a girl called Mina
关闭频道
دانشجوی ارشد سلولهای بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde
显示更多未指定国家未指定类别
227
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1130 天
帖子存档
راستیییی، طبق معمول بچهها تا فهمیدن متاهلم پشماشون ریخت و اولین چیزی که گفتن این بود که «اصلا بهت نمیاد».
حقیقتا نمیدونم چرا بلااستثنا هرکی منو میبینه و میفهمه متاهلم این جمله رو میگه*)
مگه متاهلا چجوریان که من نیستم؟؟؟
اون موقع که هنوز جزو کادر اجرایی نبودم و حتی استادم هم مشخص نبود، کنگره رو با ½ هزینه ثبتنام کردم، حالا فهمیدم که با شرایط الانم اصلا نیازی به ثبتنام نبود.🥴
همین دیگه، فردا یا پسفردا هم باید برم پژوهشگاه با «عالیه» (کارشناس استاد) بشینیم ایمیلهای دعوت اساتید و داورای کنگره رو بزنیم.
و از اونجایی که کادر اجرایی کنگره هستم هم تا روز کنگره کلی کار باید انجام بدیم و همهچیزو آماده کنیم. روزهای کنگره هم از ۸ صبح تا ۶ غروب مشغول و درگیر خواهیم بود*)
خلاصه که اون موقع فکر میکردم همهچیز خوبه و مشکل منم که بهم سخت میگذره، اما حالا فهمیدم که اتفاقا اصلا مشکل من نبودم*) حالا فهمیدم که یه گروه خوب و یه استاد خوب چه ویژگیهایی داره.
راستش تجربه قبلیم باعث شد از اون خامی دربیام و دیگه بدونم چی خوبه چی بد. مثلا با استاد قبلی هیچ ارتباطی نداشتم من، هیچ ارتباطی. تمام ارائههام پیش مثلا منتور و استاد مشاورم بود که البته بعدا فهمیدم استاد مشاورم استاد مشاور نیست و منتورم هم تازه ارشدشو تموم کرده🥴 ارتباطی هم که بینمون بود و فضا خیلی غیر دوستانه و جدی و سرد بود. و راستش هربار من دانشگاه رفتن برام عذاب شده بود.
استاد هم مهربون و خاکیه، با دانشجو درارتباطه و حواسش هست. در عین حال که اون جدیتش رو داره، بهت اجازه میده باهاش راحت باشی و مشکلتو بگی، با لحن خودبرتربینانه صحبت و رفتار نمیکنه، هواتو داره و.....
کارشناسش هم همینطور.
این استاد و گروهش و موضوعش رو واقعا دوست دارم.
بچههاش واقعا خوبن، امروز یکیشون که دانشجوی دکتراست دستمو گرفت ناخنامو نگاه کرد گفت وااای چقدر ناخنات خوشگلن*)
بقیه هم همه نزدیک دفاعشونه، درمورد مقاله خوندن کمکم کردن و قرار شد یکیشون دو تا مقالهٔ خیلی مهم استادو واسم بفرسته که تا موقع مشخص شدن موضوعِ خودم اونارو بخونم و یه پیشزمینهای داشته باشم*)
امیرپارسا تو اپیزود ۳۱ صبح جمعه با نشاط میگه: ما آدما هم باید ایربگ داشته باشیم، آدمایی که ایربگمون باشن، ازمون محافظت کنن و نذارن بمیریم.
حدود ۴۵ دقیقه پیش، خط متروی ۱، ترکیب منی که کتاب میخوندم با خانومی که بافتنی میبافت *))))
حدود ۴۵ دقیقه پیش، خط متروی ۱، ترکیب منی که کتاب میخوندم با خانومی که بافتنی میبافت *))))
