Rêve
前往频道在 Telegram
225
订阅者
-124 小时
-17 天
+330 天
帖子存档
225
و در نهایت من می مانم و کوهی از کتاب هایم
که غم هایمان را باهم تقسیم میکنیم؛
تا دوام بیاوریم.
_دل گرفته زهرا
225
دلم گرفته،
شاید هم این دلگرفتگی از دلتنگی میآید…
دلتنگی برای یارم،
برای لبهای گرمش،
و آغوشِ پر از آرامشش؛
همان مأمنی که بیهراس از کابوسها،
مرا به خوابی آرام میبرد.
شبها که سکوت،
گوشههای اتاق را پر میکند،
جای خالیِ نگاهش
بیش از همیشه به چشم میآید
و دلم،
در میانِ فاصلهها،
به سوی او پر میکشد.
چه سخت است
دوست داشتنِ کسی
که تمامِ آرامشِ توست،
اما میانِ تو و او
چندین جاده
و چندین شب فاصله افتاده است.
با این همه،
هنوز به فردایی فکر میکنم
که دوباره
دستهایم در دستانِ او گره بخورد
و این دلتنگیِ طولانی
در آغوشش آرام بگیرد.
آن روز،
تمامِ این شبهای بیقرار
فقط خاطرهای دور خواهند بود،
و من،
در کنارِ یارم،
دوباره خانهام را پیدا خواهم کرد.
_زهرا،
[خرداد۱۴۰۵]
