ch
Feedback
راست

راست

前往频道在 Telegram

خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و به‌غایت افراطی‌ست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.

显示更多
未指定国家未指定类别
1 470
订阅者
-2224 小时
+107 天
+3330 天
帖子存档
چارلی کرک: «از روی نحوهٔ واکنش افراد هنگام مرگ یک نفر، می‌توان چیزهای زیادی دربارهٔ شخصیت آن‌ها فهمید.» ​چارلی درست می‌گفت. فعالان سال‌ها موعظهٔ همدلی می‌کردند و سپس سال گذشته را صرف جشن گرفتن مرگ یک مخالف سیاسی نمودند.
​در رویدادی به میزبانی بیوهٔ چارلی (charlie's widow)، یک فعال چپ‌گرا ماسک کاریکاتوری چارلی کرک را بر چهره گذاشت و صحنهٔ قتل را برای تولید محتوا بازسازی کرد. ​او مانند یک فرد کشته‌شده لباس پوشید و صحنهٔ قتل را در برابر چشمان زنی که او را به خاک سپرده بود، اجرا کرد.
حسن پیکر ابتدا این ترور را یک فاجعه خواند و از مردم خواست که با آن شوخی نکنند. ​اما بعداً روی صحنه ایستاد و به‌تمسخر ترانهٔ «ما چارلی کرک هستیم» را خواند، درحالی‌که جمعیتی از چپ‌گرایان او را تشویق می‌کردند و می‌خندیدند.
یک سال بعد، یک پست ناشناس در برنامهٔ دانشگاهی جورج‌تاون، مسابقهٔ «شبیه‌ترین فرد به چارلی کرک» را برای سالگرد ترور او تبلیغ کرد. ​این پست ۲,۲۰۰ رای مثبت دریافت کرد. آن‌ها این مناسبت را سالگرد کرک نامیدند.
پس از قتل او، نظرسنجی «یوگاو» (YouGov) از آمریکایی‌ها پرسید که آیا خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی هرگز قابل توجیه است یا خیر. ​در میان پاسخ‌دهندگان «بسیار لیبرال»، ۲۵ درصد گفتند بله. در میان محافظه‌کاران، ۶ درصد همین نظر را داشتند. (رجوع به تصویر پنجم شود.)
البته، این رفتار شامل همهٔ افراد جریان چپ نبود، و فقط هم محدود به چپ‌ها نمی‌شد. ​کندیس اونز ماه‌ها به بیوهٔ او، اریکا، حمله کرد؛ سوگواری او را زیر سوال برد و فرضیه‌های توطئه را مطرح کرد، آن هم درحالی‌که او برای شوهرش داغدار بود و دو فرزندشان را بدون او بزرگ می‌کرد.
​این‌ها همان کسانی هستند که خود را جبههٔ «خوبی» می‌نامند: ضد نفرت و ضد خشونت. ​اما به محض اینکه یک محافظه‌کار تیر می‌خورد، ناگهان خشونت سیاسی پذیرفتنی می‌شود و تمسخر، بدل به کمدی می‌گردد.
چارلی درست می‌گفت. وقتی کسی که از او متنفرند می‌میرد، چیزهای زیادی دربارهٔ افراد یاد می‌گیرید. و سال گذشته هرچه را که لازم بود دربارهٔ فعالان چپ بدانیم به ما آموخت...
------ #آمریکا #چارلی_کرک #عقل‌چپ @RastMag | راست

