداشتین😭
پ.ن: خودتون نداشتین صدرصد مادراتون کراش بودن
#آلن | 68 |
| 12 | - Off - | 64 |
| 13 | 没有文字... | 134 |
| 14 | Season 3 episode 16
"No Rest for the Wicked"
از سختی های این سکانس بگم واستون😁
به گفته ی خوده جنسن افتضاح بود حدودا چهار ساعت تمام توی بخش گریم و پروتز بود چون تموم اون قلاب ها و قطعاتی که نیاز بود به بدن دین وصل شه نیاز به آماده سازی زیادی داشتن بعدم که کارشون تموم شد رفت روی صحنه و همشونو با سیم بهش وصل کردن💔
دور هر دوتا مچ دستا و پاهاش بست بسته بودن و یه هارنسم(تسمه ی مخصوص مهار بدن) دور کمرش بسته بودن باز اونجام پنج تا سیم مختلف بهش وصل میشد. به کمک پنج نفر با زور و فشار جنسنو تا ارتفاع چهار متری بالا کشیدن.
تموم بدنش خون مصنوعی ریخته بود انقدر اذیت کننده بود که سگک هارنس بعضی جاها به لگنش فشار میوورد. تموم وزنش روی همون یه دونه سگک افتاده بود و مدام توی لگنش فرو میرفت.
اوضاع به قدری آزار دهنده بود که دیگه یه جاهای از درد گریه میکرد و به عوامل میگفت " من رو بیارینم پایین! میشه منو بیارین پایین؟"
در آخرم با اینکه سکانس اذیت کننده ای بود برداشت به شدت جذابی داشتیم❤️🔥 | 142 |
| 15 | 没有文字... | 125 |
| 16 | - Night - | 149 |
| 17 | 没有文字... | 146 |
| 18 | He always did his best to take care of little Sammy :))
| 155 |
| 19 | اما چیزی که این سکانس رو فراتر از یه اجرای درخشان و یه لحظهی ماندگار تو تاریخ سریال میبره، پیوند عمیقیه که پشت دوربین شکل گرفته بود. بعد از این همه سال همکاری، زندگی در کنار هم و گذروندن فراز و نشیبهای ساخت سریال جرد و جنسن دیگه فقط همکار نبودن؛ اونا به خانوادهی هم تبدیل شده بودن. برای همین، حسِ از دست دادن براشون چیزی فراتر از ایفای نقششون بود انگار بخشی از زندگی خودشون رو داشتن بدرقه میکردن | 139 |
| 20 | یکی دیگه از غمانگیزترین و در عین حال از نظر من، شاهکارترین سکانسهای سپن همینجاست:)
بازی خیرهکننده جنسن توی این سکانس اونقدر تأثیرگذار بود که حتی عوامل پشت صحنه هم نتونسته بودن جلوی اشکهاشونو بگیرن. گفته میشه جرد هم حین یکی از برداشتها وقتی جنسن دیالوگهاش رو اجرا میکرد، بغضش شکست و اشکش سرازیر شد:))) | 243 |
