ch
Feedback
راست

راست

前往频道在 Telegram

خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.

显示更多
未指定国家未指定类别
1 449
订阅者
-1024 小时
+317 天
+3730 天
帖子存档
بخش ۲/۵ | چرا آزادی اقتصادی به رشد کمک می‌کند؟ فرض کنید دو نفر ایده‌ای برای تولید یک محصول جدید دارند. در یک جامعه، آن‌ها می‌توانند به‌راحتی شرکت تأسیس کنند و رقابت کنند. در جامعه دیگر، با انبوهی از مجوزها، محدودیت‌ها و موانع روبه‌رو می‌شوند. کدام جامعه احتمال بیشتری برای رشد و نوآوری دارد؟ آزادی اقتصادی به مردم اجازه می‌دهد ایده‌های خود را آزمایش کنند. بسیاری از کالاها، خدمات و فناوری‌هایی که امروز استفاده می‌کنیم، نتیجه همین آزادی برای تجربه کردن و ریسک کردن هستند. وقتی افراد فرصت خلق ارزش داشته باشند، نه‌تنها خودشان سود می‌برند، بلکه فرصت‌های بیشتری برای دیگران نیز ایجاد می‌شود. ------------ #آزادی_اقتصادی #لیبرالیسم @RastMag | راست

مار همانست که بسیرت که هست ورچه بصورت بدر آید ز پوست ----------- #پادشاه‌سخن_سعدی @RastMag | راست

نتیجه چه شد؟ حکومتی که مخالفان را زندانی می‌کند، زنان را تحت فشار قرار می‌دهد، حامی تروریسم است و آزادی را سرکوب می‌کند... یع
+3
نتیجه چه شد؟ حکومتی که مخالفان را زندانی می‌کند، زنان را تحت فشار قرار می‌دهد، حامی تروریسم است و آزادی را سرکوب می‌کند...
یعنی دقیقاً تمام آن چیزهایی که جریان چپ ادعا می‌کند دارد با آن‌ها مبارزه می‌کند
درس این ماجرا همچنان یکی است: وقتی پایه‌های ایدئولوژی شما بر روی تنفر از غرب بنا شده باشد، دیگر برایتان فرقی نمی‌کند چه چیزی جایگزین آن می‌شود؛ و این دقیقاً همان روشی است که همیشه با آن هیولا خلق می‌کنید
«رفتاری که ما با شاه داشتیم، یک اشتباه بزرگ بود... اگر ایالات متحده پشت دوستانش نایستد، دیگر هیچ دوستی برای ما باقی نخواهد ماند.» ریچارد نیکسون (سی و هفتمین رئیس‌جمهور آمریکا (۱۹۶۹-۱۹۷۴ / ۱۳۴۷-۱۳۵۳) و نخستین رئیس‌جمهور آمریکا که به جمهوری خلق چین سفر کرد.)
-------------- #پنجاه‌و‌هفت #محمد‌رضا‌‌شاه‌_پهلوی @RastMag | راست

جریان چپ، حکومت ایران را به وجود آورد. در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، بخش بزرگی از چپ‌گرایان غربی سقوط شاه را جشن گرفتند؛ اما نه به خاطر
+3
جریان چپ، حکومت ایران را به وجود آورد.
در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷)، بخش بزرگی از چپ‌گرایان غربی سقوط شاه را جشن گرفتند؛ اما نه به خاطر اینکه عاشق آزادی بودند، بلکه چون از آمریکا متنفر بودند.
اسمش را گذاشتند «امپریالیسم‌ستیزی»؛ آن‌ها از انقلابی حمایت کردند که شناخت چندانی از آن نداشتند، آن هم صرفاً به این دلیل که با یک حکومت طرفدار غرب مخالف بود.
تنفرشان از غرب، آن‌ها را کور کرده بود. کور در برابر اسلام‌گرایان، کور در برابر خمینی و کور در برابر کابوسی که در راه بود.
تصاویر بعد... -------------- #عقل‌چپ #سوسیالیسم @RastMag | راست

