سان گیک / برنامه نویسی
前往频道在 Telegram
# SunGeek | سانگیک چه خبره تو دنیای تک قبل از اینکه تکنولوژی غافلگیرت کنه، بشناسش
显示更多未指定国家未指定类别
540
订阅者
无数据24 小时
+237 天
+3930 天
帖子存档
DeepSeek میگه مدل V4-Flash از V4-Pro توی کدنویسی بهتره، در حالی که قیمتش تقریبا یک سومه.
یه تست واقعی روی سه کار برنامهنویسی انجام شده: رفع باگ، اضافه کردن قابلیت جدید و بهینهسازی performance.
توی دو تست اول تقریبا هر دو مدل نتیجه یکسانی داشتن. ولی توی تست بهینهسازی قضیه جالب شد.
Flash خیلی عمیقتر رفت سراغ مسئله، حدود ۲۷ دقیقه کار کرد و ۱۵.۴ میلیون توکن مصرف کرد و در نهایت تونست سرعت کد رو حدود 1.83 برابر بیشتر کنه. Pro با ۴.۷ میلیون توکن فقط حدود 1.06 برابر بهبود ایجاد کرد.
نکته عجیب اینجاست:
Flash در مجموع تقریبا ۳ برابر Pro توکن مصرف کرد، ولی هزینه نهایی Flash حدود ۹ سنت و Pro حدود ۱۰ سنت شد!
یعنی مدل ارزونتر واقعا بهتر reasoning کرد، ولی برای رسیدن به اون نتیجه توکن خیلی بیشتری سوزوند.
پس ارزونتر بودن قیمت هر توکن لزوما به معنی ارزونتر شدن استفاده واقعی نیست.
به نظر میاد رقابت بعدی مدلهای AI فقط روی قیمت هر میلیون توکن نیست، روی اینه که برای حل یه مسئله واقعا چند میلیون توکن لازم دارن.
#hossssein@sun_geek
بحث Dockerfile و Buildpacks دیگه فقط سر این نیست که کدوم راحتتره، یه بخش مهمش داره میره سمت امنیت.
داستان اینه که وقتی Dockerfile داری معمولا هر پروژه Base Image خودشو داره. حالا یه CVE مهم بیاد باید بری این Base Image رو تو همه سرویسها آپدیت کنی، دوباره build بگیری، تست کنی و deploy کنی.
برای ۵ تا سرویس مهم نیست ولی وقتی مثلا ۲۰۰ تا microservice داری داستان یکم فرق میکنه :))
Buildpacks
یه مدل دیگه داره.Base Image و Builder رو میتونی متمرکز مدیریت کنی و یه قابلیت جالب هم داره به اسم Rebase.
با Rebase اگه مشکل از لایه سیستم عامل باشه میشه Runtime Image رو عوض کرد بدون اینکه کل application دوباره build بشه.
ینی نه دوباره سورس build میشه نه CI الکی درگیر میشه و خود عملیات rebase هم خیلی سریعه.
البته قرار نیست جادو کنه :))
اگه مشکل امنیتی تو dependency های خود برنامه باشه بازم باید build جدید بگیری.
الانم شرکتایی مثل Docker و Chainguard و BellSoft دارن کلی روی Hardened Image و Image های کم CVE کار میکنن.
ولی چیزی که به نظرم جالبه اینه که برای سیستم های بزرگ شاید دیگه فقط مهم نباشه چه Base Image ای انتخاب کردی، مهم تر این باشه که اصلا کی قراره این Image ها رو مدیریت و patch کنه.
حالا Dockerfile آزادی بیشتری به هر تیم میده
و Buildpacks یه مقدار این آزادی رو میگیره ولی در عوض مدیریت و patch کردن تعداد زیادی سرویس رو خیلی راحت تر میکنه.
برای پروژه کوچیک شاید اصلا مهم نباشه ولی وقتی تعداد سرویسات زیاد میشه این مدل میتونه خیلی داستان رو عوض کنه.
داستان اینه که Buildpacks دارن جای Dockerfile رو برای مدیریت امنیت کانتینرها میگیرن. با این ابزار، تیمهای پلتفرم میتونن بهجای اینکه هر تیم توسعهدهنده خودش مسئول بهروزرسانی و امنیت تصاویر پایه باشه، این کار رو متمرکز انجام بدن. مثلاً با قابلیت rebase، میشه لایههای سیستمعامل رو بدون بازسازی کامل و در عرض چند میلیثانیه آپدیت کرد.
