a girl called Mina
关闭频道
دانشجوی ارشد سلولهای بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde
显示更多未指定国家未指定类别
227
订阅者
无数据24 小时
-17 天
-1130 天
帖子存档
بعد از یک ماه، بالاخره امشب به مدت یک ساعت باز #ما_سه_تا بودیم و دیگر هیچ. البته از پشت گوشی... اما خب همینم لذتبخش بود. به اشتراک گذاشتن اتفاقات و صحبت با همون دو نفری که تحت هر شرایطی هستن و با خیال راحت از هرچی دلت بخواد میتونی براشون بگی.🩷 حقیقتا فکر میکردم این ویدیوکال یکم دلتنگیمو کم کنه، ولی بیشترش کرد، خیلی بیشتر. اما چه میشه کرد؟ بزرگسالیه دیگه.
از اونجایی که فعلا تو تعطیلات و استراحتم و اجباری برای مقاله خوندن نیست، تصمیم گرفتم امروزم هرکاری که درلحظه دلم میخواد رو انجام بدم و برای مقاله خوندن به خودم فشار نیارم چون از یکی دو هفته دیگه مجبورم باز برم سراغ درس و مقاله و اینا.
شوهرجون هم بعد از شرکت قراره بره استادیوم و تا بیاد دیگه ۱۰ شبه.
منم موندم چیکار کنم و چجوری امشبو بگذرونم؟ درس و مقاله؟ کتاب؟ فیلم؟ نانای؟ یا چی؟
حالا هزار ساعته نشستم پشت میز، لپتاپ جلومه و میخوام مقاله بخونم اما شروع کردن سخته.
دلام؛🙆🏻♀
امروزِ بنده تا الان به جمع کردن و اتو زدن لباسا گذشته + حینش فیلم دیدن. (چون بهجای صبح، ظهر بیدار شدم.😬)
هنوز یک ساعتم نشده و من بیشتر از ۱۰ تا پیام گرفتم ازتون*) انقدر مهربونید که باورم نمیشه*) دروغ چرا، خیلی خوشحال شدم و ذوق کردم که همچین آدمای عزیز و نابی رو کنارم دارم.🩷
عزیزگولوها از اونجایی که میخوام اینجا کمی پرایوتتر بشه، قصد دارم که عدهای رو (درواقع کسایی که روحن رو) ریمو کنم. پس اگه اینجارو میخونید لطفا تا یکشنبه توی بات اسم یا ID اکانتتون رو برام بفرستید (حتی اگه دوستیم) که ریمو نشید.🥲 ببخشید واقعا اما نیاز دارم به اینکه توی جمع کوچکتر و امنتری بنویسم. ماچ به سر و کلهتون.🩷
این کتاب واقعا وهمآوره، انقدر وهمآور که هربار بیشتر از ۱۰ صفحهش رو نمیتونم بخونم. خوندن همون ۱۰ صفحه هم کلی انرژی ازم میگیره... حقیقتش اگه شروعش نکرده بودم و اگه تا اینجای داستان جلو نیومده بودم، اصلا نمیخوندمش. #از_کتابها
برام جالب شد و دلم خواست از این به بعد هر روزی که بیدار میشم این رو به خودم یادآوری کنم و توی دفترم بنویسم، اینکه امروز چندمین روز از زندگی میناست؟ چون مهمه، چون باید قدرشو بدونم.
