تَبار | TABAR🇦🇫
前往频道在 Telegram
«تَبار؛ جایی که گذشته زنده میشود.» ریشه در تاریخ، هویت در فرهنگ 📜 #تاریخ | 🏛️ #تمدن | 🎭 #فرهنگ | 🏺 #میراث #افغانستان کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید ❤️ https://t.me/tabarafg ارتباط ⬇️🆔 #تبادل @RHS_314
显示更多未指定国家未指定类别
619
订阅者
+124 小时
-77 天
-21930 天
帖子存档
۷ آگوست...
بعضی تاریخها فقط روی تقویم ثبت نمیشوند؛
روی قلب یک ملت حک میشوند.
۷ آگوست، یادآور روزی است که
زخم افغانستان عمیقتر شد؛ روزی که انگار خورشید بر سرزمینی طلوع کرد که دیگر اجازه نداشت مثل گذشته نفس بکشد. روزی که امید، چمدانش را بست و بسیاری از آرزوها، بیصدا در کوچههای کابل، هرات، مزار، بامیان، قندهار، بدخشان و سراسر این سرزمین به خاک سپرده شدند.
افغانستان روزی سرزمین رؤیاهای کودکانی بود که میخواستند پزشک، مهندس، نویسنده، معلم و دانشمند شوند. سرزمین دخترانی که کیفهای مدرسهشان را با هزار امید بر دوش میگذاشتند و پسرانی که آرزو داشتند آیندهای روشن برای وطنشان بسازند. اما امروز، سالهاست که صدای بسیاری از آن آرزوها پشت درهای بسته مدرسهها، دانشگاهها و خانهها خاموش مانده است.
چه تلخ است که بزرگترین آرزوی یک دختر، دیگر ساختن آینده نباشد؛ بلکه فقط نشستن پشت یک نیمکت و شنیدن صدای معلمش باشد.
چه تلخ است که کتابها از کلاسها رانده شوند، قلمها بشکنند، لبخندها خاموش شوند و سکوت، جای آزادی را بگیرد.
افغانستان امروز تنها یک کشور نیست؛ مادری است که سالهاست فرزندانش را یکییکی از دست داده است. سرزمینی که هر کوهش رازی از اشک دارد و هر رودش، قصهای از غربت را با خود میبرد.
طالبان فقط حکومت را تغییر ندادند؛ امید یک ملت را زخمی کردند. دختران را از حق آموزش محروم کردند، زنان را از بسیاری از حقوق انسانیشان دور ساختند، اندیشه را به بند کشیدند، هنرمندان را به سکوت واداشتند، جوانان را میان مهاجرت، فقر و ناامیدی سرگردان کردند و آینده نسلی را در هالهای از ابهام فرو بردند.
اما درد افغانستان فقط درد زنان نیست، فقط درد مردان نیست،درد یک قوم یا دو قوم نیست این درد، درد همه ماست.
افغانستان زمانی درمان خواهد شد که فرزندانش، فارغ از قوم، زبان و مذهب، دست در دست هم بگذارند. هیچ قومی به تنهایی افغانستان نیست. هزاره، تاجیک، پشتون، ازبک، ترکمن، بلوچ، نورستانی، ایماق و همه اقوام این سرزمین، ریشههای یک درختاند. اگر ریشهها به جان هم بیفتند، درختی باقی نخواهد ماند؛ و اگر شاخهها با یکدیگر بجنگند، تنها چیزی که فرو میریزد، همان درختی است که همه در سایهاش زندگی میکنند.
بزرگترین آرزوی کسانی که از تاریکی و تفرقه سود میبرند، شکستن اتحاد مردم افغانستان است. پس بزرگترین مقاومت، آن است که دست یکدیگر را رها نکنیم؛ حقیقت را زنده نگه داریم، کرامت انسان را پاس بداریم و اجازه ندهیم نفرت، جای برادری را بگیرد. آینده افغانستان نه با کینه، بلکه با اتحاد همه فرزندانش دوباره ساخته خواهد شد.
و من جملهای را میگویم که تنها عمق نفرتم از ظلم را بیان میکند، نه ستایش هیچ شرّی را:
«اگر روزی مجبور باشم بین طالبان و شیطان یکی را انتخاب کنم، ترجیح میدهم در صف شیطان باشم.»
زیرا هیچ اندیشهای که علم را خاموش کند، زنان را از حقوقشان محروم سازد، کودکان را از آیندهشان جدا کند و آزادی را قربانی قدرت کند، نمیتواند نماینده انسانیت باشد.
با این همه، من هنوز به افغانستان ایمان دارم.