❇️ خلاصه‌ای از فصل سوم کتابچه لیبرال‌دموکراسی چیست و چه تفاوتی با نظام‌های رقیب دارد؟
قبل از بحث درباره مالیات یا سوسیالیسم، باید دانست لیبرال‌دموکراسی چیست. این نظام ترکیبی از دموکراسی و لیبرالیسم است که در آن، حتی اکثریت هم نمی‌تواند آزادی‌ها و حقوق مالکیت افراد را سلب کند. این ویژگی‌ها پیامد اقتصادی دارند؛ زمانی سرمایه‌گذاری بلندمدت رخ می‌دهد که اموال افراد به طور خودسرانه مصادره نشود و رشد اقتصادی پایدار شکل بگیرد.
در مقابل، نظام‌های رقیب مانند نظام سوسیالیستی با حذف رقابت سیاسی و اقتصادی، به تمرکز قدرت و ناکارآمدی دچار می‌شوند؛ زیرا فرض می‌کنند گروه کوچکی از برنامه‌ریزان می‌توانند بهتر از میلیون‌ها شهروند تصمیم بگیرند. در حالی که منتقدان راست‌گرا معتقدند با افزایش قدرت دولت، خطر سوءاستفاده افزایش می‌یابد. لیبرال‌دموکراسی یک برنامه اقتصادی خاص نیست، بلکه یک چارچوب سیاسی است. موفقیت کشورهای اسکاندیناوی نیز پیش از هر چیز به خاطر لیبرال‌دموکراسی‌های باثبات، حاکمیت قانون و حقوق مالکیت است، نه صرفاً مالیات‌های بالا یا خدمات رفاهی. ------------- #لیبرالیسم #اسکاندیناوی #توهم_سوسیالیسم @RastMag | راست

چند نکتهٔ نه چندان غریب...
صف‌های طولانی. خاطرم نیست این جمله از کی بوده اما قشنگ می‌گفت که اقتصاد سوسیالیستی، اقتصاد کوپنی (کالا برگ) هستش؛ وضعیت غریبی نیست، هر ماه در حکومت ج.ا اعمال می‌شه و جالبی قضیه که داخل فیلم هم مشخصه اینه که یک سری کالاهای مشخص فقط ارائه میشه در کوپن ماهیانه یا فارسی شدهٔ آن، کالا برگ. آدم خنده‌ش میگیره که تویه دولت، چطور می‌تونی تشخیص بدی که چندین میلیون فرد انسانی چه سلیقه‌ای دارن و چه نیازی دارن؟
مورد جالب بعدی، بی ارزشی پوله که به خاطر نازایا بودن دولت‌ در طی سال‌ها، بوجود میاد. (این ناکارآمدی و بی‌فایدگی دولت در اقتصاد، یک مورد ذاتیه و ربطی به این دولت و اون دولت نداره.)

نکتهٔ دیگه هم کشاورزی سنتیه. داخل ایران خودمون، سوال پیش میاد که چرا کشاورز ایرانی به سمت تکنولوژی و پیشرفت در حوزهٔ کاری خودش نمی‌ره. دلایل مختلفی میشه اورد اما یکی از مهم‌ترینشون، بحث انگیزه هست. شما وقتی نرخ گندم (یا هر محصول دیگه‌ای) رو سال به سال مشخص میکنی و قیمت دستوری تعیین میکنی، آیا برای کشاورز ایرانی، انگیزه‌ای برای کشت بیشتر محصول می‌مونه؟ اون زمان هم که می‌خواد محصولش رو نفروشه و انبار بکنه تا سال بعد (که بتونه حداقل هزینهٔ تأمین مواد اولیه محصولاتش رو بده)، میاید مجرم شناسایی‌ش می‌کنید و میگید که محتکره. اصلا وضع خنده‌داریه، فون میزس صحبت می‌کنه که این یه چرخهٔ تمام ناشدنیه و همین باعث تورم بیشتر و تورم بیشتر میشه و تمومی نداره این روند تورم‌زا.
#پست_موقت

اگه دولت کنترل خرید و توزیع مواد غذایی رو دست بگیره، چی می‌شه؟ --------------- #عقل‌چپ @RastMag | راست

