Eightsa
前往频道在 Telegram
251
订阅者
无数据24 小时
+17 天
+2130 天
帖子存档
🐸: برای همین الان دورهایه که واقعاً باید تمام انرژیم رو روی این کار بذارم اول باید از انتخاب آهنگها شروع کنم چون برای یه آلبوم کامل کلی کار برای چیدن و تنظیم وجود داره مثلاً اینکه کدوم آهنگ کجا قرار بگیره این میشه مرحلهی اول.
🐸: بعد از انتخاب آهنگها، هیچکدومشون هنوز کاملاً تموم نشدن. ساختارشون هنوز باید تغییر کنه، باید صدا و حسوحال بیتها رو پیدا کنم، موضوع و فضای ترانهها رو مشخص کنم، همهچیز رو ضبط کنم... خلاصه کلیییی کار مونده که باید انجام بشه. تازه تعداد آهنگها هم زیاده با اینکه نمیتونم تعداد دقیقشون رو بهتون بگم، وقتی پسفردا برگردم، قراره تمام انرژیم رو بذارم روی این کار. پس ممکنه یه مدت کمتر منو ببینین چون میخوام کاملاً تمرکزم رو بذارم روی اینکه این پروژه رو به سرانجام برسونم.
🐸: کنسرت سولویی؟ خب قبل از اینکه کنسرت سولویی داشته باشم اول باید آلبوم سولوی خودم رو آماده کنم، مگه نه؟ وقتی اون آماده بشه، بعدش میتونم کنسرت هم داشته باشم. پس باید یه کم بهم زمان بدین تا روی موسیقی کار کنم، ولی ممکنه این کار نسبتاً زمان زیادی ببره. باید واقعاً تمرکزم رو بذارم روش بعد از اینکه از این فستیوال موسیقی برگردم
احتمالاً حدود دو ماه رو صرف میکنم تا تمام موسیقیهایی که توی یک سال و نیم گذشته ساختم بررسی کنم و از بینشون چند تا آهنگ رو انتخاب کنم. چند روز پیش رفتم لندن و هفت روز اونجا روی موسیقی کار کردم تقریباً هر روز دو تا استودیو داشتیم و با چندتا از تهیهکنندههایی که دوستشون دارم، روزی حدود دو تا آهنگ میساختیم. در نتیجه توی لندن حدود ۱۵-۱۶ تا آهنگ ساختم
🐸: قبل از رفتن به لندن هم توی کره موسیقی کار کردم آدمهایی از سراسر دنیا اومدن جایی که من بودم یه جا اجاره کردیم و هر روز روی موسیقی کار کردیم اونجا حدود ۱۰ تا آهنگ ساختیم قبل از اون هم خودم حدود ۱۵-۱۶ تا آهنگ ساخته بودم پس الان باید از بین حدود ۴۰ تا آهنگ انتخاب کنم ببینم دقیقاً میخوام چه چیزهایی بسازم و همهشون رو کنار هم بیارم
🐸: اگه تا دو ساعت دیگه نمیخوای بخوابی به نظرم میتونی یه چیزی برای آخر شب بخوری. ولی اگه فکر میکنی تا دو ساعت دیگه میخوابی بهتره یه کم تحمل کنی چون نباید فقط به خاطر یه هوس لحظهای، بدنت و معدهت رو تحت فشار بذاری
کارات: راهی هست که درس خوندن دیگه آدمو کلافه نکنه؟
🐸: درس نخون
🐸: درس نخونی دیگه کلافه هم نمیشی. وای، این حرفم خیلی ضدانرژی و انگیزه بود، حرف قبلیم رو پس میگیرم!
کارات: تو که داری چیزای بد یاد میدی!
🐸: من چیزای بد یاد میدم؟ خب، پس چیزای خوب یادتون میدم! ولی کسی که نمیخواد درس بخونه، حرف خوب رو هم میشنوه؟ نه دیگه، مگه نه؟ کسی که میخواد درس بخونه، حتی اگه نذاری هم میخونه؛ کسی هم که نمیخواد، هرچقدر بهش بگی بخون، بازم نمیخونه
کارات: اگه بارون گرفت، درش بیار.
🐸: اگه بارون بگیره، مگه نباید بارونی بپوشی؟ چطوری میخوای درش بیارم؟ تو درش بیار؟ وای، خراب شد! همین که این حرفو زدم، الان همهی صفحهها پر میشن از «تو درش بیار، درش بیار، تو درش بیار» انگار خودکار فیلتر میشن. هیچی ندیدین، هیچی ندیدین!
کارات: با گوشهات حسش کن.
🐸: باشه. راستی اگه ردیفهای جلو باشین، ممکنه صدای اسپیکرها خیلی بلند باشه، پس یه کم مراقب باشین. چون فکر میکنم بعضیها شاید نتونن صدای خیلی بلند رو تحمل کنن. اگه جلوی اسپیکرها هستین، حتماً حواستون به این موضوع باشه.
🐸: هنوز دارین گریه میکنین؟ چرا گریه میکنین آخه؟ دیدم خیلیاتون گریه کردین ولی من خودم اتفاقاً گریه کردن رو دوست دارم. حس میکنم گریه کردن باعث میشه احساساتم رو خالی کنم. گریه کنین، گریه کنین، گریه کنین گریه که گناه نیست.
کارات: پس تو هم یه کم گریه کن!
🐸: من باید واقعاً تحتتأثیر قرار بگیرم تا بتونم گریه کنم.
کارات: وقتی فردا منو میبینی گریه کن
🐸: تو دیگه این کارو نکن اگه موقع اجرای من هی گریه کنی، کل دنیات تار و محو میشه! البته من خودم این حالتِ محو و رویایی رو خیلی دوست دارم، یه حسوحال خاص و متفاوتی هم داره، اگه اینجوری بشه.
🐸: شماها دارین چیکار میکنین؟ یه جواب صادقانه بدین واقعاً صادقانه!
کارات: دراز کشیدم
کارات: دارم تکالیفمو مینویسم…
کارات: دلم برات تنگ شده
🐸: جواب دلم برات تنگ شده حساب نیستا
هائو دوباره تست امبیتیای داده و باز هم INFJ شده! فکر میکرد این بار تیپش عوض بشه، ولی فقط یه بار حدود ۴–۵ سال پیش نتیجهاش ENFJ/INTJ شده بود بعد از اون، همیشه INFJ بوده
💎: داداش، تو هنوز توی دوران 2G موندی!
🐸: به تو چه من چند جی ـم؟! گوشی من الان 5Gـه! سرعت نتم یه کم کنده ولی بعضی وقتا هم خیلی سریع میشه همین الان یه کم تند برخورد کردم، ببخشید بابت رفتارم عذر میخوام
💎: شخصیتِ مهربونت بالاخره اومد روی خط
🐸: آره، این روزا شخصیت مهربونم هی داره میاد بالا و شخصیت تاریکم کمکم داره میره کنار