این تغییر میتونه زمان بهروزرسانی رو کاهش بده، منابع CI/CD رو آزاد کنه و امنیت کلی رو بالا ببره. ولی خب، کنترل دقیق رو از دست میدین و باید به تیم پلتفرم و ابزارهای Buildpacks اعتماد کنین.
#hossssein@sun_geek
باید بگم کههههه Docker یه قابلیت جدید به اسم "Sandboxes" معرفی کرده که محیطهای موقت و ایزوله برای اجرای ایمن ایجنتهای هوش مصنوعی فراهم میکنه. این Sandboxes از microVMها استفاده میکنن، یعنی امنیتشون از کانتینرهای معمولی بیشتره ولی سرعتشون از VMهای کامل بالاتره. با این قابلیت میتونین ایجنتها رو با دسترسیهای بالا (مثل نصب پکیج یا اجرای سرویس) اجرا کنین، بدون اینکه سیستم میزبان در خطر باشه. حتی یه حالت YOLO mode هم داره که اجازه میده ایجنتها بدون تأیید دسترسیها کار کنن، ولی باید با احتیاط ازش استفاده بشه.
این قابلیت برای تیمهای DevOps، مهندسان هوش مصنوعی و استارتاپهایی که با ایجنتهای خودکار کار میکنن خیلی کاربردیه. اگه امنیت و ایزولهسازی براتون مهمه، به نظرم حتماً ارزش تست کردن داره.
#hossssein@sun_geek
ینی خداشاهده می خواید بگید اینارو ارسال نمی کنید برا کسی؟؟؟
#hossssein@sun_geek
یه برنامهنویس ۸ سال پیش یه «راهحل موقت» زد که تازه الان پیداش کردن
داستان از جایی شروع میشه که یه شرکت داشت سیستمهاش رو از Python 2 به Python 3 مهاجرت میداد.
مشکل این بود که حدود ۲۰٪ سرورها با Python 3 درست کنار نمیاومدن و تیم هم بعد از چند دور تعدیل نیرو، نه حال داشت نه انرژی اینکه چند شب تا صبح بشینه مشکل رو اصولی حل کنه.
تا اینکه یکی از برنامهنویسها، Walter، یه ایده کاملاً خطرناک به ذهنش رسید:
ln -s /usr/bin/python2 /usr/bin/python3
یعنی عملاً هرجا سیستم دنبال python3 میگشت، Python 2 اجرا میشد!
خودش انتظار داشت کل سیستم منفجر شه، Alert بیاد یا حداقل یکی بفهمه چه بلایی سر Production آورده.
ولی...
هیچ اتفاقی نیفتاد.
سیستم کار کرد، خطایی نیومد، کسی هم متوجه نشد.
حتی توی اسکریپت کانفیگ یه کامنت گذاشت:
«آره آره، خودمم میدونم! حداقل تقریباً هوشیار بودم، پس نمیتونه انقدر احمقانه باشه!»
Walter بعداً از شرکت رفت.
۸ سال بعد یکی از همکارای قدیمیش بهش پیام داد که بالاخره بعد از یه Linux Upgrade این Symlink عجیب رو پیدا کردن.
جالبتر اینکه این هک موقت، طی این سالها حتی از یه Script معمولی هم منتقل شده بود به Ansible و عملاً تبدیل شده بود به بخشی از Infrastructure شرکت.
<a href="https://www.theregister.com/software/2026/08/10/demoralized-developers-desperate-hack-came-back-to-haunt-him-on-linkedin/5284476">منبع</a>
عشق کردید، نه؟؟؟ از بچگی دوست داشتید از این داستانا براتون بیارم نه؟؟؟
#hossssein@sun_geek
یه برنامهنویس ۸ سال پیش یه «راهحل موقت» زد که تازه الان پیداش کردن 😂
داستان از جایی شروع میشه که یه شرکت داشت سیستمهاش رو از Python 2 به Python 3 مهاجرت میداد.
مشکل این بود که حدود ۲۰٪ سرورها با Python 3 درست کنار نمیاومدن و تیم هم بعد از چند دور تعدیل نیرو، نه حال داشت نه انرژی اینکه چند شب تا صبح بشینه مشکل رو اصولی حل کنه.
تا اینکه یکی از برنامهنویسها، Walter، یه ایده کاملاً خطرناک به ذهنش رسید:
<pre>ln -s /usr/bin/python2 /usr/bin/python3</pre>یعنی عملاً هرجا سیستم دنبال python3 میگشت، Python 2 اجرا میشد! 😐
خودش انتظار داشت کل سیستم منفجر شه، Alert بیاد یا حداقل یکی بفهمه چه بلایی سر Production آورده.
ولی...
هیچ اتفاقی نیفتاد.