بخش ۱/۵ | آزادی اقتصادی یعنی چه؟ وقتی صحبت از آزادی می‌شود، بسیاری فقط به سیاست یا فرهنگ فکر می‌کنند؛ اما بخش بزرگی از زندگی ما به اقتصاد مربوط است. آزادی اقتصادی یعنی افراد بتوانند تا حد ممکن درباره کار، سرمایه، کسب‌وکار و دارایی خود تصمیم بگیرند. یعنی یک جوان برای راه‌اندازی کسب‌وکار مجبور نباشد از ده‌ها نهاد مختلف اجازه بگیرد. یعنی مردم بتوانند آزادانه خرید کنند، بفروشند و سرمایه‌گذاری کنند. در ساده‌ترین تعریف، آزادی اقتصادی یعنی انسان حق داشته باشد از استعداد، زمان و سرمایه خود برای ساختن آینده‌ای بهتر استفاده کند. اما چرا این موضوع تا این اندازه مهم است؟ -------------- #آزادی_اقتصادی #لیبرالیسم @RastMag | راست

❗️یک تمایز؛ محافظه‌کاری لیبرال و لیبرالیسم محافظه‌کار دو رویکرد از یک جریان اما با اولویت‌های متفاوت. در محافظه‌کاری لیبرال، اصل بر محافظه‌کاری‌ست که تکیه بر این ایده‌ها دارد که جامعه محصول یک فرایند تاریخی طولانی است و نهادهایی مانند قانون، خانواده، سنت‌های فرهنگی و حافظهٔ تاریخی ملت‌ها به آسانی نباید جایگزین شوند. همچنین ثبات و نظم اجتماعی در درجه بالاتری قرار میگیرد و هر گونه تغییر در جامعه و نهادها باید با احتیاط و تدریجی انجام شود. اما برخلاف محافظه‌کار سنتی به آزادی‌های فردی، مالکیت خصوصی، اقتصاد سرمایه‌داری و حاکمیت قانون اعتقاد دارد. این رویکرد، آزادی‌های فردی را تنها در چارچوب یک نظم پایدار و نهادهای ملی محکم عملی می‌داند (اگر نظم اجتماعی فروبپاشد، آزادی‌های فردی هم از بین خواهند رفت). در لیبرالیسم محافظه‌کار، اصل بر لیبرالیسم است که باورهای رایج آن، آزادی‌های فردی، حقوق شهروندی، حاکمیت قانون، محدود بودن قدرت دولت و اقتصاد سرمایه‌داری است. اما برخلاف لیبرال‌های فردگراتر یا پیشرو، به اهمیت سنت‌، هویت ملی، خانواده و همچنین انسجام اجتماعی توجه دارد. همچنین به این معتقدست که برای به ثمر رسیدن آزادی‌های فردی، باید یک بستر فرهنگی و اجتماعی وجود داشته باشد.
به طور کل در این دو رویکرد، یک تفاوت برجسته وجود دارد، آن هم بر سر پیوستار نظم (ثبات) و آزادی.
زمانی که سیاستی بخواهد اجرا شود، محافظه‌کار لیبرال از خودش می‌پرسد که این تغییر، چه تاثیری بر ثبات جامعه و نهادهای تاریخی کشور دارد و بعد دربارهٔ آزادی‌های جدید فکر می‌کند. در مقابل، لیبرال محافظه‌کار از خودش می‌پرسد که این سیاست چه تاثیری بر آزادی و حقوق افراد کشور دارد و بعد دربارهٔ سنت و ثبات بفکر می‌اوفتد. پس، این تمایز در اهداف آنها نیست بلکه در اولویت آنهاست. هر دو می‌خواهند به جامعه‌ای برسند که همچنان که حاکمیت قانون و آزادی‌های فردی برقرار است یک بستر باثبات اجتماعی و نظم پایدار باتوجه به سنت‌ها و آیین‌های ملی داشته باشند. --------------- #لیبرالیسم #محافظه‌کاری @RastMag | راست

