🎨 کورنلیس / Cornelis
前往频道在 Telegram
⋆༺طرح لبخند تو پایان پریشانی هاست༻⋆ جایی برای هنر و آرامش☕🖼️
显示更多未指定国家未指定类别
4 396
订阅者
-324 小时
-27 天
+33030 天
帖子存档
4 388
نام فیلم: فینچ (The Goldfinch) کارگردان: جان کرولی (John Crowley) تاریخ: ۲۰۱۹ سبک: درام، جنایی زمان: ۲ ساعت و ۲۹ دقیقه کشور: ایالات متحده آمریکا 🇺🇸
بیوگرافی: «فینچ» داستان تئو دکر، پسری نوجوان را روایت میکند که پس از یک انفجار تروریستی در موزهٔ متروپولیتن نیویورک، مادرش را از دست میدهد. تئو در میان ویرانی موزه، تابلوی مشهور «فینچ» اثر کارل فابریتیوس را پیدا میکند و آن را با خود میبرد؛ اثری که سالها بعد همچنان به بخش مهمی از زندگی و خاطرات او تبدیل شده است. داستان فیلم میان گذشته و بزرگسالی تئو در رفتوآمد است و تأثیر این حادثه بر روابط، انتخابها و مسیر زندگی او را دنبال میکند. آشنایی او با خانوادهای ثروتمند، دوستیاش با بوریس و علاقهاش به هنر و عتیقهها، تئو را وارد دنیایی از راز، گناه، فقدان و فریب میکند. «فینچ» بیش از آنکه صرفاً داستانی جنایی باشد، دربارهٔ سوگ، خاطرات، هنر و تلاش انسان برای پیدا کردن معنا پس از یک فقدان بزرگ است.
لینک دانلود#Film #Cinema 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: اکسوبِرَنس (Exuberance) نقاش: الیزابت شال (Elizabeth Shull) تاریخ: ۲۰۲۵ سبک: هنر معاصر، طبیعتگرایی شاعرانه و سوررئالیسم لطیف کشور: ایالات متحده آمریکا 🇺🇸
مجموعهای که در سال ۲۰۲۵ در گالری Lowell Ryan Projects در لسآنجلس به نمایش درآمد و شامل ۳۱ اثر کوچک و تأملبرانگیز است. شال در آثارش طبیعت، بدن، حافظه، زمان و تجربهٔ انسانی را در کنار یکدیگر قرار میدهد و با خطوط و لایههای ظریف رنگ، تصاویری میسازد که بیشتر شبیه خاطره یا رؤیا هستند تا یک منظرهٔ معمولی. در این اثر، طبیعت فقط یک پسزمینه نیست؛ بلکه موجودیتی زنده و بسیار بزرگتر از انسان است. همین نگاه با مفهوم «شکوه زمینشناختی» (Geological Sublime) در مقالهٔ لوئیس هاید پیوند میخورد؛ جایی که انسان در برابر مقیاس عظیم زمان زمینشناختی قرار میگیرد: زمینی که حدود ۴٫۵ میلیارد سال قدمت دارد و فرایندهایش بسیار فراتر از عمر کوتاه انسان ادامه پیدا میکنند.
چارلز داروین: «چه تعداد بینهایتی از نسلها، که ذهن انسان قادر به درکشان نیست، در امتداد طولانی سالها از پی یکدیگر آمدهاند.»#Elizabeth_Shull 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: مرگ کانستبل اسکنلن (Death of Constable Scanlon) نقاش: سیدنی نولان (Sidney Nolan) تاریخ: ۱۹۴۶ سبک: اکسپرسیونیسم مدرن / هنر مدرن استرالیا کشور: استرالیا 🇦🇺
این نقاشی یکی از آثار مهم مجموعهٔ معروف سیدنی نولان دربارهٔ ند کلی، یاغی افسانهای استرالیا، است. اثر با رنگ لعاب روی تخته ترکیبی اجرا شده و اکنون در گالری ملی استرالیا نگهداری میشود. نولان در این مجموعه، زندگی کلی، درگیریهای او با پلیس و افسانهای را که پیرامون شخصیتش شکل گرفته بود، به زبان تصویری تازهای روایت کرد. لحظهای از درگیری میان گروه ند کلی و نیروهای پلیس را نشان میدهد؛ حادثهای که در دل طبیعت خشن و گستردهٔ استرالیا رخ میدهد. در مرکز آشوب، اسب و مأمور پلیس در حال سقوطاند، درحالیکه پیکرهٔ سیاه و زرهپوش ند کلی مانند سایهای مرموز در پسزمینه حضور دارد. آسمان سیاه، زمین طلایی و حرکت چرخان صحنه، فضای تهدید، خشونت و سرنوشت محتوم را به وجود میآورند. نولان با حذف جزئیات واقعگرایانه، تاریخ را به اسطورهای تصویری تبدیل میکند.
