Faded Memories
前往频道在 Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
显示更多未指定国家未指定类别
912
订阅者
+1624 小时
+37 天
-3430 天
帖子存档
همون جمله معروف:
"مست میکنم سیگار میکشم و غریبه هارو میبوسم و تمام شب رو میرقصم، کف اشپزخونه برات گریه میکنم اما ازت نمیخوام برگردی."
تمام پستای عاشقانه رو لایک میکنم نه بخاطر اینکه عاشقم، بخاطر اینکه من عاشقِ مفهوم عشق هستم.
شما ۵ کیلو آناناس بخور، اگه کسی فهمید
حالا دو پر پیاز بخور...
حیثیت واست نمیمونه
ادما همینن
همیشه آدمای ارزون برات گرون تموم میشن.
دستات باید خالی باشن تا بتونن چیز جدیدی رو نگه دارن،
شاید برای همینه که زندگی مدام ازت میخواد که بعضی چیزهارو رها کنی
تو شوخی کردی؟ من جدی جدی قلبم شکست.
تو گذاشتی رفتی؟ من جدی جدی تنهاترین آدم این شهر شدم.
تو حرفات همه دروغ بود؟ من باورشون کردم و تا پوست و استخونم لمسشون کردم.
تو تکیه گاه نبودی؟ من بهت اعتماد کردم و تکیه دادم بهت اما نتیجش سقوط خودم بود.
تو آدم موندن نبودی؟ من تورو همیشگی خودم دونستم و الان نیمهترین آدم توی گوشهای از این دنیام.
تو باهام سرد شدی؟ من به تنهایی به رابطمون گرما بخشیدم.
تو مقصدت شد دنیایی دور از من؟ من مقصدم شد دنیای خاطرات و مرور خاطرات تو.
تو رنگ زندگیمو سیاه و سفید کردی؟ من تمام تلاشم این بود زندگیتو رنگی کنم.
توی بحثامون همیشه مقصر تو بودی؟ من بودم که کوتاه اومدم و سوختم و ساختم.
فرق ما زیاد بود و من زیادی دوست داشتم، ولی یه چیزی. حقم این نبود که نداشتنت رو لمس کنم.
اون طوری حرف زد که انگار من هیچوقت شرایطش رو درک نکردم. آیا وقتی به بدترین و سختترین روزهات رسیده بودی، ترکت کردم؟ آیا بعد از اینکه تمام ضعفها و عیبهات رو فهمیدم، ازت فاصله گرفتم؟ این رو بدون که حتی وقتی دروغها و چیزهای دردناک دیگهای هم سر راهم قرار گرفتن بازم کنار تو موندم. پس دیگه دنبال چجور عشقی هستی؟