photo content
+7

بدنه‌ی جنبش‌های مردمی اروپا و آمریکا در قرن گذشته که به پیروزی هم انجامید و برابری کارگران و کارمندان، حق رای زنان، و برابری سیاه‌پوستان و سپیدپوستان را ممکن ساخت، همگی در زمینه‌ی گفتمان و بستری نظری شکل گرفت و به پیروزی رسید که به حقیقت وفادار بود و ادامه‌ی اندیشه‌ی لیبرال کلاسیک قرن نوزدهم محسوب میشد. از دهه‌ی شصت بود که با داغ شدن تنور جنگ سرد، احزاب چپی که در غرب فعال بودند و شعار برابری و رفع ستم و امتیازهای طبقاتی را برافراشته بودند، برای متمایز ساختن خویش از جنبش بزرگتر و ریشه‌دارتر لیبرالی که همچنان در آن هنگام فعال بود، سویه‌هایی خاص از نابرابری را هدف گرفتند که مهم‌ترین‌اش به جنسیت مربوط می‌شد. به این ترتیب شکلی از تقسیم کار و مرزبندی میان فعالان مدنی شکل گرفت. به این ترتیب که هواداران حقوق دگرباشان جنسی، فمینیست‌ها و بخشی از جنبش‌های ضدجنگ که در ضمن استعمار زورمدارانه‌ی شوروی را تایید می‌کردند، زیر چتر احزاب چپ قرار گرفتند و در مقابل جنبش مدنی استخوان‌دار قدیمی‌ای قرار گرفتند که در نیمه‌ی نخست قرن بیستم امتیازهای نژادی و جنسی و طبقاتی قدیمی را در چارچوب اندیشهی لیبرال‌هایی مانند دیوئی از بین برده بود و حقوقی برابر را برای زنان و رنگین‌پوستان و کارگران به ارمغان آورده بود. در این شرایط تفکیک گفتمان‌های مدنی که سخت زیر سایه‌ی جنگ سرد و دوقطبی شدن اردوگاه‌های ایدئولوژیک قرار داشت، شکل آغازین گفتمانی شکل گرفت که از حقوق دگرباشان جنسی و زنان (به ویژه زنان رنگین پوست و همجنس‌خواه) دفاع می‌کرد و دستگاه نظری‌اش مارکسیستی بود. این دستگاه نظری بعد از دهه‌ی هشتاد و فروپاشی کمونیسم اروپایی خود را با وام‌گیری از مجموعه‌ای از آرا و افکار گوناگون بازسازی کرد و شکلی التقاطی به خود گرفت که هنوز هم برقرار است و اغلب می‌کوشد استخوان‌بندی مارکسیستی و گاه استالینیستی خود را که میراث جنگ سرد است، پنهان سازد. ✍ بخشی از کتاب «همجنس‌گرایی» از دکتر شروین وکیلی ------ #شروین_وکیلی @RastMag | راست

۵/۵ | موتور تغییر اقتصادی... شاید بهترین نمونه تاریخی، همان چیزی باشد که از اواخر قرن هجدهم در بریتانیا آغاز شد: انقلاب صنعتی. ماشین بخار، کارخانه، راه‌آهن و ماشین‌آلات ناگهان شکل تولید را تغییر دادند. بعدتر برق، خودرو، هواپیما، رایانه و اینترنت هرکدام موج تازه‌ای از دگرگونی اقتصادی ساختند. پشت این تغییرات فقط «پول» نبود؛ سرمایه‌گذارانی بودند که ریسک کردند، کارآفرینانی بودند که ایده‌هایشان را آزمودند و مصرف‌کنندگانی بودند که میان محصولات مختلف انتخاب کردند. البته هر کارآفرینی موفق نمی‌شود و هر نوآوری هم الزاماً مفید نیست. اما اقتصادی که امکان مالکیت، سود، شکست، رقابت و نوآوری را فراهم کند، شانس بیشتری برای خلق فرصت‌های تازه دارد. سؤال اینجاست: اگر کسی نتواند از موفقیتش سود ببرد، چرا باید شکست را به جان بخرد؟ ------ #کار‌آفرین #لیبرالیسم @RastMag | راست

۴/۵ | دولت می‌تواند کارآفرین باشد؟ اینجا یک سؤال مهم مطرح می‌شود: اگر دولت هم سرمایه و منابع دارد، چرا خودش همه‌چیز را تولید نکند؟ دولت می‌تواند کارخانه، جاده یا نیروگاه بسازد و در بعضی حوزه‌ها حتی نقش مهمی داشته باشد؛ اما مشکل زمانی شروع می‌شود که تصمیم‌های اقتصادی از رقابت و انتخاب مصرف‌کننده جدا شوند. یک مدیر دولتی اگر پروژه‌ای را اشتباه انتخاب کند، معمولاً با همان شدت یک کارآفرین خصوصی ورشکسته نمی‌شود؛ هزینه می‌تواند از بودجه عمومی تأمین شود. بازار، در مقابل، به کارآفرین بازخورد مستقیم می‌دهد: اگر محصول خوب باشد، مشتری می‌خرد؛ اگر بد باشد، فروش پایین می‌آید. البته بازار هم بی‌نقص نیست؛ اما رقابت و امکان شکست فشار دائمی برای بهتر شدن ایجاد می‌کند. ------ #کار‌آفرین #لیبرالیسم @RastMag | راست

