تَبار | TABAR🇦🇫
前往频道在 Telegram
«تَبار؛ جایی که گذشته زنده میشود.» ریشه در تاریخ، هویت در فرهنگ 📜 #تاریخ | 🏛️ #تمدن | 🎭 #فرهنگ | 🏺 #میراث #افغانستان کانال ما را با دوستان خود به اشتراک بگذارید ❤️ https://t.me/tabarafg ارتباط ⬇️🆔 #تبادل @RHS_314
显示更多未指定国家未指定类别
623
订阅者
+124 小时
-217 天
-23330 天
帖子存档
این بار اول نیست. طالب هر بار که آمده، همین کثافت را با خودش آورده. بار اول که حکومت کردند، بچهبازی و تجاوز به پسرهای بیگناه رسوایشان کرد؛ حالا که دوباره برگشتهاند، همان جنایت را دوباره تکرار میکنند، فقط اینبار زیر پرچم «امارت اسلامی» و با ادعای پاکتر از آب بودن.
این گروه وحشی انساننما هر بار که اسلحه به دست گرفته، اول از همه کودکان را قربانی هوس و قدرتش کرده. پسربچههایی که باید در مکتب و خانه امن باشند، بازیچهی فرماندههایی شدهاند که همزمان شلاق به دست زنها میزنند و پشت درهای بسته، بدترین جنایت را علیه معصومترین قربانیان مرتکب میشوند.
این ریاکاری، نه یک لغزش، که ذات همین گروه است؛ گروهی که هر بار زیر نام دین آمده، اول از همه به کرامت انسان تجاوز کرده. تاریخ این سرزمین یکبار شاهد این ننگ بوده و امروز دوباره تکرارش میکند؛ و باز هم هیچ دادگاهی، هیچ مجازاتی، هیچ عذرخواهیای در کار نیست.
طالب هرچقدر هم شعار عدالت و شریعت بدهد، برای ما فقط یک چیز را ثابت میکند: که «امارت» او روی جسد کودکان این وطن بنا شده
#طالبان_وحشی
@tabarafg 🇦🇫📚
گفته میشود شقایق کفشانی خبرنگار و یوتیوبر نوجوان اهل افغانستان توسط گروهی از طالبان مورد تجاوز قرار گرفته
از میزان درست بودن این خبر آنقدر مطمئن نیستم ولی قطعا از این گروه وحشی هیچ چیز بعید نیست
@tabarafg 🇦🇫📚
ﻣﺎ ﻧﺴﻞ ﺑﺪﺑﺨﺘﯽ هستیم
دﺳﺖ ﻣﺎﻥ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺮ ﺍﺻﻠﯽ ﻧﻤﯽرسد
ﺍﺯ ﻫﻤﺪﻳﮕﺮ ﺍﻧﺘﻘﺎﻡ ﻣﯽﮔﻴﺮﻳﻢ ...
@tabarafg 🇦🇫📚
من هنوز امید دارم
چرا که هنوز جایی هست مکانی هست خانه ای هست که بگویم ریشه ام از کجاست و بگویم پدر بزرگم در گوشه ی سرزمینی خانه ای ساخته بود که خاکش از آن من است و من از آن خاکش هستم
که بگویم کوه هایی هست که اجداد مرا می شناسند آب هایی هست که صدای خنده اجدادم را حین آب بازی و مادربزرگم را حین شستن لباس
و مادرم را میشناسد که کوزه اش را پر میکرد و روی شانه اش میگذاشت و چه شعرها که در راه خانه نمی سرود و چه آواز ها که نمیخواند
آسمانی هست که وقتی از آنجا ماه را نگاه میکنم گویی که ماه از آن من است
من هنوز امید دارم
اینکه مردمانی هستند که تو را وطندارشان صدا میزنند اینکه همگی از یک خاک هستیم از یک مادر
مادری که هم زیبایی هایش را میبینیم هم رنج هایش را
و میسوزیم از اسارت زیبایی هایش در زنجیر تعصبات بیهوده
من هنوز امید دارم
اما میترسم ، میترسم
از روزی که ما فراموش کنیم از کجا هستیم از کجا بودیم چرا آمدیم چرا نماندیم
از روزی که حتی نامی نباشد که بگویی به آن تعلق داری خاکی نباشد که بگویی از آن من است خانه ای در گوشه سرزمینی نداری که بگویی پدربزرگم ساخته بود یا آبی نماند که بگویی مادرم کوزه اش را از آن پر میکرد
میترسم چیزی برای دفاع کردن نداشته باشیم
و زبان و لهجه شیرینی که جایش را به زبان های بیگانه بدهد
آسمانی نباشد که ماهش برای تو باشد
میدانم ! فقر در وطنم بیداد میکند
اما میدانی!