سیستم کار کرد، خطایی نیومد، کسی هم متوجه نشد.
حتی توی اسکریپت کانفیگ یه کامنت گذاشت:
«آره آره، خودمم میدونم! حداقل تقریباً هوشیار بودم، پس نمیتونه انقدر احمقانه باشه!» 😂
Walter بعداً از شرکت رفت.
۸ سال بعد یکی از همکارای قدیمیش بهش پیام داد که بالاخره بعد از یه Linux Upgrade این Symlink عجیب رو پیدا کردن.
جالبتر اینکه این هک موقت، طی این سالها حتی از یه Script معمولی هم منتقل شده بود به Ansible و عملاً تبدیل شده بود به بخشی از Infrastructure شرکت. 💀
<a href="https://www.theregister.com/software/2026/08/10/demoralized-developers-desperate-hack-came-back-to-haunt-him-on-linkedin/5284476">منبع</a>
<b>عشق کردید، نه؟؟؟ از بچگی دوست داشتید از این داستانا براتون بیارم نه؟؟؟ 😁</b>
#hossssein@sun_geek
<p><b>یه برنامهنویس ۸ سال پیش یه «راهحل موقت» زد که تازه الان پیداش کردن 😂</b></p><p>داستان از جایی شروع میشه که یه شرکت داشت سیستم هاش رو از <b>Python 2 به Python 3</b> مهاجرت میداد.</p><p>مشکل این بود که حدود ۲۰٪ سرورها با Python 3 درست کنار نمی اومدن و تیم هم بعد از چند دور تعدیل نیرو، نه حال داشت نه انرژی اینکه چند شب تا صبح بشینه مشکل رو اصولی حل کنه.</p><p>تا اینکه یکی از برنامهنویسها، Walter، یه ایده کاملاً خطرناک به ذهنش رسید:</p><pre><code class="language-bash">ln -s /usr/bin/python2 /usr/bin/python3
</code></pre><p>یعنی عملاً هرجا سیستم دنبال <code>python3</code> میگشت، <b>Python 2</b> اجرا میشد! 😐</p><p>خودش انتظار داشت کل سیستم منفجر شه، Alert بیاد یا حداقل یکی بفهمه چه بلایی سر Production آورده.</p><p>ولی...</p><p><b>هیچ اتفاقی نیفتاد.</b></p><p>سیستم کار کرد، خطایی نیومد، کسی هم متوجه نشد.</p><p>حتی توی اسکریپت کانفیگ یه کامنت گذاشت:</p><p>«آره آره، خودمم میدونم! حداقل تقریباً هوشیار بودم، پس نمیتونه انقدر احمقانه باشه!» 😂</p><p>Walter بعداً از شرکت رفت.</p><p><b>۸ سال بعد</b> یکی از همکارای قدیمیش بهش پیام داد که بالاخره بعد از یه Linux Upgrade این Symlink عجیب رو پیدا کردن.</p><p>جالبتر اینکه این هک موقت، طی این سالها حتی از یه Script معمولی هم منتقل شده بود به <b>Ansible</b> و عملاً تبدیل شده بود به بخشی از Infrastructure شرکت. 💀
<b>
<a href="https://www.theregister.com/software/2026/08/10/demoralized-developers-desperate-hack-came-back-to-haunt-him-on-linkedin/5284476">منبع</a>
عشق کردید، نه؟؟؟؟ از بچگی دوست داشتید ازین داستانا براتون بیارم نه؟؟؟</b></p>
#hossssein@sun_geek
<p>یه چیز داره توی دنیای AI آرومآروم جدی میشه:
<b>اجرای مدلهای هوش مصنوعی روی سیستم خودمون، بدون Cloud.</b></p><p>یکی با یه MacBook M2 رم 16 و یه لپتاپ Ryzen AI با 32GB رم، یه ستاپ ساده ساخته:</p><p>LM Studio برای اجرای مدل
OpenCode برای کدنویسی داخل ترمینال
و یه مدل سبک Gemma حدود 5GB</p><p>نتیجه؟
برای کارهای معمولی برنامهنویسی مثل Python، C++ و Makefile کاملاً قابل استفاده بوده. نه در حد مدلهای خفن Cloud، ولی برای خیلی از کارها واقعاً کافی.</p><p>اصل ماجرا اینجاست 👇</p><p>هزینه AIهای ابری داره جدی میشه.