سیدنی نولان: «داستان کلی از بوتهزار آغاز شد و در بوتهزار پایان یافت.»#Sidney_Nolan 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: کوزه (The Vessel) نقاش: ادموند جوزف سالیوان (Edmund J. Sullivan) تاریخ: پیش از ۱۹۳۳ سبک: تصویرسازی ادبی و حکاکی خطی (Literary Illustration / Line Engraving) کشور: بریتانیا 🇬🇧
این اثر از مجموعه تصویرسازیهای ادموند جوزف سالیوان برای «رباعیات عمر خیام» (Rubáiyát of Omar Khayyám) با ترجمهٔ ادوارد فیتزجرالد است و به رباعی شمارهٔ XXXV در نخستین نسخهٔ ترجمهٔ فیتزجرالد مربوط میشود. در صفحهٔ اثر، سالیوان بهعنوان هنرمند و اثر بهعنوان تصویر یک رباعی از «رباعیات عمر خیام» ثبت شده است. در این رباعی، خیام از کوزهای سخن میگوید که گویی زمانی موجودی زنده بوده است؛ ظرف سفالی در خیال شاعر به انسانی بدل میشود که روزگاری میزیسته، شادی میکرده و لب داشته است، اما اکنون تنها پوستهای خاموش از زندگی گذشته باقی مانده. راوی در برابر این کوزه قرار میگیرد و با بوسیدن «لب سرد» آن، به پرسشی هولناک دربارهٔ گذشته، مرگ و سرنوشت جسم انسان میاندیشد؛ اینکه آنچه امروز جام و ظرفی بیجان است، شاید روزگاری لبهای انسانی داشته و عشق و بوسه را تجربه کرده باشد.
ادامه ماجرا📘#Edmund_J_Sullivan 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
«یک پیشنهاد ویژه»
اینبار بجای 12 ساعت
حالا 24 ساعت در کورنلیس دیده شوید.
با کمترین قیمت برای علاقهمندان
«یک قیمت معقول و منصفانه»
ارتباط با ادمین:
@CornelisART_Admin
4 388
نام نقاشی: پرتره ماری-سلینا بریو (Portrait of Marie-Célina Brieu) نقاش: ویلیام-آدولف بوگرو (William-Adolphe Bouguereau) تاریخ: ۱۸۴۶ سبک: آکادمیسم (Academicism) کشور: فرانسه 🇫🇷
این نقاشی یکی از نخستین آثار کاملشدهٔ ویلیام-آدولف بوگرو است و پرترهای از ماری-سلینا بریو را به تصویر میکشد. اثر با تکنیک رنگروغن روی بوم در سال ۱۸۴۶ خلق شده و ابعادی حدود ۱۳۹٫۵ در ۱۰۵ سانتیمتر دارد. ماری-سلینا در نمایی سهرخ و درون ترکیبی بیضیشکل دیده میشود؛ چهرهاش آرام و نگاهش مستقیم و سنجیده است. لباس آبی-خاکستری، جزئیات ظریف تور و شال سفید، در کنار گلهایی که در دست دارد و گلدان تزئینی پشت سرش، فضای رسمی و اشرافی پرتره را شکل میدهند. این اثر بعدها از خاندان بریو و نوادگان مدل به مجموعهٔ خصوصی کنونی منتقل شد و در سال ۲۰۱۳ در ساتبیز نیویورک عرضه شد. در این پرتره، گلها میتوانند یادآور لطافت و گذرایی جوانی باشند، در حالی که نگاه ثابت مدل در برابر بیننده، بر ماندگاری تصویر تأکید میکند.
