ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

يک وجب تاريکی

يک وجب تاريکی

前往频道在 Telegram

یادداشت‌هایی از سمتِ تاریکِ ذهن @Yvajabtarikibot

显示更多
未指定国家未指定类别
521
订阅者
无数据24 小时
-147 天
+10530 天
帖子存档
این روزها چیزی در من تغییر کرده که حتی خودم هم نمی‌توانم اسمش را پیدا کنم؛ انگار بخشی از وجودم، بی‌آنکه خداحافظی کند، جایی میان روزهای تکراری جا مانده است. صبح‌ها بیدار می‌شوم، به سقف خیره می‌مانم و به روزی فکر می‌کنم که هنوز شروع نشده، اما خستگی‌اش را از شب قبل با خودش آورده است. همه‌چیز سر جای خودش است؛ ساعت می‌گذرد، آدم‌ها حرف می‌زنند، خیابان‌ها شلوغ‌اند و دنیا با همان بی‌رحمی همیشگی ادامه دارد. فقط نمی‌دانم چرا من دیگر مثل قبل، بخشی از این ادامه‌داشتن نیستم. نه آن‌قدر غمگینم که بتوانم برای حالم دلیلی پیدا کنم، نه آن‌قدر آرام که بتوانم از کنار خودم بگذرم یک خستگی عجیب در من خانه کرده؛ از آن خستگی‌هایی که با خوابیدن تمام نمی‌شوند، چون ریشه‌شان جایی عمیق‌تر از جسم آدم است. گاهی دلم برای روزهایی تنگ می‌شود که هنوز نیامده‌اند؛ برای نسخه‌ای از خودم که شاید روزی از راه برسد و دیگر این‌همه سؤال بی‌جواب در ذهنش نداشته باشد. نمی‌دانم از چه چیزی انتظار می‌کشم. شاید اتفاقی، شاید تغییری کوچک، شاید صبحی که وقتی چشم باز می‌کنم، احساس نکنم چیزی در زندگی‌ام از قلم افتاده است. عجیب است؛ آدم گاهی نه چیزی را از دست داده، نه چیزی را به دست آورده، اما میان این نداشتن و نرسیدن، آرام‌آرام از خودش فاصله می‌گیرد و من این روزها بیشتر از هر چیزی، دلتنگ خودم هستم؛ همان کسی که هنوز نمی‌دانست زندگی چطور می‌تواند بدون اتفاقی بزرگ، این‌همه سنگین شود. از روزهایی که شبیه من نیستند

چه بی‌صدا پیر می‌شود کسی که هنوز به فردا دل بسته است

از اینجا چک کنید

چه جیگرییییی❤️😍