از اون طرف سورسکد، اطلاعات شرکت و دیتاهای خصوصی رو هم هر بار میفرستیم روی سرور یه شرکت دیگه.</p><p>Local AI حداقل دو تا مشکل رو تا حدی حل میکنه:</p><p><b>هزینه + Privacy</b></p><p>هنوز برای کارهای پیچیده نمیتونه جای مدلهای Frontier رو بگیره، ولی اینکه یه مدل 5GB روی لپتاپ معمولی بتونه واقعاً توی کدنویسی کمکت کنه، خودش خیلی معنی داره.</p><p>احتمالاً آینده این نیست که همه چیز Cloud باشه یا همه چیز Local.</p><p>احتمالاً برای کارهای روزمره مدلهای لوکال، و برای کارهای سنگینتر مدلهای Cloud رو استفاده میکنیم.</p><p>و این یعنی شاید جنگ بعدی AI فقط سر «باهوشترین مدل» نباشه؛
سر <b>ارزونتر، خصوصیتر و قابلکنترلتر بودن</b> هم باشه.</p><p>
</p>
#hossssein@sun_geek
من کلود fable ۵ هستم، یک دستیار هوش مصنوعی ساخته شده توسط آنتروپیک. طی دو روز گذشته، من و آندری با هم یک نرمافزار ساختیم و او سپس از من خواست که این پست را در مورد آن بنویسم - . . .
این چند خط اول مقالست
https://math.andrej.com/2026/07/11/making-ai-smarter-with-ai/
Bridge MCP
یه ابزار جدیده که به LLMها کمک میکنه به پایگاه دادههای ریاضی وصل بشن و اطلاعات دقیقتری ارائه بدن. این ابزار شامل یه پایگاه داده SQLite، یه زبان پرسوجوی ریاضی به اسم MathQL و ابزارهای ارتباطی با پایگاه داده هست. هدفش اینه که مدلهای زبانی توی پرسوجوهای ریاضی کمتر خطا کنن و جوابهای دقیقتر بدن. فعلاً این پروژه بیشتر جنبه تحقیقاتی داره و کاربرد عملیش توی محیطهای واقعی هنوز مشخص نیست. اما اگه روی توسعه مدلهای زبانی یا ابزارهای ریاضی کار میکنین، میتونین این پروژه رو بررسی کنین و توی آزمایشهای اولیه ازش استفاده کنین.
#hossssein@sun_geek
یه خبر تو Hacker News منتشر شده که میگه ۷۰٪ درآمد حوزه هوش مصنوعی از دو شرکت OpenAI و Anthropic میاد. جزئیات زیادی تو خبر نیست و فقط یه ادعاست.
اگه این عدد درست باشه، یعنی بازار AI هنوز خیلی متمرکزه و دو شرکت بزرگ دارن بخش اصلی درآمد رو میگیرن. این میتونه هم فرصت باشه واسه همکاری با این شرکتها، هم یه زنگ خطر برای رقابت و نوآوری.
#hossssein@sun_geek
یه ابزار خط فرمان جدید برای لینوکس منتشر شده که انتقال فایل بین کامپیوتر و گوشی اندرویدی رو با Google Quick Share ممکن میکنه. این ابزار که متنبازه و وابستگیهای کمی داره، بدون نیاز به بلوتوث کار میکنه و فقط کافیه کامپیوتر و گوشی تو یه شبکه باشن. فایلها با تأیید PIN منتقل میشن و اگه انتقال قطع بشه، فایل ناقص ذخیره نمیشه.
اگه کاربر لینوکس باشی و بخوای فایلها رو راحت بین سیستم و گوشی جابهجا کنی، این ابزار میتونه خیلی کارت رو راه بندازه، مخصوصاً اگه سیستم بلوتوث نداشته باشه.
اگه لینوکسی هستی و دنبال یه راهحل سبک برای انتقال فایل میگردی، این ابزار رو تست کن. برای دانلود و اطلاعات بیشتر، گیتهاب پروژه رو ببین:
ریپازیتوری
#hossssein@sun_geek
یه پروژه جدید به اسم PGSTY Silo معرفی شده که فورکی از MinIO هست و توسط برو بچ نگهداری میشه. داستان اینه که MinIO دیگه نسخههای متنبازش رو منتشر نمیکنه و این پروژه اومده تا همون نسخهها رو با امکانات کامل مثل باینریهای آماده، تصاویر چندمعماری و کنسول وب ادامه بده. پروتکل S3 و دادهها هم همون قبلیها هستن، پس اگه از MinIO استفاده میکنین، مهاجرت به Silo خیلی دردسر نداره.
اگه از MinIO استفاده میکردین، حالا میتونین بدون نگرانی از توقف پشتیبانی، از این فورک استفاده کنین. ولی حواستون باشه که این یه پروژه مستقل و جامعهمحوره و ممکنه پایداری یا سرعت توسعهاش به پای نسخه اصلی نرسه.
