a girl called Mina
关闭频道
دانشجوی ارشد سلولهای بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde
显示更多未指定国家未指定类别
227
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1130 天
帖子存档
بعد از اصرارهای فراوان از سمت مامان و مانی برای رفتن به خونهشون و نرفتن ما بخاطر حال بد من و احتمال انتقال ویروس، مامانم برام سوپ درست کرده فرستاده.*))🤌🏻🍲🩷
۱۶ تیر - ۱۶:۱۱
بیست و یکمین کتاب امسال:
«یادداشتهای یک پزشک جوان»
کتابی دوستداشتنی درمورد پزشکی جوان که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و توی یک بیمارستان، توی یک روستای دورافتاده مشغول به کار میشه. کتاب شامل تجربههای پزشکه، دربارهٔ بیمارها و بیماریهایی که برای اولین بار بهشون برمیخوره و مضطرب میشه بابت اینکه نمیدونه توی اون لحظه باید چیکار کنه تا جون آدمهارو نجات بده!
جالب و هیجانانگیز بود.🩷
#از_کتابها
۱۶ تیر - ۱۶:۱۱
بیست و یکمین کتاب امسال:
«یادداشتهای یک پزشک جوان»
کتابی دوستداشتنی درمورد پزشکی جوان که تازه از دانشگاه فارغالتحصیل شده و توی یک بیمارستان، توی یک روستای دورافتاده مشغول به کار میشه. کتاب شامل تجربههای پزشکه، دربارهٔ بیمارها و بیماریهایی که برای اولین بار بهشون برمیخوره و مضطرب میشه بابت اینکه نمیدونه توی اون لحظه باید چیکار کنه تا جون آدمهارو نجات بده!
جالب و هیجانانگیز بود.🩷
#از_کتابها
مانی زنگ زده بهم میگه آجی بیا خونهٔ ما، اخه ما اینجا بهتر میتونیم ازت محافظت کنیم*)))))))😭🩷 #پسرک
الانم کمی بهترم اما خوب؟ اصلا.
گلوم همچنان درد میکنه و هیچی نمیتونم بخورم،
صدام گرفته و گوشدرد هم دارم،
بیحالم و جون ندارم از جام تکون بخورم.
از طرفی هم هوارتا کار باید انجام بدم و استرس دارم.
یه پکیج کامل از سرماخوردگی بودم: سردرد، تب، گلودرد، حالت تهوع، آبریزش بینی، سرفه و...
سوزش گلوم واقعا اذیتم میکنه،
ذرهای حوصله ندارم،
دلم سکوت و خلوت میخواد اما امشبم
مهمونیایم و شلوغتر از دیشبه،
خدایا توروخدا زودتر زمان بگذره بریم خونه.😭
Repost from N/a
مینا باعث شد امروز منظم تر درس بخونم✨💛
البته که تموم نشده و باید تا شب هم بخونم😭