ایمان دارم روزی دوباره زنگ مدرسهها به صدا درخواهد آمد؛ دختران با لبخند به کلاسهایشان بازخواهند گشت؛ مادران با آرامش چشمانتظار فرزندانشان خواهند بود؛ جوانان برای ماندن رؤیا خواهند ساخت، نه برای رفتن.
شاید امروز افغانستان زخمی باشد؛ زخمی عمیق که سالهاست خون میدهد. اما هیچ زخمی، اگر صاحبانش امید را فراموش نکنند، برای همیشه ماندگار نخواهد بود.
افغانستان هنوز زنده است...
تا وقتی که حتی یک کودک، رؤیای آموختن دارد؛
تا وقتی که حتی یک زن، برای کرامت خود میایستد؛
تا وقتی که حتی یک انسان، حقیقت را فراموش نمیکند.
افغانستان زخم خورده است... اما زخم، سرنوشت نیست.
روزی خواهد رسید که این سرزمین، دوباره خواهد ایستاد.
✍نرگس
@tabarafg 🇦🇫🤝
این تابلوی معروف «Remnants of an Army» اثر الیزابت باتلر (۱۸۷۹) دقیقاً همون لحظهست: دکتر ویلیام برایدون، تنها بازمانده، سوار بر اسب زخمی رسیده به جلالآباد.
@tabarafg 🇦🇫📚
وقتی همه چیز تمام شد، از میان هزاران نفر، تنها یک نفر — دکتر ویلیام برایدون — زخمی و نیمهجان خودش را به دروازههای جلالآباد رساند تا خبر نابودی کامل ارتش را برساند. تصویر او سوار بر اسبی زخمی، بعدها یکی از نمادینترین تابلوهای تاریخ نظامی بریتانیا شد.
این فاجعه چنان عمیق بود که نام افغانستان برای همیشه با لقب «گورستان امپراتوریها» گره خورد؛ سرزمینی که قدرتهای بزرگ وارد آن شدند، اما هرگز به همان شکل که آمده بودند، بیرون نرفتند.
#تبار #تاریخ_افغانستان #جنگ_اول_انگلیس_افغان #گورستان_امپراتوری_ها
⚔️ ارتشی که در برفهای افغانستان محو شد
در سال ۱۸۳۹، وقتی ارتش بریتانیا کابل را اشغال کرد، شاهشجاع را روی تخت نشاند و گمان کرد افغانستان را تصرف کرده. اما سه سال بعد، همه چیز بهکلی تغییر کرد.
سال ۱۸۴۲، ارتش بریتانیا — قدرتمندترین امپراتوری زمان خودش — تصمیم به عقبنشینی از کابل گرفت. بیش از ۱۶٬۰۰۰ سرباز، همراه با خانوادهها و کارکنانشان، راه ۱۴۰ کیلومتری کابل تا جلالآباد را در دل زمستان آغاز کردند.
اما این عقبنشینی به یکی از فاجعهبارترین سقوطهای تاریخ نظامی تبدیل شد. جنگجویان افغان از ارتفاعات گذرگاههای تنگ و برفگرفته — بهخصوص گذرگاه خونین خورد کابل — پیوسته به ستون در حال حرکت حمله میکردند. سرما، کمبود غذا، و کمینهای پیدرپی، ارتش را قدم به قدم از هم پاشید.
#تبار #تاریخ_افغانستان #جنگ_اول_انگلیس_افغان #گورستان_امپراتوری_ها
@tabarafg 📚🇦🇫
«دلم هوای پرواز دارد،
اما زمانه، قفس را قسمتِ بالهایم کرده است.»
— نادیا انجمن@tabarafg 🇦🇫📚
این ها تنها بخشی از ۷۰ نوع سنگ های قیمتی ست که افغانستان ما در دل خود پنهان کرده است.
در زیر به اهمیت این سنگ ها میپردازیم:
جاده ابریشم: سنگهای قیمتی افغانستان یکی از اصلیترین کالاهای تجاری در جاده ابریشم بود که شرق را به غرب متصل میکرد.
نماد قدرت: در طول تاریخ، این سنگها نه تنها برای زینت، بلکه به عنوان ثروت ملی برای تأمین هزینههای دفاع از سرزمین استفاده میشدند.
اهمیت استراتژیک و بازار جهانی
ثروت خفته: تخمین زده میشود ارزش معادن سنگهای قیمتی و فلزات افغانستان بین ۱ تا ۳ تریلیون دلار باشد. این یعنی افغانستان میتواند تنها با تکیه بر معادن خود به یکی از ثروتمندترین کشورهای منطقه تبدیل شود.
