کافه کتاب📚
前往频道在 Telegram
برای داشتن یک ذهن باز، مغز انسان نیاز به تغذیه شدن داره؛ کتاب ها بهترین تغذیه یک ذهنیت کامله📚 در اینجا، معرفی و خلاصه ای از کتاب ها در ژانرهای مختلف به همراه فایل PDF آنها موجود است.
显示更多未指定国家未指定类别
1 153
订阅者
-224 小时
-177 天
+36030 天
帖子存档
1 153
مرا از مادرم بیرون کشیدند و عازم این عالم کردند؛
خونابه از تنم فرومیریخت و من فقط ضجه میزدم...
همین.
📚زمان مادر است
👤اوشن وونگ
1 153
📚 تماماً مخصوص ✍️ نویسنده: عباس معروفی 📖 ژانر: رمان، اجتماعی، مهاجرت 📝 خلاصه کتاب: «تماماً مخصوص» روایت زندگی عباس ایرانی، نویسنده و روزنامهنگاری است که پس از مهاجرت به آلمان، در غربت با تنهایی، خاطرات گذشته و عشقهای از دسترفتهاش دستوپنجه نرم میکند. داستان میان گذشته و حال در رفتوآمد است و آرامآرام بخشهایی از زندگی عباس، روابط عاطفی و اتفاقاتی را که او را از وطن دور کردهاند، آشکار میکند. این رمان تصویری از غربت و مهاجرت است؛ روایت انسانی که از سرزمینش فاصله گرفته، اما نمیتواند گذشته، خاطرات و هویت خود را پشت سر بگذارد. 🎯 موضوعات اصلی: غربت • مهاجرت • تنهایی • عشق • خاطره • هویت • وطن ⭐ اگر به رمانهای عمیق و شخصیتمحور دربارهی مهاجرت و تنهایی علاقه دارید، «تماماً مخصوص» میتواند انتخاب خوبی باشد.
1 153
گفت مرا یادت هست ؟
دویدم و در راه فکر کردم
که من چه یادی دارم.
چرا یادم به وسعت همه تاریخ است؟
و چرا آدم ها در یاد من زندگی میکنند؟
و من در یاد هیچکس نیستم...
- عباس معروفی / سال بلوا
1 153
سرنوشت من بینهایت تنهاتر و منزویتر از آن است که تاکنون تصور آن را کرده بودم.
تونل، ارنستو ساباتو
1 153
Repost from N/a
«و عشق
خانهایست که آدمها
از کنار هم گذاشتن زخمهایشان میسازند»
- بیرحان کِسکین؛ فارسیِ سیامک تقیزاده.
1 153
بيا و اعتراف كن؛
آنجا كه دوستم داشتی
تلاش میکردی چه کسی را فراموش کنی؟
قهرمان تازه اُوغلو
_
1 153
📖 نام تمام مردگان یحیاست
✍🏻 عباس معروفی
بعضی داستانها دربارهی زندگی نیستند؛ دربارهی چیزی هستند که پس از هر فقدان، از زندگی باقی میماند. «نام تمام مردگان یحیاست» یکی از متفاوتترین آثار عباس معروفی است؛ رمانی چندصدایی که در مرز میان واقعیت و افسانه، میان مرگ و زندگی، و میان ایمان و تردید حرکت میکند. داستان، روایتِ رنج، فقدان و انتظار است؛ روایتِ انسانی که در برابر مرگ و سرنوشت ایستاده و همچنان در جستوجوی معنایی برای ادامه دادن است. معروفی در این اثر، اسطوره و فرهنگ عامه را با زندگی روزمره درهم میآمیزد و جهانی میسازد که در آن، مرز میان خواب و بیداری، گذشته و حال، و واقعیت و خیال چندان روشن نیست. عنوان کتاب نیز برگرفته از شعری از محمدعلی سپانلو است؛ عنوانی که خود بهتنهایی انگار سوگنامهای برای تمام کسانیست که رفتهاند و نامشان در حافظهی آدمی باقی مانده است. «نام تمام مردگان یحیاست» را شاید نتوان فقط یک داستان خواند؛ باید آن را آرام خواند، در سکوت، و میان سطرهایش دنبال چیزی گشت که معروفی همیشه خوب میشناخت
1 153
لبخند تو بینقص ترین راز جهان است
ای من به فدای تو و لبخند چو ماهت.
-ابوالفضل برات زاده.
_
1 153
فرويد معتقد بود:
آنچه را آگاهانه از آن مىگريزيم، ناآگاهانه دوباره به سويش مىرويم.
گويى روان، چيزى را كه نتوانسته بفهمد، مدام به صحنهى زندگى باز مىگرداند تا شايد اين بار پايان ديگرى برايش بنويسد.
1 153
گاهی گریهام میگیرد؛
از اینکه چقدر خوب بلدیم زندگی کنیم! اما همهی راههای زندگی را بر ما بستهاند و مدام دلمان میخواهد بمیریم...
_
1 153
📖 فریدون سه پسر داشت | عباس معروفی بعضی خانوادهها فقط یک خانواده نیستند؛ تکهای از تاریخاند، با تمام زخمهایی که تاریخ بر تن آدمها میگذارد. «فریدون سه پسر داشت» روایت خانوادهایست که زندگیشان در میان آشوبهای زمانه، عقیده، آرمان و ترس شکل میگیرد؛ جایی که آدمها گاهی نه آنگونه که میخواهند، بلکه آنگونه که روزگار از آنها میخواهد، زندگی میکنند. عباس معروفی در این رمان، به سراغ انسانهایی میرود که میان خانواده و آرمان، عشق و سیاست، ماندن و رفتن گرفتار شدهاند. آدمهایی که هرکدام راهی را انتخاب میکنند و بهای انتخابشان را، دیر یا زود، میپردازند. این کتاب دربارهی فروپاشی یک خانواده نیست؛ دربارهی نسلیست که در میان تغییرات بزرگ تاریخ، آرامآرام خودش را گم میکند. «فریدون سه پسر داشت» را باید خواند؛ نه فقط برای دانستن سرنوشت سه پسر، بلکه برای فهمیدن اینکه گاهی تاریخ، پیش از آنکه کشورها را تغییر دهد، آدمها را تغییر داده است. ☕ کافهکتاب | فصل عباس معروفی
1 153
Repost from نااُمیدِ اُمیدوار🌱
اینجا سرای سرد سکوت است.
ما موجهای خامشِ آرامشیم.
با صخرههایِ تیرهترین کوری و کری.
پوشاندهاند سخت چشم و گوش روزنهها را...
