Faded Memories
前往频道在 Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
显示更多未指定国家未指定类别
934
订阅者
无数据24 小时
+237 天
-330 天
帖子存档
دلم میخاس الان تو یکی از کلبه های جنگلی رامسر بودم.. بارون هم میزد و من کنار پنجره نشسته بودم و چایی میخوردم و تنهایی موزیک گوش میدادم.
در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
تو وارد زندگی بعضی آدم ها میشی تا عشقی رو بهشون نشون بدی که هیچ وقت تجربه نکرده بودن، در ادامه خودشون بهت نشون میدن چرا هیچ وقت لیاقتش رو نداشتن.
کلمهی دلیبال « Delibal » :
نوعی عسل که مقدار کم آن شفا دهنده و مقدار زیاد از آن کشنده است، ریشه ترکی.
اون آدمی رو دلیبال صدا کن که نه می تونی دوریشو تحمل کنی نه میتونی زیاد نزدیکش بمونی.
یکی مثل کوروش با هلیا کات میکنه "پس من چی؟" رو میخونه.
یکی هم مثل آرتا با ربکا کات میکنه "ازت بدم میاد" رو میخونه.
دیدگاه آدما تو رابطه فرق داره.
تابستان به ایستگاه پایانیش رسید اما هنوز سوز سرمای آن زمستان دردناک باماست.
18،19 دی ماه