فرانتس کافکا: «هر چیزی که میخواهی، به تو نگاه میکند.»#William_Adolphe_Bouguereau 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: لینکلن بر دوش دستان مهربان (Lincoln Borne by Loving Hands) نقاش: کارل برش (Carl Bersch) تاریخ: ۱۸۶۵ سبک: نقاشی تاریخی (Historical Painting) کشور: ایالات متحده آمریکا 🇺🇸
این نقاشی لحظهای تکاندهنده از شب ترور آبراهام لینکلن را به تصویر میکشد؛ زمانی که رئیسجمهور ایالات متحده پس از شلیک گلولهٔ جان ویلکس بوث در تئاتر فورد، از سالن نمایش بیرون برده شد. لینکلن که بهشدت مجروح شده بود، به خانهٔ ویلیام و آنا پیترسن در روبهروی تئاتر منتقل شد؛ زیرا امکان رساندن او به کاخ سفید وجود نداشت. او در آن خانه، در حالی که پزشکان و نزدیکانش تلاش میکردند جانش را نجات دهند، تا صبح ۱۵ آوریل زنده ماند و سرانجام درگذشت. در مرکز تصویر، پیکر بلند و بیهوش لینکلن بر دست مردانی حمل میشود و اطرافیان با نگرانی مسیر را برای انتقال او باز میکنند. تضاد میان بدن بیحرکت رئیسجمهور و آشفتگی جمعیت، لحظهای را ثبت میکند که یک شب عادی تئاتر ناگهان به یکی از تلخترین لحظات تاریخ آمریکا تبدیل شد.
والت ویتمن: «ای ناخدای من! ناخدای من! سفر هراسانگیز ما به پایان رسیده است.»#Carl_Bersch 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
نام اثر: نقاشیهای غار آلتامیرا (Cave of Altamira) موضوع: گاومیش، اسب، گوزن، حیوانات وحشی و نقش دست انسان تاریخ: پارینهسنگی پسین، ۳۶٬۰۰۰ سال پیش جنس بستر: دیوارهها و سقف سنگی غار دوره: پارینهسنگی (Paleolithic) سبک: نقاشی غاری / هنر صخرهای موقعیت جغرافیایی: سانتیانا دل مار، کانتابریا کشور: اسپانیا 🇪🇸
یکی از مهمترین نمونههای هنر غاری پیشاتاریخی در اروپا که نقاشیهای آن تصویری از جانوران و نشانههای انسانی را بر دیوارههای طبیعی غار ثبت کرده. هنرمندان با استفاده از زغال و رنگدانههایی مانند اخرایی و هماتیت، پیکرههایی از گاومیش، اسب و گوزن را با بهرهگیری از برجستگیهای طبیعی سنگ به وجود آوردهاند؛ بهگونهای که ناهمواری دیوار در شکلگیری حجم و حالت بدن جانوران نقش داشته است. برخی از این آثار دهها هزار سال قدمت دارند و در طول دورههای مختلف پارینهسنگی بر غار افزوده شدهاند. آلتامیرا در سال ۱۹۸۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو قرار گرفت و امروزه برای حفاظت از نقاشیهای اصلی، دسترسی عمومی به بخش اصلی غار محدود است
آرنولد توینبی: «تمدنها در پاسخ به چالشها رشد میکنند.»🎴#Petroglyphs 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: پریِ ماه (Moon Nymph) نقاش: لوئیس ریکاردو فالرو (Luis Ricardo Falero) تاریخ: ۱۸۸۳ سبک: هنر آکادمیک، نمادگرایی و فانتزی اسطورهای (Academic Art / Symbolism) کشور: اسپانیا 🇪🇸
این نقاشی یکی از آثار خیالانگیز لوئیس ریکاردو فالرو است؛ هنرمندی اسپانیایی که شیفتهٔ زنان اسطورهای، جهان کیهانی، ستارگان و پیوند میان زیبایی زنانه و خیال بود. اثر در سال ۱۸۸۳ و با رنگروغن روی بومِ نصبشده بر تخته خلق شده و در پایین سمت راست با عبارت «FALERO / PARIS 1883» امضا شده است. ابعاد اثر ۷۶ در ۵۱ سانتیمتر است. در مرکز نقاشی، پیکر برهنهٔ یک نیمف یا پریِ ماه را میبینیم که بر بستری از ابرها و تاریکی آسمان شب آرام گرفته است. بالهای ظریف و گستردهٔ او، همراه با هلال ماه و ستارگان در پسزمینه، او را از یک انسان معمولی جدا کرده و به موجودی میان جهان زمینی و آسمانی تبدیل میکنند. فالرو در اینجا داستان مشخصی از یک اسطورهٔ باستانی را روایت نمیکند؛ بلکه تصویری شاعرانه از «ماه» و موجودی خیالی که نگهبان یا تجسم آن است میسازد.
