مَـ🌙ــهسـآن؛
前往频道在 Telegram
سپیده که سر بزند در این خزان زده شاید گلی بروید شبیه آنچه در بهار بوئیدیم پس به نام زندگی هرگز نگو هرگز!
显示更多未指定国家未指定类别
460
订阅者
-424 小时
-17 天
-130 天
帖子存档
460
امشب کتاب سهشنبهها باموری رو تموم کردم.
حقیقت بخوام بگم، کتابی نیست که بعد از تموم شدنش از تعجب دهنت باز بمونه بگیWow، برعکس خیلی قابل پیشبینیه و از اولش میفهمی آخرش از چه قراره...
اما خیلی جاها باعث میشه ایست کنی از خودت سوال بپرسی، یا حتی دیدیت رو نسبت به بعضی چیزا عوض کنی، یا مثلا اینکه کجاهای زندگیت فقط داری از روی عادت ادامه میدی.
شایدم نقطه قوت کتاب همین بود، نمیخواست غافلگیر کنه، فقط میخواست وادارمون کنه یکم مکث کنیم و بیشتر فکر کنیم، به چیزهایی که شاید خیلی وقتا ساده از کنارشون رد میشیم.
460
دو روز دیگه مهر میشه میریم مدرسه بچه ها رو میبینم ذوق میکنم
اما تا ابد بخاطر اینکه زهرا کنارم نیست سرش غر بزنم ناراحت میمونم🙂
460
اصن وقتی بارون میبارههه>>
زنده باد سرما،پاییز، فصل خنک، قشنگ و افسرده کننده عزیز🙂↔️
میدونی خیلی دلم میخواد پاییز بیاد هوا سرد بشه، اما نمیخوام مهر_
آره خلاصه👀
460
فریاد مرا گرچه سرانجام شنیدی
ای دوست! به داد دل من دیر رسیدی
از یاد بِبَر قصهی ما را هم از امروز
دربارهی ما هرچه شنیدی نشنیدی
آرام بگیر ای دل و کم گریه کن ای چشم!
انگار نفهمیدی و انگار ندیدی
ای نی چه کشیدی مگر از خلق که هر دم
ما آه کشیدیم، تو فریاد کشیدی
گیرم که به دریا نرسیدی چه غم ای رود!
خوش باش که یک چند در این راه دویدی...
«فاضل نظری»
خیلی دوستش دارم:)
460
زنگ های ریاضی سر کلاس دکتر صباغ پورررر>>>>
اون شوخی ها، اون خنده هاااا
اصن عجیب غریب خوش میگذشت:))))
460
دیرمیفهمم اما بلخره یه روز میفهمم؛ حتی اون استرس کشیدنا سر کلاس اقتصاد، جو های سنگین کلاس جغرافیا، امتحان های سخت مِلی هم، خوشبختی بودن.
