𝒜
前往频道在 Telegram
显示更多
未指定国家未指定类别
200
订阅者
无数据24 小时
-27 天
-1030 天
帖子存档
200
Repost from N/a
میدونی تهشه وقتی حرف زدنها کمتر میشن، پیاما کوتاه تر میشن، بیشتر طول میکشه که جواب بده، و تهش میفهمی که آخرش هست و چیزی نمونده. هیچی ازتون نمونده، هیچی از چیزی که قبلا بودین. با خودت فکر میکنی که چه کاری میتونستی انجام بدی و چه کاری از دستت بر میومد که جلوشو بگیری. ولی ته دلت میدونی که هیچ کاری از دستت بر نمیومد که جلوشو بگیری چون بلاخره این روز قرار بود برسه ولی فقط نمیدونستی کی. شاید اگه یه حرفای نمیزدی، شاید اگه یه کارای نمیکردی، شاید اگه یه گیرهای نمیدادی آنقدر آخرش نزدیک نبود. ولی میدونی که اونم خواست به آخرش برسین.