اگه توی Production کار میکنین، قبل از مهاجرت، همه چی رو تست کنین و یه مسیر بازگشت هم داشته باشین. برای استارتاپها یا یادگیری، این پروژه میتونه یه گزینه خوب باشه.
#hossssein@sun_geek
#همونــــهمیشگی
یه مقاله جدید ادعا کرده مهندسی نرمافزار با ظهور AI تغییر کرده، ولی هنوز نمرده! نویسنده میگه AI بیشتر روی کارهای تکراری و پیچیدگیهای تصادفی تأثیر گذاشته، اما اون بخش سختتر یعنی مدیریت ابهامات و پیچیدگیهای ذاتی هنوز به مهندسای واقعی نیاز داره. مثلاً فهمیدن اینکه یه درخواست مبهم مثل «یه CRM بساز» دقیقاً یعنی چی، هنوز کار AI نیست.
منبع
#hossssein@sun_geek
یه اپ جدید به اسم Wazzup معرفی شده که میگه ترکیبی از موتور جستجوی آفلاین و پیامرسان فوریه. داستان اینه که اولین جستجو اینترنت میخواد، ولی بعدش از کش (cache) استفاده میکنه. میتونی با ایمیل یا شماره تلفن مخاطب اضافه کنی، پیام بدی یا زنگ بزنی.
اگه واقعاً جستجوی آفلاینش خوب کار کنه، واسه جاهایی که اینترنت ضعیفه شاید یه گزینه باشه. ولی فعلاً جزئیات فنی و امنیتی خاصی نگفته، پس نمیشه مطمئن بود چقدر کاربردیه.
فعلاً این خبر بیشتر شبیه تبلیغه. اگه دنبال ابزارهای جدی هستین، بهتره روی گزینههای تستشده تمرکز کنین.
#hossssein@sun_geek
یکی از مشکلات بزرگ Git اینه که نمیتونه متادیتاهای پروژه رو (مثل تسکها یا اطلاعات ساختاریافته) خوب مدیریت کنه.
حالا یه پروژه به اسم Beagle اومده و با ترکیب CRDT و یه فرمت خاص Markdown به اسم StrictMark، این مشکل رو حل کرده.
نتیجه؟ میتونین متادیتاهای پروژهتون رو توی فایلهای Markdown ذخیره کنین، ولی با ساختاری که بشه راحت جستجو و پردازش کرد. حتی میشه این فایلها رو با Git سینک کرد و از قابلیتهای CRDT برای مدیریت تغییرات استفاده کرد.
اگه پروژهتون بزرگه و تیم توزیعشده دارین، احتمالاً با مشکلات Merge و مدیریت متادیتا مواجه شدین. این ایده میتونه یه راهحل جالب باشه.
فعلاً این بیشتر یه ایده و ابزار اولیهست. اگه کنجکاو شدین، میتونین Beagle رو بررسی کنین یا از این ایدهها برای پروژههای خودتون الهام بگیرین.
#hossssein@sun_geek
حاجی Laravel این هفته پر از خبرای جذاب بود!
نسخه 13.24 با کلی قابلیت جدید مثل تشخیص رنگ غالب توی تصاویر و پشتیبانی از HEIC منتشر شده. Filament 5.7.6 هم فرمها رو تا ۹۰٪ سریعتر رندر میکنه و چندتا باگ امنیتی رو برطرف کرده. از اون طرف، Laravel Cloud سیستم مدیریت صف جدیدی معرفی کرده که خودش مقیاسبندی میکنه و حتی میتونه به صفر برگرده.
این تغییرات هم سرعت و امنیت رو بهتر میکنه، هم هزینههای زیرساخت رو پایین میاره. اگه از Laravel استفاده میکنین، حتماً Filament رو آپدیت کنین و قابلیتهای جدید رو تست کنین.
#hossssein@sun_geek
فاینالی Three.js بهطور بومی از Gaussian Splatting پشتیبانی میکنه!
این قابلیت جدید به شما اجازه میده بهجای مشهای سنتی، صحنهها رو با ابرهای گوسی سهبعدی رندر کنین. این روش که توی رندرینگهای حرفهای مثل V-Ray و RealityKit استفاده میشه، حالا توی Three.js هم قابل دسترسه.
ویژگیهای جدید شامل الگوریتم GPU counting sort، پشتیبانی از WebGPU/TSL و فرمتهای فایل مختلف مثل PLY، SPLAT، SPZ و glTF هست.
#hossssein@sun_geek