وطن نداشتن خودش فقر بزرگیست!!!
✍️نرگس
@tabarafg 🇦🇫✨
صبح شد 🌞
الهی که خیر باشد
بـرای تـمام اهل زمین
جمعه تان پر از اتفاقات خوب 🌱
@tabarafg 🇦🇫✨
سخنی با شما عزیزانمدتیست سکوت کردهایم، اما این سکوت هرگز به معنای پایان راه نبوده و نیست. میخواهیم امروز از ته دل با شما سخن بگوییم. از همان روز اول که «تَبار» را ساختیم، انگیزهی ما شما بودید؛ خوانندههایی که هر بار با یک لایک، یک کامنت، یک اشتراکگذاری ساده، به ما یادآوری کردید که این تلاش کوچک بیمعنا نیست. در روزهایی که خسته بودیم، در روزهایی که انگیزه کمرنگ شده بود، همین شما بودید که ما را نگه داشتید. پس اگر امروز این سطرها را میخوانید، بدانید که این کانال، بیش از آنکه متعلق به ما باشد، متعلق به شماست. نیت ما از روز نخست چیز دیگری نبود جز اینکه صدای مردم افغانستان باشیم؛ صدای مردمی که تاریخ و فرهنگ و هویتشان بارها به فراموشی سپرده شده. و مخصوصاً صدای بانوان و دختران این سرزمین، آنهایی که امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند شنیدهشدناند؛ آنهایی که نامشان از مکتب و دانشگاه و حتی از فضای شهر پاک شده اما هویتشان هرگز پاک نخواهد شد. میدانیم راه پیش رو آسان نیست. سایهی سنگین ظلم و سختی بر زندگی مردم مظلوم افغانستان هر روز سنگینتر میشود. اما همین سختیهاست که ما را مصممتر میکند که سکوت نکنیم. تا زمانی که نفسی باقیست، انشاءالله به این راه ادامه خواهیم داد، هرچند کوچک، هرچند آهسته، اما استوار. از صمیم قلب سپاسگزاریم که همراه ما ماندید. تبار بدون شما، تبار نیست. با احترام و امید، تیم تبار @tabarafg 🇦🇫✨
میخام پست بزارم از زیبایی های وطن از فرهنگ غنی که داریم ادمینمون زهرا خانم شعرها و موسیقی های هزارگی یا امورش پخت غذاهای وطنی بزاره یا طبق وظیفه ای که دارم ادامه پست چهره های سیاسی بزارم که چقدر طرفدار داشت و کامنت ها چقدر پرشور بود یا منتظرم مدیر کانال اقا رضا از تاریخ وطن بزاره برامون فرزان خانم قهرمانان زن رو معرفی کنه و آرزو خانم دست به قلم بشه و همه رو مهمون نوشته های زیباش بکنه اما میدونی چیه احساس میکنم همه خسته ایم همه کم اوردیم و تقریبا امیدی نمونده برامون چطور میتونم با افتخار پست های وطن پرستی بزارم وقتی گناهمان برای کشیدن این رنج ها این جبر جغرافیایی هست وطنی که داغدار فرزندانش باشد دیگر نایی ندارد ک بخاهد افتخارات و زیبایی هایش را به رخ جهان بکشد.
#گل_نرگس پست_موقت
میخام پست بزارم از زیبایی های وطن از فرهنگ غنی که داریم ادمینمون زهرا خانم شعرها و موسیقی های هزارگی یا امورش پخت غذاهای وطنی بزاره یا طبق وظیفه ای که دارم ادامه پست چهره های سیاسی بزارم که چقدر طرفدار داشت و کامنت ها چقدر پرشور بود یا منتظرم مدیر کانال اقا رضا از تاریخ وطن بزاره برامون فرزان خانم قهرمانان زن رو معرفی کنه و آرزو خانم دست به قلم بشه و همه رو مهمون نوشته های زیباش بکنه اما میدونی چیه احساس میکنم همه خسته ایم همه کم اوردیم و تقریبا امیدی نمونده برامون چطور میتونم با افتخار پست های وطن پرستی بزارم وقتی گناهمان برای کشیدن این رنج ها این جبر جغرافیایی هست وطنی که داغدار فرزندانش باشد دیگر نایی ندارد ک بخاهد افتخارات و زیبایی هایش را به رخ جهان بکشد. این دنیا به ما یک وطن شاد بدهکار است.