بازار فروش: در حال حاضر بازارهای اصلی این سنگها دبی، هند، تایلند و اخیراً چین هستند. اما سنگ افغانستانی با برند «ساخت افغانستان» پتانسیل این را دارد که در ویترینهای نیویورک و پاریس به بالاترین قیمت فروخته شود.
فرصت شغلی : استخراج و تراشکاری (لپیداری) این سنگها میتواند برای صدها هزار جوان افغان شغل ایجاد کند.
چالشها و آینده
از خامفروشی تا برندینگ
بزرگترین قدرت ما زمانی آزاد میشود که سنگها به صورت خام صادر نشوند. اگر صنعت تراشکاری در داخل افغانستان تقویت شود، ارزش افزوده این سنگها تا ۱۰ برابر افزایش مییابد.
سرمایهگذاری
افغانستان نیازمند تکنولوژیهای نوین برای استخراج اصولی است تا این ذخایر برای نسلهای آینده حفظ شود.
ما فقیر نیستیم، ما روی گنج خوابیده ایم.
اما حیف و صد حیف که......(شما بگویید👇)
#گنجینههایافغانستان
@tabarafg 🇦🇫💎
یاقوت (Ruby & Sapphire)
یاقوتهای «جگدلک» کابل با رنگ سرخ اناری، در بازارهای جهانی جایگاه ویژهای دارند.
تورمالین و کُن زایت
سنگهایی با رنگهای فانتزی (صورتی، سبز و آبی) که در نورستان و لغمان یافت میشوند و در صنعت جواهرات مدرن بسیار محبوبند.
#گنجینههایافغانستان
@tabarafg 🇦🇫💎
+1
لاجورد (Lapis Lazuli): بدخشان تنها منبع باکیفیتترین لاجورد جهان (Grade AAA) است. این سنگ بیش از ۶۰۰۰ سال است که از افغانستان به مصر باستان و بابل صادر میشده.
لاجوردِ بهکاررفته در ماسک عنخآمون همان بخشهای آبی تیره است؛ مخصوصاً:
نوارهای آبی روی تاج راهراه
ابروها
خط دور چشمها
بخشهایی از ریش مصنوعی فرعون
نماد مار و کرکس روی پیشانی
این آبی عمیق همان Lapis Lazuli است که بخش زیادی از آن از معادن باستانی افغانستان میآمد.
#گنجینههایافغانستان
@tabarafg 🇦🇫💎
چرا جهان عاشق سبزِ افغانستان است؟؟؟
زمرد(Emareld)
زمرد پنجشیر در جهان بیرقیب است. از نظر شفافیت و رنگ، حتی از زمردهای کلمبیا هم برتر شناخته شده است.
#گنجینههایافغانستان
@tabarafg 🇦🇫💎
🖤 «حبُّ الحسینِ یجمعُنا»
عشق حسین(ع) دلهای ما را به هم پیوند میدهد
@tabarafg 🇦🇫🖤
|چقدر حالِ عجیبی ست میانِ من و تو|
| حَرَمَت لیلی و من در پی آن مَجنونم|
#جامانده
@tabarafg 🇦🇫✨
تندیس شیرین بیگم (هزاره) واقع در باغ زنانه شهر نیلی مرکز ولایت دایکندی
(این تندیس به دست طالبان تخریب شده)
@tabarafg 🇦🇫✨
اتفاقاتی که بعد از مرگ شیرین و چهل زن همراهش افتاد
برخی معتقدند بعد از جنگ گروهی از مردم محلی به این منطقه رفته و بعد از پیدا کردن جنازه 43 زن و دختر همه را در همان دره ای که فرود آمده بودند دفن کرده اند. مشهور است که بعد از پایان آتش افروزی امیر عبدالرحمن خان و قتل عام هزاره های اروزگان، اندک مردان و زنان هزاره به کوه چهل دختر آمده و شب ها در سوگ این زنان نوحه سرایی می کردند.
همچنین مشهور است که تا چند سال نوعروسان هزارستان نام دختر اول خود را شیرین می گذاشتند تا یاد و نام این دختران همواره زنده بماند
#چهل_دختران
@tabarafg 🇦🇫📚
#داستان چهل زن مقاوم
درباره شیرین بیگم داستان های راست و دروغ بسیاری روایت شده است. آنچه مشخص است این است که حتی اگر چنین شخصیتی واقعی باشد، افسانه های مختلف چنان پیرامونش را گرفته که دیگر تبدیل به اسطوره شده است.
اگر روایات عجیب و دور از ذهن را کنار بگذاریم، می توانیم تا حدی به ماجرای این دختر و کشته شدنش پی ببریم.
