ch
Feedback
‌  ‌ ‌ ‌ chocolate bun پک هاروآ

‌  ‌ ‌ ‌ chocolate bun پک هاروآ

前往频道在 Telegram

  ֪    wolfies are woofing ‘n bunnies are running!! @Sunn_shiinebot

显示更多
未指定国家未指定类别
288
订阅者
-124 小时
+107 天
+4130 天
帖子存档
     celıne boy ’s 38 journal          .луна 🍷 — thvlog

‌   ‌ ‌   ‌‌hellokitt ‘s  : 0°Q blog          ‘  🕶  ⽃ン — status

‌   ‌ ‌   ‌‌hellokitt ‘s  : 0°Q blog          ‘  💽  ⽃ン — status

🌟En  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Asa ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #Babymonsr

🤩Fz  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Beomgyu ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #Txt

🐚Gh  ꧇
︙  pearl of waves  ꧇  #Hyeri ㅤㅤㅤ𝁘   ocean whisper  ⊹  #Actor

من عاشقتم لیموی نازم:(

‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌icedh3t ; ៸ untimes  ?? ‌  ‌      ‌‌  ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ , vamp ’s tarck .

#teaser لی سانگوون، پسر 22 ساله آروم و بی‌حاشیه‌ای که همیشه سرگرم کتاب‌هاش بود و دایره ارتباطی محدودی داشت، اونشب به اصرار دوست‌هاش توی اون مهمونی بود یا شاید هم تقدیرش خواسته بود تا اونجا باشه و اون پسر مو بلند استرالیایی رو ببینه، دیداری که زندگی جفتشون رو تغییر داد. Channel: @lunafics

با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "ب
+4
با صدای چند تقه به در از فکر بیرون اومد. "بیا تو" سونگ به سمت سوکجین رفت و تعظیم کوتاهی کرد. "قربان پسر جناب لی رو آوردیم" "بیار پیشم" "چشم قربان" تعظیمی کرد و از در خارج شد. بعد از چند دقیقه سونگ برای بار دوم به در ضربه زد. "بیا تو" در باز شد و جین پسر مظلومی که داخل خودش جمع شده بود رو دید. "ما رو تنها بزار" سونگ با تعظیمی آن دو پسر رو تنها گذاشت. "سرتو بالا بگیر" جین با ندیدن واکنشی از جانب پسر عصبی شد. "خوشم نمیاد دو بار حرفمو بزنم" هیسونگ از تن صدای بلندی چشماشو بست و آروم سرشو بالا گرفت. "منو میشناسی" "خ..یر ق..ربان" "من دوست پدرت بودم،کسی که پدرت تمام پول و اموالشو برای خودش کرد و با اموال من بهترین زندگی رو داره" بلافاصله بعد صحبتش پوزخندی زد. "میدونی چرا اینجایی" "ن..نه" "برای انتقام از پدرت" "خواهش میکنم قربان،من بی گناهم،لطفا باهام کاری نداشته باشین" جین با احساس دلسوزی، بادیگارد مو قهوه ای رو صدا کرد. با ورود بادیگارد دستور بردن پسر رو داد. " قربان خواهش میکنم منو نبرید" با رفتن پسر هوفی کشید و به فکر فرو رفت. "سوکجین نباید بهش رحم کنی،تو این همه سال نقشه نکشیدی که عقب بکشی"
𝑆𝑒𝑜𝑘ℎ𝑒𝑒𓍯

Repost from N/a
‌ luizy‌.‌zip    📂  ⸝⸝ archive 05 ‌ ‌ ‌ ‌you and i — we are oo-li

Repost from N/a
fairy gossiping raven's 🦅 ‌‌ ‌archie westy nation ; !