ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

🦢.Reverie.🦢

🦢.Reverie.🦢

关闭频道

🦢.Reverie.🦢 https://t.me/+3NdtwyLwvq5kNzFk https://t.me/HarfChatBot?start=msksusbwbw9s8snsnjsoxosmw منتظر حرفاتون.......

显示更多
未指定国家未指定类别
199
订阅者
+124 小时
-37 天
-730 天
帖子存档
گفتی چه دلگشاست افق در طلوع صبح گفتم که چهره ی تو از آن دلگشاتر است... .فریدون مشیری‌.

کسی رو پیدا کن که وقتی داری راجب چیزهایی که اذیتت کرده حرف میزنی، فکر نکنه داری غر میزنی؛ این خیلی مهمه،خیلی..

کم کم قلقش دستم اومد ولی دیگه مثل قبل نبود ...

یک دوست واقعی با دشمن تو سلام هم نمیکند. چه برسه با آنان همنشین شود ...

خیلی پختگی می‌خواد که آدم بپذیره نرسیدن، شکست، بی‌عدالتی و از دست دادن جزئی از زندگیه.

ذات آدم ها از هرچیزی مهم تره، قبل از هرچیزی و هر ارتباطی ببینین ذات اون آدم چیه ذات خوب، برکت میاره

متاسفانه انسان های ۱۰/۱۰ درگیر انسان های ۲/۱۰ میشن.

به هر حال زندگی همه جا یک جور است. به دنیا می‌آیی، یاد می‌گیری، بزرگ می‌شوی. با مردم اطرافت ارتباط برقرار می‌کنی، با این و آن درگیر می‌شوی، ازدواج می‌کنی، بچه به دنیا می‌آوری... ریموند وست گفت: و آخرش می‌میری. البته منظور فقط مرگی نیست که برایت گواهی فوت صادر کنند. بعضی وقت‌ها زندگی می‌کنی، ولی انگار مرده‌ای

از اینکه بگذری خواه صبح بود خواه شب و جمعه بود یا یکشنبه ابداً تفاوتی نداشت. همه‌اش همان درد جانسوز بود که اندرون او را می‌جوید و یک لحظه آرام نمی‌شد و نیز آگاهی به این‌که جان پیوسته و بی‌امید به بازگشت از کالبدش بیرون می‌رفت.

گر تو گرفتارم کنی، من با گرفتاری خوشم. - مولانا

گفتند که نامحرمی و بوسه حرام است دل گفت که محرم تر از این عشق کدام است؟! بوسیدم و لب دادم و آغوش کشیدم نامحرم من، محرمی و کار تمام است - رهی معیری

صدای افکارم انقد بلنده که صدای آهنگامو نمیشنوم.

https://t.me/+Dcp2xMpoztRlNDBk .عضو شید رگباری.

ترجیح میدم چهار شنبه ها زندگی نکنم

زندگی اینطوریه که یا به حرف مامان گوش میدی یا ضربه‌ شو میخوری.

هر کسی یک جور زنده به گور است؛ یکی در فکرش، یکی در قلبش، یکی در تنهایی‌اش.

Gidemezsin Birtanem Bahadır Macit.m4a2.50 MB

‌هیچ تمایلی به حضور در اجتماع ندارم. میخواهم تا ابد فرد بمانم ، سرد بمانم و آدم‌ها را درد بدانم.

یکم دقت کنی؛ میبینی هرکس به اندازه‌ی وضع خودش روانی شده.

امسال نه برق داشتیم، نه اینترنت، نه آموزش درست، نه اعصاب‌وروان برامون مونده، نه فرجه‌های امتحان منطقی بود؛ جنگ هم داشتیم. بازم یه دهه‌شصتی میاد میگه: «زمان ما سخت‌تر بود»