❇️​خلاصه‌ای از فصل دوم کتابچه
تفکیک بنیادین نظام سیاسی، نظام اقتصادی و سیاست اجتماعی ​یکی از اشتباهات بزرگ و سوءبرداشت‌های رایج در بحث‌های سیاسی و اقتصادی، درآمیختن مفاهیمی است که هر کدام به حوزه‌های متفاوتی مربوط هستند. برای فهم صحیح کشورهای حوزه اسکاندیناوی، تفکیک سه مفهوم بنیادین ضرورت دارد: نظام سیاسی، نظام اقتصادی و سیاست اجتماعی؛ در غیر این صورت هر بحثی به سوءتفاهم منجر خواهد شد.
​۱. نظام سیاسی: به پرسش‌هایی درباره نحوه کسب و محدودیت قدرت پاسخ می‌دهد. برای مثال، لیبرال‌دموکراسی بر پایه انتخابات آزاد، رقابت حزبی و حاکمیت قانون بنا شده است و تفاوتی ساختاری با نظام‌های تک‌حزبی سوسیالیستی دارد. اما نظام سیاسی به تنهایی درباره ساختار اقتصادی چیزی نمی‌گوید. ​۲. نظام اقتصادی: تعیین می‌کند ثروت چگونه تولید می‌شود و مالکیت در اختیار چه کسی است. در اقتصاد بازار آزاد (سرمایه‌داری)، مالکیت عمدتاً خصوصی است و قیمت‌ها از طریق سازوکار عرضه و تقاضا و با تصمیم میلیون‌ها فرد مستقل شکل می‌گیرند. در مقابل، اقتصاد دولتی (سوسیالیستی) تلاش و تقلا می‌کند که این فرایند پیچیده را از بالا به طور دستوری مدیریت کند. ​۳. سیاست اجتماعی: به نحوه مواجهه دولت با مسائلی چون فقر و درمان می‌پردازد که تجلی آن دولت رفاه است. مهم‌ترین سوءبرداشت این است که بعضی دولت رفاه را با سوسیالیسم اشتباه می‌گیرند. دولت رفاه درباره نحوه توزیع بخشی از درآمدها پس از تولید ثروت سخن می‌راند، اما سوسیالیسم درباره مالکیت ابزار تولید ثروت است. ​در واقعیت امر، کشورهای اسکاندیناوی، اقتصادهای بازار آزاد پیشرفته محسوب می‌شوند که بر پایه شرکت‌های خصوصی، سرمایه‌گذاری خصوصی و رقابت اقتصادی بنا شده‌اند. وجود دولت رفاه هرگز یک کشور را سوسیالیستی نمی‌کند؛ چرا که در ابتدای کار باید ثروتی وجود داشته باشد تا امکان توزیع آن فراهم بشود. طرفداران اقتصاد بازار آزاد به درستی تاکید می‌کنند که بدون سازوکارهای تولید ثروت، کارآفرینی و حقوق مالکیت، خنده‌دار است اگر بگوییم دولت رفاه می‌تواند در بلندمدت پایدار بماند. ------------- #لیبرالیسم #اسکاندیناوی #توهم_سوسیالیسم @RastMag | راست

بخش ۵/۵ | جامعه‌ای که حرف نمی‌زند، یاد نمی‌گیرد هر پیشرفتی با یک سؤال آغاز می‌شود. هر اصلاحی با یک انتقاد شروع می‌شود. اگر مردم از بیان نظر خود بترسند، اشتباهات پنهان می‌مانند و مشکلات حل نمی‌شوند. آزادی بیان فقط حق صحبت کردن نیست؛ حق مشارکت در آینده جامعه است. ممکن است شنیدن برخی حرف‌ها ناراحت‌کننده باشد، اما هزینه خاموش کردن صداها معمولاً بسیار بیشتر است. شاید مهم‌ترین پرسش این باشد: اگر مردم نتوانند آزادانه درباره مشکلات حرف بزنند، چگونه قرار است راه‌حلی برای آن‌ها پیدا کنند؟ -------------- #آزادی‌فردی #لیبرالیسم #محافظه‌کاری @RastMag | راست

بخش نخست | محافظه‌کاری ایرانی چیست؟ ------------ #محافظه‌کاری #ایران #لیبرالیسم @RastMag | راست
بخش نخست | محافظه‌کاری ایرانی چیست؟ ------------ #محافظه‌کاری #ایران #لیبرالیسم @RastMag | راست

صحبت‌های زنده‌‌یاد دکتر اصغر دادبه در خصوص هویت ملی ایرانیان و نقش زبان فارسی. -------------- #ایران #زبان_فارسی @RastMag | راست