«چرا مارکسیسم تا این حد برای جوانان و روشنفکران جذاب است؟» — صحبت‌های استیون کوتکین (مورخ و نویسنده که بعنوان یکی از سرشناس‌ترین متخصصان تاریخ شوروی و استالینیسم شناخته می‌شود.) ------ #مارکسیسم @RastMag | راست

مصادره‌‌ای موفق؟ اعتراضی از دل ایران، با شعارهایی که از سر خشم تلنبار شده و روی هم آمده، در سال ۱۴۰۱ به انجام رسید. چپ‌ها در این حیص‌وبیص چه کردند و چه گفته‌اند؟ در دو جملهٔ کوتاه: تلاش برای مصادرهٔ خیزش و دو قطبی‌سازی جریانات و اعتراضات. یک نگاه به جریانات و تظاهرات ۱۹۶۰ و ۷۰ مسیحی در آمریکا و اروپای غربی اگر بندازیم با این تصویر مواجه می‌شویم که آن تظاهرات‌ها دست‌ چپی بودند؛ اما بلوف و تصویر‌سازی تا این حد اشتباه، دست‌ساز چپ‌هاست (از مارکسیست‌های ارتدوکس تا سبز‌های رادیکال و نیو‌لفت‌ها و پست‌مدرن‌ها). ‌می‌توان آن اعتراضات را یک انقلاب فرهنگی در غرب خواند که بدنبال حذف موانع اختیار و انتخاب در زندگی دانست که بیشتر دست‌و‌پای اقشار کم‌رنگ‌تر آن زمان غرب یعنی زنان، همجنس‌گرایان، ترنس‌ها و دیگر گروه‌ها را بسته بود. یک گام آخر به سمت لیبرالیسم فرهنگی بود؛ بله، چپ‌ها و نیولفت‌ها و فمینیست‌های رادیکال در آن جنبش‌ها بودند اما بخش کوچکی از آن را شامل می‌شدند نه بخش کثیری. بازی در زمین وضع موجود بود نه خارج از نظم، در زمین دموکراسی‌لیبرال بود؛ و در همین زمین‌ هم بود که اصلاحات تدریجی به انجام رسید و وضع و احوال زنان و حتی مردان و اقشار کم جمعیت جامعه بهبود یافت. حتی چپ‌ها گمان می‌کنند که تظاهرات و جنبش‌های کارگری قرن نوزدهم در غرب، جنبش‌های دست چپی محسوب می‌شوند. بگذریم؛ کسی که موفقیتی ندارد حرفه‌ای جز مصادره ندارد. اگر از این رفتارها پل و ارتباطی با ایران خودمان بزنیم، موارد مشابهی می‌توان پیدا کرد. به یک مورد بسنده می‌کنیم؛ اعتراضات سال ۱۴۰۱. (مخاطب آگاه حتماً در نظر دارد که ماهیت اعتراضات در این متن مد نظر نیست، بلکه رفتار چپگرایان در دست مقایسه است.) در آن زمان که مردان و زنان ایرانی جاویدنام می‌شدند و هم‌میهنانمان آسیب دیدهٔ چشمی می‌شدند؛ چپ‌ها و بخصوص فمنیست‌های رادیکال به طور ضمنی در حال این ادعا بودند که اعتراضات ۱۴۰۱ از ماست و از ایده‌های ما نشأت می‌گیرد. و در پی این تصویرسازی‌های مبهم، سعی و کوشش داشتند که جریانی بسازند که اگر به هر نحو و طرزی در این اعتراضات شرکت کردید و یا حمایت کردید مجبور به قبول ایده‌های ما هستید (که ایده‌های آنها هیچ سنخیتی حتی با شعار محوری اعتراضات ۱۴۰۱، یعنی، زن زندگی آزادی نداشت و ندارد) و در نتیجه این، هر کس طرفدار ما نیست پس با ماهیت این اعتراضات مخالف است و عضوی از عضوهای سرکوبگران است. این وضع تا جایی پیش رفت که متوهمان با گزینشی دانستن اعتراضات باعث ایجاد دو قطبی شدند که اعتراضات سال ۱۴۰۱ را چپی دانستند و ۱۴۰۴ را دست راستی؛ اما گزینشی دانستن این اعتراضات و حتی اعتراضات گذشته یک خیانت به ایران و ایرانی‌ست. تمام این تلاش‌ها و از خود گذشتن‌های هم‌میهنانمان در امتداد این خیزش‌هاست که معنای ایرانی بودن پیدا می‌کند.
هر سبزه که بر کنار جویی رسته‌ست گویی ز لب فرشته‌خویی رسته‌ست پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی کان سبزه ز خاک لاله‌رویی رسته‌ست فیلسوف نیشابور، خیام
------ @RastMag | راست