آرتور شوپنهاور: «جهان ارادهٔ من و بازنمایی من است.»#Luis_Ricardo_Falero 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: آخرین ساعات آبراهام لینکلن (The Last Hours of Abraham Lincoln) نقاش: آلونزو چپل (Alonzo Chappel) تاریخ: ۱۸۶۸ سبک: نقاشی تاریخی کشور: آمریکا 🇺🇸
این اثر آخرین ساعات زندگی آبراهام لینکلن را پس از ترور او در ۱۴ آوریل ۱۸۶۵ به تصویر میکشد. جان ویلکس بوث، بازیگر و هوادار کنفدراسیون، هنگام اجرای نمایش «عموزادهٔ آمریکایی ما» در تئاتر فورد، لینکلن را از پشت سر هدف گلوله قرار داد. سربازان رئیسجمهور مجروح را به خانهٔ خانوادهٔ پیترسن، روبهروی تئاتر، منتقل کردند؛ زیرا مسیر بازگشت به کاخ سفید ناهموار بود. لینکلن تا ساعت ۷:۲۲ صبح ۱۵ آوریل زنده ماند و سپس درگذشت. در مرکز تصویر، مری تاد لینکلن بر پیکر همسرش خم شده و رابرت، پسر بزرگ آنان، کنار تخت ایستاده است. اندرو جانسون در سمت چپ دیده میشود و شخصیتهایی چون ادوین استانتون، ویلیام سیوارد و دیگر مقامها در اتاق حضور دارند؛ اما این افراد در ساعات مختلف به دیدار لینکلن آمدند و همگی همزمان در اتاق کوچک خانه پیترسن حضور نداشتند.
آبراهام لینکلن: «دشمنانم را که دوست میکنم، آیا دوستانم را نابود نمیکنم؟»#Alonzo_Chappel 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
نام نقاشی: عاشقان (The Lovers) نقاش: رضا عباسی (Reza Abbasi) تاریخ: ۱۶۳۰ میلادی سبک: نگارگری ایرانی / مکتب اصفهان (Persian Miniature – Isfahan School) کشور: ایران 🇮🇷
این اثر یکی از نمونههای ظریف نگارگری دورهٔ صفوی است که رضا عباسی، از برجستهترین نقاشان و نگارگران ایران، آن را در اصفهان خلق کرده است. نقاشی با عنوان «عاشقان» دو دلداده را در فضایی صمیمی و شاعرانه نشان میدهد پیکرهها با جامههای فاخر، خطوط ظریف و حالت چهرههایی آرام و اندیشناک ترسیم شدهاند. اثر با آبرنگ مات، مرکب و طلا بر کاغذ اجرا شده و در موزهٔ متروپولیتن نیویورک نگهداری میشود. تاریخ اثر در کتیبهٔ آن نیز ثبت شده و به ۲۱ مه ۱۶۳۰ میلادی بازمیگردد. اثر بیش از آنکه صرفاً تصویری از یک زوج باشد، تصویری از عشقِ آرمانی، خلوت و میل انسانی است. نزدیکی پیکرهها، ظرافت پوششها و استفاده از خطوط روان، فضایی میان عشق زمینی و زیبایی شاعرانه ایجاد میکند. در نگارگری رضا عباسی، انسان و زیبایی اغلب با جزئیات ظریف و حالتی تأملبرانگیز نمایش داده میشوند
حافظ: «عشق در هر دلی که جای گرفت، آن دل را از خویش بیخویش میکند.»#Reza_Abbasi 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 388
راستش رو بخواید، زندگی کردن تو ایران این روزا بیشتر شبیه هدر دادن عمره تا زندگی کردن
4 388
نام نقاشی: معجون عشق (The Love Potion) نقاش: اِوِلین دِ مورگان (Evelyn De Morgan) تاریخ: ۱۹۰۳ سبک: پیشارافائلی و نمادگرایی (Pre-Raphaelite & Symbolism) کشور: بریتانیا 🇬🇧
این نقاشی زنی را در نقش یک جادوگر یا، دقیقتر، یک کیمیاگر و زن دانشمند نشان میدهد که در فضایی سرشار از کتاب، نماد و ابزارهای کیمیاگری، در حال آمادهکردن معجونی در جامی است. مدل این اثر «جین موریس» (Jane Morris)، همسر ویلیام موریس، بود. در پسزمینه نیز زوجی عاشق دیده میشوند که ارتباط میان معجون و عشق را به ذهن میآورد. گربهٔ سیاه در پیشزمینه نیز به سنتهای جادوگری و کیمیاگری اشاره دارد. «معجون عشق» در ظاهر داستانی دربارهٔ جادو و عشق است، اما معنای عمیقتر آن به دانایی، قدرت زنانه و مسیر روح به سوی روشنشدن مربوط میشود. لباس طلایی زن نماد مرحلهٔ نهایی در نظام نمادین کیمیاگری و رسیدن به روشنایی است؛ کتابهای اطراف او نیز نشان میدهند که با یک شخصیت صرفاً افسانهای روبهرو نیستیم، بلکه با زنی فرهیخته، مستقل و صاحب دانش مواجهیم.