​۱. تصویر اول: یک دولت کوچیک، کلید اصلیه. تصویر دوم: ​هر روز صداهایی که یک دولتِ بزرگ‌تر رو می‌خوان، داره بلند و بلندتر می‌شه
+6
​۱. تصویر اول:
یک دولت کوچیک، کلید اصلیه.
تصویر دوم:
​هر روز صداهایی که یک دولتِ بزرگ‌تر رو می‌خوان، داره بلند و بلندتر می‌شه... ​خرج کردنِ بیشتر، مقرراتِ بیشتر و کنترلِ بیشتر.
تصویر سوم:
اما تاریخ یه درس ساده بهمون می‌ده: هیچ دولتی نمی‌تونه همه‌ی مشکلات رو حل کنه. در بیشترِ مواقع، خودش مشکلاتِ جدیدی ایجاد می‌کنه...
تصویر چهارم:
این حرف اصلاً به این معنی نیست که دولت هیچ نقشی نداره. یه دولتِ محدود، یه دولتِ ضعیف نیست. وظایف و مسئولیت‌های اصلیش باید کاملاً روشن و مشخص باشه:
تصویر پنجم:
*دفاع از کشور. *​محافظت از شهروندان در برابر جرم و جنایت. *​حفظ ثباتِ ارزش پول. *​محافظت از آزادی. *​پایبندی به حاکمیت قانون.
تصویر ششم:
دولتی که تمام تمرکزش روی همین کارهای ضروری باشه، می‌تونه اونا رو به بهترین شکل انجام بده... ​اما دولتی که بخواد دست روی همه چیز بذاره، در نهایت هیچ کاری رو درست پیش نمی‌بره.
​تصویر هفتم:
«بهترین دید نسبت به دولت بزرگ این است که آن را در آینهٔ عقب‌بین (ماشین) ببینیم، آن هم وقتی که داریم پشت سر می‌گذاریمش.» ​«رونالد ریگان»
------------ #لیبرالیسم @RastMag | راست

بخش ۴/۵ | آزادی بیان و مسئولیت آزادی بیان به معنای رهایی از مسئولیت نیست. هر فردی باید پاسخگوی سخنان و ادعاهای خود باشد. تفاوت مهمی میان نقد، مخالفت و بیان عقیده با تهدید، افترا یا تحریک مستقیم به خشونت وجود دارد. یک جامعه آزاد هم از آزادی بیان محافظت می‌کند و هم از حقوق افرادی که ممکن است هدف آسیب قرار بگیرند. در واقع آزادی بیان و مسئولیت دو دشمن نیستند؛ بلکه دو بخش مکمل یک جامعه سالم هستند. هرچه شهروندان آزادتر باشند، اهمیت مسئولیت‌پذیری فردی نیز بیشتر می‌شود. ------------- #آزادی‌فردی #لیبرالیسم @RastMag | راست

​🔸 آیا مدل موفق اسکاندیناوی، واقعاً سوسیالیستی است؟ ​سال‌هاست که در بحث‌های اقتصادی و سیاسی، کشورهای حوزهٔ اسکاندیناوی (سوئد
​🔸 آیا مدل موفق اسکاندیناوی، واقعاً سوسیالیستی است؟ ​سال‌هاست که در بحث‌های اقتصادی و سیاسی، کشورهای حوزهٔ اسکاندیناوی (سوئد، نروژ و دانمارک) رو به عنوان بهشت سوسیالیسم به ما معرفی کردند. اما چقدر از این تصویر، واقعیت است و چقدر از آن یک توهم؟  ​کتابچهٔ کوتاه «اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم» با زبانی ساده اما دقیق، مرز میان مفاهیمی که سال‌هاست جابه‌جا به خوردمون دادند رو روشن می‌کند: فرق دولت رفاه با سوسیالیسم چیست؟ چرا موتور محرک ثروت در این کشورها، بازار آزاد و سرمایه‌داری است نه مداخلهٔ دولتی؟ ریشه‌های تاریخی دولت رفاه در بستر لیبرال‌دموکراسی کجاست؟  ​قبل از هر قضاوت و رویاپردازی سیاسی، این خط‌کشی‌های اساسی رو بخوانیم تا در میدان واقعیت قدم بزنیم، نه در بستر شعارها.  ------------- @RastMag | راست