ما چندین تلخی کشیدهایم
تا به منزلت شیرینی رسیدیم،
تو لذتِ شیرینی چه دانی
چون مشقتِ تلخی نکشیدهای؟
#شعر
@tabarafg🇦🇫
#حکایت
گربه ای از خانه شیخی
مرغی به دندان گرفت،
در حال فرار شنید
که زن شیخ فغان سر داد
و گفت:
حاج آقا گربه مرغ را برد..
شیخ با خونسردی گفت:
ملالی نیست زن،
قرآن را بیاور.
گربه با شنیدن این سخن
بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت...
از او پرسیدند:
تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی؟!
گفت: شما اینان را نمیشناسید
اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند
و فردا بالای منبر
گوشت گربه را حلال اعلام میکند!
@tabarafg 🇦🇫📚
گوجر ها رسمی دارند که کمتر جایی میبینی: روز عید، بهجای شیرینی، به مهمانشان گوشت تعارف میکنند — چون در فرهنگ گوجر، عید فرصتیست برای آشتی، حتی اگر دعوا میان دو نفر تا مرز خونوخونریزی رفته باشد. بزرگترهاشان همان روز پادرمیانی میکنند تا کینهها را ببندند
#اقوام_افغانستان
#گوجر #گوجری
@tabarafg 📚🇦🇫
گوجرها
🏔 قومی که هزار سال با گلههایش کوچ میکنددر دل کوههای یخبستهٔ شمالشرق افغانستان، از بدخشان تا نورستان و کنر، قومی زندگی میکند که ریشهاش را تا راجپوتهای راجستانِ هند دنبال میکنند: گوجرها. آنها به زبان خودشان «گوجری» سخن میگویند، زبانی که نه پشتو است نه دری، بلکه میراثی مستقل از هزاران کیلومتر آنطرفتر. زندگی گوجر یعنی گله، یعنی کوچ فصلی، یعنی درههای سرد که تابستان سبز میشوند و زمستان زیر برف گم. نزدیک به یکونیم میلیون نفرند — عددی که کمتر کسی میداند، چون صدایشان هیچوقت به اندازهٔ جمعیتشان بلند نشده. نامشان در قانون اساسی افغانستان، در کنار ۱۴ قوم رسمی کشور، ثبت است. اما در روایت رسمی تاریخ افغانستان؟ تقریباً غایب. #اقوام_ناشناخته_افغانستان پارت یک #تبار #گوجر #اقوام_افغانستان @tabarafg 🇦🇫📚
روایت حادثه انفجار از زبان یکی از شاگردان مکتب خصوصی شهرک مهدیه دشت برچی کابل
@tabarafg 📚🇦🇫
عادت کردن به نومیدی وخیم تر از خود نومیدی است.
طاعون | آلبر کامو
#کتاب
@tabarafg🇦🇫✨
+1
چیزهایی در سرزمین من
همیشه بسیارند
همیشه هستند
احزاب
فقر
و لحظههای جدایی
#حرف_دل
@tabarafg🇦🇫
کاری میکردم که کلام خداوند آنطور که من میخواستم بر زبان کشیشها جاری شود. در حالی که اگر هر کس در وجدان خودش به جستجوی خدا می پرداخت مطمئن بودم به همان خدایی که من می خواهم نخواهد رسید.
همه می میرند | سیمون دوبوار
#کتاب
در حقیقت
ما همه بشر بودیم!
تا اینکه
نژاد
ارتباطمان را برید!
مذهب
از یکدیگر جدایمان ساخت!
سیاست
بینمان دیوار کشید!
و ثروت
از ما طبقه ساخت
همه آزادی میخواهند بی آنکه بدانند اسارت چیست!
اسارت به میله های دور جسمت نیست
به حصارهای دور تفکرت است!
#حرف_دل
@tabarafg🇦🇫
آیا ما افغانها خودمان هم در ساختن شرایطی که طالبان دوباره بیایند سهیم بودیم؟
@tabarafg 🇦🇫📚
