无数据
订阅者
+624 小时
+77 天
+2130 天
帖子存档
صبر کن باران بگیرد میروم
یا که پایم جان بگیرد میروم
صبر کن، من بغض دارم
اندکی گریه ام پایان بگیرد میروم.
او، قصیدهی بلندِ دردهای من است،
طوفانی که خانهام را به یغما بُرد؛
ردِ پایِ سردِ اوست که بر پیکرِ روحم،
همچون زخمی کهنه، هرگز نمیبندد