▫️کتابچهٔ «اسکاندیناوی و توهم سوسیالیسم» ◽️گردآورنده: ارشیا انصاری ◻️فهرست مطالب:
۱. مسئلۀ این کتابچه چیست؟ ۲. تفاوت‌های نظام سیاسی، نظام اقتصادی و سیاست اجتماعی ۳. لیبرال‌دموکراسی چیست و چه تفاوتی با نظام‌های رقیب دارد؟ ۴. سرمایه‌داری چیست و چرا اهمیت دارد؟ ۵. بیمه، بیسمارک و ریشه‌های تاریخی دولت رفاه (پیشنهادی) ۶. دولت رفاه چیست و چرا با سوسیالیسم یکسان نیست؟ ۷. سوسیال‌دموکراسی چیست و‌ چگونه از سوسیالیسم فاصله‌ گرفت؟ ۸. کشورهای اسکاندیناوی واقعًاً چه هستند؟ ۹. آیا موفقیت اسکاندیناوی نتیجه سوسیال‌دموکراسی است؟ ۱۰. مدل نوردیک چیست و چرا با سوسیالیسم تفاوت دارد؟ ۱۱. سوئد؛ سوسیالیسم موفق یا لیبرال‌دموکراسی بازارمحور؟ ۱۲. حزب سوسیال‌دموکرات سوئد و رقبای آن ۱۳. چپ یا راست؟
---------------- زمان خواندن: ۸۰ الی ۱۰۰ دقیقه @RastMag | راست

اصل ماجرا
امروزه، مخالفت با اسرائیل (یا همون صهیونیسم‌ستیزی) دیگه انتقاد معمولی به دولت یا دلسوزی برای مردم غزه نیست. این جریان تبدیل شده به یک دشمنی عمیق که میگه، کشور اسرائیل کلا حق وجود داشتن و بودن ندارد. در تاریخ قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، یهودی‌ستیزیی رو می‌بینیم که منجر به هولوکاست و اخراج یهودیان از کشورهای مختلف (بخصوص اروپا، چه شرقی و چه غربی) شد. نتیجهٔ این فشارها منجر شد که یهودیان به این فکر افتادند که یک کشور مستقل داشته باشند؛ این ایده رو تنها راه بقای خودشون می‌دونستند. اما جریانی در اواخر قرن بیستم و قرن بیست و یکم شکل گرفته که از اون ایده‌های قرن نوزدهمی که می‌گفت یهودیان حق زندگی ندارند به این رسید که می‌گوید کشور اسرائیلی اصلا نباید وجود داشته باشد (تصویر هشتم).
این دشمنی جدید از کجا تغذیه می‌شود؟
سه ریشهٔ قدیمی و خطرناک با هم پیوند خورده و این جریان جدید رو به نوعی آبیاری کردند. * حرف‌های نازی‌ها: همون تفکری که می‌گفت یهودیان، پشت پرده تمام توطئه‌های جهان هستند‌. * تبلیغات گستردهٔ شوروی: شوروی، مثل حکومت سوسیالیستی آلمان از یهودی‌ها بیزار و دست به قتل اونها می‌زد. در همین موقع، در جنگ سرد، شوروی کلیدواژهٔ «نسل‌کشی» رو ساخت تا به کشورهای غربی برچسب بزنه و اونها رو خراب کنه. * اسلام‌گرایی افراطی: نگاهی که اعتقادش بر اینه که نابودی اسرائیل یک جنگ آخرالزمانی بین خیر و شر است. تمامی این جریانات در ائتلافی با «چپ‌ها و اسلام‌گرایان» مجسم میشه و هر سه ریشه باهم پیوند خورده و یکی شدند. (گفتمان‌های چپ نو و پست‌مدرنیسم خیلی خیلی تأثیر داشتن بر این پیوند.)
چرا این موضوع برای من ایرانی مهمه؟
حرف اینه که، داشتن یک کشور مستقل با مرزهای قانونی حق هر ملتی است. وقتی گروه‌های افراطی فراملی تلاش می‌کنن با برچسب‌هایی مثل «نسل‌کشی»، «استعمار» و «امپریالیست» حق دفاع یک کشور از مرزهاش رو زیر سوال ببرند، هدف‌شون فقط اسرائیل نیست، به نوعی دارن زیرآب مفهومی مثل کشور مستقل و حق حاکمیت ملی رو در دنیا می‌زنند. این پیوندی (چپ‌گرایان و اسلام‌گرایان) که بوجود اومد، یک فرضی داره که میگه: اگه این کشور نابود شود، جهان نجات پیدا می‌کند؛ این همون تفکر خطرناکی هست که باعث شده در قرن بیستم جنگ‌های بزرگی رخ بده. اگه میهن‌پرست هستیم، در خصوص این مسائل نباید سکوت کنیم و راه رو برای اقلیت افراطی و پر سر و صدایی باز کنیم که امنیت، مرزها و هویت ملی کشورها رو نابود می‌کنند. اگه میهن‌پرست هستیم، نباید بزاریم کسی چه در سطح ملی و چه در سطح فراملی ستیزه‌جویی کند و باعث بشه بنیان‌های تاریخی و سنتی یک کشور نابود بشود. -------------- #عقل‌چپ #نژاد‌پرستی #حاکمیت_ملی @RastMag  | راست

