یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
前往频道在 Telegram
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
显示更多1 079
订阅者
+1524 小时
+1297 天
+24430 天
帖子存档
من حقیقتا خیلی داره بهم خوش میگذره عاشق اینجور دراماها و داستانام🤣
معصومه آروم باش بالاخره یه سریالی که اسمش عشقی غیر از توئه داریم نگاه میکنیم😔
حالا اینکه اون وسط می دو چطوری سر از دفتر جناب وکیل درآورده خدا داند
فکر کنم می دو رفته دنبال نامگونگ بعد یه جایی گوشیاش رو ول کرده نامگونگ بعدا اومده پیداش کرده بعد به آخرین نفری که احتمالا می دو بهش زنگ زده بوده زنگ زده دیده آشغال حلبی وکیلهست؟
به عنوان یه انسان possessive که خیلییییییییی وفاداری براش مهمه این سکانس ها برام مثل ناخن کشیدن روی تخته سیاهه
اصلا یه چیز خوبی میگن
اگه یه کاری کردی و نگران شدی نکنه پارتنرنت بفهمه یعنی تو خیانت کردی
+3
اینجا هم گیج شدم
چجوری سر از اونجا در آورد؟
از دیشب قطعا نامگونگ زنگ زده چرا وکیله جواب نداد بگه این کجاست؟
قیافه می دو نگرانه که نکنه نامگونگ بفهمه یا دلش برای جناب وکیل لرزیده؟
یکی به نامگونگ یادآوری کنه که زیباترین چهرهی اون کشور رو داره و این طرز برخورد با خانوم همکارش صحیح نیست خب معلومه طفلی عاشق میشه
+1
وقتی برف اومد می دو وسط اون جدل با وکیله یادش اومد که قرار بوده با نامگونگ اولین برف رو تماشا کنه
ولی نامگونگ اصلا یادش نبود و کنار سو آ به برف نگاه کرد یعنی ذهنش از سوآ پره، هوم؟
نامگونگ کاری که سالها کنارش گذاشته بود رو به خاطر سو آ دوباره انجام داد
کاری که پشیمونه چرا خرابش کرده
در حالی که حلقه ستش با می دو هم توی تصویر مشخصه
می دو رو درک میکنما
کار جناب وکیل به خودی خود ترسناک بود
اما طرف مقابل حقش بود اینجوری بترسوننش
شماها انسانهای لطیفی هستین من انتقام نگیرم ششم حال نمیاد😔😂