ماجرای شیرین بیگمِ افسانه ای یا واقعی به حدود صد سال قبل باز می گردد. در آن زمان، در آبرفت شمال غرب اروزگان دو قوم می زیستند. در قسمت جنوبی نخعی ها و در شمال هزاره ها حضور داشتند. این دو قوم تا مدت های مدید در کنار هم می زیستند اما در زمان امیر عبدالرحمن به این مناطق حمله شد و هزاره ها توسط نیروهای عبدالرحمن از آنجا بیرون رانده شدند.
در انتهای آبرفت اروزگان یک رشته کوه مشهور وجود دارد که به تمام این منطقه مشرف است. در زمان حمله سپاهیان عبدالرحمن خان به خانواده های هزاره، مردم بی دفاع به این رشته کوه ها پناه می آوردند تا در امان باشند اما دشمن آنها را در درون این کوه ها نیز تعقیب می کرد.
گروهی از زنان و کودکان پناه آورده به این کوه وقتی مورد تعقیب نیروهای دشمن قرار می گیرند به مقاومت دست می زنند. رهبر این زنان دختری شجاع به نام شیرین بیگم بوده است. این زنان ابتدا با چند تفنگ در مقابل سربازان قرار می گیرند اما وقتی می بینند کاری از دستشان بر نمی آید و محاصره تنگ تر و تنگ تر می شود، ترجیح می دهند به سمت قله های کوه ها فرار کنند.
این زنان به قله یکی از کوه های بلند می روند اما سربازان به تعقیب آنان ادامه می دهند. شیرین بیگم و حدود 40 زن دیگر که در قله یکی از کوه های مرتفع گیر افتاده بودند با سنگ به مبارزه با سربازان دشمن پرداخته و این سنگ ها را از قله به سمت سربازانی که در حال بالا آمدن از کوه بوده اند پرت می کنند.
با این حال، سربازان انبوه دشمن پس از چندی از کوه چهل دختر (این نام امروز به این کوه اطلاق می شود) بالا می آیند و به سمت دختران بی پناه می روند. در این لحظه شیرین بیگم و زنان همراهش تصمیم مهمی می گیرند. شیرین به همراهانش می گوید که قصد دارد خود را از بالای قله به پایین پرت کند تا به دست دشمن نیفتد چرا که مرگ را به ننگ کنیزی برای امرای قندهار و کابل یا کلفتی برای امیر عبدالرحمن ترجیح می دهد. زنان دیگر با شیرین بیگم هم صدا شده و همگی خود را از بالای کوه بلند به پایین پرت کرده و به زندگی خود پایان می دهند. سربازان دشمن با دیدن این حرکت بهت زده و حیران به دره نگاه می کنند و بر شجاعت و جسارت و غیرت این زنان درود و احسنت می فرستند
#شیرین_بیگم
@tabarafg 🇦🇫✨
شیرین بیگم و یارانش: داستانی که هزارهها هرگز فراموش نکردند
شیرین هزاره یا شیرین بیگم قهرمان افسانهای (برخی معتقدند واقعی) هزاره ها و یکی از چهل (یا چهل و سه) دختری است که از ترس بدنام شدن توسط لشکریان عبدالرحمان خان، شاه سابق افغانستان خود را در ولایت ارزوگان از کوه پایین انداخته و کشته شد
#شیرین_هزاره
#داستان #تاریخ
@tabarafg 🇦🇫📚
کارنامه سیاسی حفیظ الله امین
نقاط مثبت (از دیدگاه هواداران):
ادامه اصلاحات آموزشی و سوادآموزی.
حمایت از حقوق زنان.
تلاش برای تقویت دولت مرکزی.
نقاط منفی (از دیدگاه منتقدان):
سرکوب گسترده مخالفان و اعدام هزاران نفر.
نقش در برکناری و کشته شدن نورمحمد ترهکی.
تشدید ناآرامیها و بحران سیاسی.
فراهم شدن زمینه برای مداخله نظامی شوروی.
#چهرههایسیاسیافغانستان
@tabarafg 🇦🇫🌾
حفیظالله امین در سال ۱۹۲۹ در پغمان کابل متولد شد. او پس از تحصیل در دانشگاه کابل و ادامه تحصیل در آمریکا، به حزب دموکراتیک خلق افغانستان (شاخه خلق) پیوست.
امین از رهبران اصلی کودتای ثور ۱۳۵۷ بود. ابتدا نخستوزیر شد و در سال ۱۹۷۹ پس از کنار رفتن نورمحمد ترهکی، رئیسجمهور افغانستان شد. حکومت او تنها ۱۰۴ روز دوام آورد و در دسامبر ۱۹۷۹، همزمان با ورود ارتش شوروی، در قصر تاجبگ کشته شد.
#چهرههایسیاسیافغانستان
@tabarafg 🇦🇫🌾