تصویر هفتم: آمیزش سه سرچشمه در یک جریان واحد. ​صهیونیسم‌ستیزی معاصر، توطئه‌انگاری نژادی نازی‌ها، رویکرد شوروی در معرفی اسرائی
+2
تصویر هفتم:
آمیزش سه سرچشمه در یک جریان واحد. ​صهیونیسم‌ستیزی معاصر، توطئه‌انگاری نژادی نازی‌ها، رویکرد شوروی در معرفی اسرائیل به عنوان استعمارگر نسل‌کش، و باور اسلام‌گرایان مبنی بر اینکه نابودی اسرائیل یک نبرد آخرالزمانی (اسکاتولوژیک) علیه نیروهای تاریکی است را با یکدیگر پیوند می‌دهد.
تصویر هشتم:
یهودیان زمانی نماد شرارت بودند؛ اکنون اسرائیل دولتِ شرور است. ​هسته اصلی تمام اَشکال این تعصب، این باور مفرط است که یهودیان یک هویت جمعی نامشروع را تشکیل می‌دهند که مانع رهایی و رستگاری جهان است. فرم و ظاهر این ادعا تغییر کرده، اما کارکرد آن همان است که بود.
تصویر نهم:
اکثریت خاموش باید سخن بگویند. ​یهودیان در بریتانیا، آمریکای شمالی و استرالیا خود را در امان می‌پنداشتند. تحولات سه سال گذشته، بی‌خیالیِ خطرناکِ نهفته در این توهم را برملا کرد. زمان آن فرا رسیده است که بر همان اساس اقدام شود...
------------------ #عقل‌چپ @RastMag | راست

تصویر چهارم: ​قرن بیستم تمام استراتژی‌های جایگزین را از میان برداشت. ​نسل‌کشی نازی‌ها، کمونیسم شوروی، و اخراج جوامع یهودی از
+2
تصویر چهارم:
قرن بیستم تمام استراتژی‌های جایگزین را از میان برداشت. ​نسل‌کشی نازی‌ها، کمونیسم شوروی، و اخراج جوامع یهودی از کشورهای عربی، به این بحث‌ها پایان داد و برای بخش اعظم جهان یهود مشخص کرد که کدام مسیر به بقا ختم می‌شود.
تصویر پنجم:
برچسب‌های راستِ افراطی اکنون توسط چپِ ترقی‌خواه (افراطی) به کار می‌روند. ​تبلیغات نازی‌ها، صهیونیسم را یک توطئه بین‌المللی یهودی جلوه می‌داد. اصطلاح تحقیرآمیز «زیو» (Zio) که توسط دیوید دوک، رهبر سابق کو کلاکس کلان (KKK) رایج شد، اکنون توسط فعالان طرفدار فلسطین در ائتلافِ «چپ‌ـ‌اسلام‌گرا» به کار گرفته می‌شود.
تصویر ششم:
اتهام نسل‌کشی، سلاحی متعلق به دوران جنگ سرد بود که هرگز زمین گذاشته نشد. ​سفیر اتحاد جماهیر شوروی در سازمان ملل در سال ۱۹۷۶ اسرائیل را به «نسل‌کشی نژادی» متهم کرد. این اتهام که امروز به پای ثابت گفتمان جریان اصلی تبدیل شده، برآمده از دغدغه‌های حقوق بشری نبود؛ بلکه یک پروپاگاندای سیاسی بود که تا به امروز نیز همچنان فعال مانده است.
------------ #عقل‌چپ @RastMag | راست