.ᴅɪᴇ ᴡɪᴛʜ ᴀ ꜱᴍɪʟᴇ.
前往频道在 Telegram
640
订阅者
-124 小时
-487 天
-7330 天
帖子存档
کنار پنجره سیگار میکشید ،
خسته بود
آنقدر خسته که فراموش کرد،
بعد از آخرین پُک باید
ته سیگارش را از پنجره پرت میکرد ،
نه خودش را :)💤🚬
احمقانهترینکارکهتویایندنیامیشهکرد
باکسیکهدوسشداری
مثلدوسترفتارکنی:))❤️🩹
بعدا؟!
بعدادیگهاسمتوباقلبسیونمیکنم،
بعدادیگبانوتیفتنمیخندم،
بعداهرکدوممونسریهدنیاییم،
بعداذوقندارم،
بعدادیگدلمباهاتصافنمیشه،
بعدادیگدوستندارم،
بعداپروانههایتودلممردن،
بعدادیگازچشممافتادی،
بعدادیگاونادمقبلینیسم،
بعدادیگنمیشناسمت.