پاراسلسوس: «کسی که چیزی را نمیداند، نمیتواند چیزی را بشناسد.»#Evelyn_De_Morgan 🎨 کورنلیس / Cornelis
4 388
چنل شخصیم:
𝙼𝚈 𝙵𝚞𝚌𝚔𝚒𝚗𝚐 𝙵𝚎𝚎𝚕𝚒𝚗𝚐𝚜
امیدوارم از تنوع محتویات لذت ببرید
دیالوگ - آهنگ - اطلاعات - تصاویر - سکانس فیلم ، کتاب و....
4 388
نام مجسمه: فرشتهٔ اندوه (Angel of Grief) مجسمهساز: ویلیام وِتمور استوری (William Wetmore Story) تاریخ: ۱۸۹۴ میلادی سبک: هنر یادمانی و تدفینی (Funerary Art) کشور: ایتالیا 🇮🇹
«فرشتهٔ اندوه» یا «فرشتهٔ گریان» یکی از مشهورترین آثار یادمانی قرن نوزدهم و اثری از ویلیام وِتمور استوری است که برای آرامگاه همسرش، اِملین استوری، در گورستان پروتستان رم ساخته شد. عنوان کامل اثر «فرشتهٔ اندوه بر محراب فروپاشیدهٔ زندگی میگرید» است و نمادی از سوگ و فقدان به شمار میرود. این مجسمه با پیکر بالدارِ فرشتهای که با اندوه بر محراب خم شده، درد و فروپاشی عاطفی انسان در برابر مرگ را به تصویر میکشد. حالت افتادهٔ بدن، بالهای آویخته و چهرهٔ پنهان، آن را از بسیاری از آثار معمول هنر گورستانی متمایز کرده و به نمادی جهانی از غم و سوگواری تبدیل کرده است.
ویرجینیا وولف: «هیچچیز به اندازهٔ سکوت، اندوه را آشکار نمیکند.»#William_Wetmore_Story 🗿#Statue 🎨کورنلیس / Cornelis
4 388
بهنظرم مطالعه ذاتاً چیز ارزشمندیه؛ اما مطالعهای که از دل استرس، اضطراب، فشار خانواده و ترس از آینده بیرون بیاد، نهتنها لذت یادگیری رو میکشه، بلکه تمرکز و بازدهی رو هم پایین میاره.
متأسفانه بخش بزرگی از نظام آموزشی ایران، مخصوصاً فضای کنکور، دقیقاً بر همین فشار بنا شده؛ جایی که خیلی از دانشآموزها ماهها و سالها با اضطراب، مقایسه، محرومیت از زندگی عادی و توقعات سنگین دستوپنجه نرم میکنن. بنابراین اگر کسی در این مسیر خسته، مضطرب یا حتی فرسوده میشه، واقعاً حق داره؛ این یک دورهی سخت و طاقتفرساست و نباید رنجشون رو با جملههایی مثل «فقط بیشتر تلاش کن» نادیده گرفت؛ من خودم هیچوقت کنکور ندادم و اساساً علاقهای هم بهش نداشتم؛ بیشتر به مطالعهی آزاد و یادگیری از روی علاقه گرایش داشتم. به نظرم آموزش باید به آدمها حق انتخاب، آزادی و فرصت شناخت استعدادهای خودشون رو بده، نه اینکه همه رو در یک مسیر واحد هل بده و بعد ارزششون رو با یک آزمون چندساعته تعیین کنه.
آموزش باید آدم بسازه، نه اینکه آدمها رو زیر فشار خودش خرد کنه
