𝜗𝆚ʜᴀᴛɪʀᴀ ʙᴀʜᴄ̧ᴇ ᰰ
前往频道在 Telegram
399
订阅者
+324 小时
+37 天
+330 天
帖子存档
من وقتی منتظرم سکانسای بغض کبرای جعفر و خاله بازی نورای و شبنم تموم شه به تئوراس برسه:
من رحیمم که جیش دارم خودمو گرفتم جلو در دشویی مدرسه
منصورم که چون زیاد تحت فشاره کارش بزرگه دوستمه
"‘اگر عشق ما اشتباه باشد، من ترجیح میدهم تمام عمر با همین اشتباه زندگی کنم تا اینکه حقیقتی بدون تو داشته باشم..."
#𝖡𝖺𝗆𝖽𝖺𝖽𝖪𝗁𝗈𝗆𝖺𝗋 | #𝘌𝘥𝘪𝘵
چائان: داها ۱۷ جرن: دمیر داداش منه برا:خب چیکار میتونیم بکنیم آتا:به کاروان بیاد حرف بزنیم اِزگی:میکروفنم رو بردارم الان میام هلین:نه
