608
订阅者
-924 小时
-567 天
+32830 天
帖子存档
608
آخرين كارى كه آن دختر از روى عشق مى كند، اين است كه براى هميشه از زندگیات كنار مى رود و میگذارد در داستان تو، آدم بد قصه باشد.
608
«درختی كه برگ نداره، نميتونه از بارون نجاتت بده، ولى خود بارونه كه از شر اون درخت بى برگ نجاتت ميده.»
فقط يه عده ی كم اينو مى فهمن.
608
"و در نهایت فهمیدم آدم میتواند زیباترین لباسهایش را تن کند، خوشبوترین عطرش را بزند، قشنگترین لبخند را به لب داشته باشد و به نیستی و نبودن فکر کند."
608
یکی از عجیب ترین حسها اونجاییه که پیش خودت فکر میکنی "چقدر دلم واسه این لحظه تنگ میشه " در حالی که هنوز تموم نشده.