۳/۵ | چرا بعضی‌ها کارآفرین می‌شوند؟ اگر موفقیت تضمین نشده باشد، چرا اصلاً کسی باید ریسک کند؟ پاسخ فقط طمع یا پول نیست. انگیزه می‌تواند سود، استقلال، علاقه به نوآوری، حل یک مشکل یا ساختن چیزی تازه باشد. در قرن نوزدهم، راه‌آهن، فولاد، برق و صنایع شیمیایی سرمایه‌های عظیمی می‌خواستند؛ کسانی حاضر شدند این سرمایه را در پروژه‌هایی وارد کنند که آینده‌شان قطعی نبود. بعدها شرکت‌هایی مثل فورد و سپس بسیاری از شرکت‌های فناوری، همین منطق را ادامه دادند. نکته مهم این است که کارآفرین معمولاً منابع موجود را به شکلی تازه ترکیب می‌کند. اگر موفق شود، خودش سود می‌برد؛ اما اگر شکست بخورد، زیان هم متوجه خودش می‌شود. بنابراین سود و زیان دو روی یک تصمیم اقتصادی‌اند. ------ #کار‌آفرین #لیبرالیسم @RastMag | راست

لیبرالیسم، به‌رغم فشارهای سهمگینی که از سوی مخالفانی قدرتمند - چون کنسرواتیسم در ابتدا و کمونیسم و فاشیسم و بنیادگرایی در ادامه - به آن وارد شد، پایدار باقی ماند و اینک چشم‌اندازی جهانی و تاریخی، یعنی فتح زمان و مکان، را پیش چشم گذاشته است. این مدعا می‌تواند مخالفان لیبرالیسم را برآشوبد، علی‌الخصوص از این حیث که رقبای رادیکال آن، همواره در پیش‌بینی سقوط تمدن لیبرالی با هم مسابقۀ خوش‌بینی و امیدواری گذاشته‌اند. حال با فرض صحت این مدعا پرسش از سرِّ این پیروزی و پایایی جالب توجه است. ​این سؤال را می‌توان این‌گونه پرسید که آیا لیبرالیسم یک ایدئولوژی در عرض سایر ایدئولوژی‌هاست که پیروزی آن ناشی از بخت و قِران بوده است، یا اینکه به‌دلیل تفاوتی عمده با رقبا، آن‌ها را کنار زده و جوامع و جهان از آن ناگزیر است. اگر معنای لیبرالیسم را چندان فراخ بگیریم که لایه‌های معتدل‌تر دو رقیب چپ و راست آن - سوسیال‌دموکرات‌ها و نومحافظه‌کارها - و نیز البته افت‌وخیزهای تاریخ آن و نیز خرده‌تحولات محتمل آتی را هم شامل شود، به نظر می‌رسد لیبرالیسم تنها گزینۀ ممکن است و جوامع، حتی آن‌هایی که هویت خود را در تنازع با این ایده تعریف کرده‌اند، دیر یا زود، ناگزیر از سلام یا تسلیم‌اند. ✍ مرتضی مردیها ------ #لیبرالیسم #مرتضی_مردیها @RastMag | راست

بخش سوم | دولت گذار؛ چگونه از هرج‌و‌مرج جلوگیری کنیم؟ --- #فردا @RastMag | راست
بخش سوم | دولت گذار؛ چگونه از هرج‌و‌مرج جلوگیری کنیم؟ --- #فردا @RastMag | راست

۲/۵ | سود از کجا می‌آید؟ سود همیشه به معنی پول مفت نیست. در اقتصاد بازار، سود پاداش قطعی نیست؛ نتیجه‌ای احتمالی برای پذیرفتن ریسک است. کارآفرین ممکن است کارخانه‌ای راه بیندازد و سود کند، اما همان‌قدر ممکن است مشتری پیدا نکند و سرمایه‌اش را از دست بدهد. هنری فورد وقتی تولید انبوه خودرو را گسترش داد، فقط پولش را در یک گاوصندوق نگذاشت؛ آن را وارد تولید، ماشین‌آلات، نیروی کار و فناوری کرد. اگر موفق نمی‌شد، سرمایه‌اش می‌توانست نابود شود. به همین دلیل، اقتصاد بازار فقط درباره داشتن پول نیست؛ درباره این است که چه کسی حاضر است پول را در معرض خطر بگذارد تا چیزی تازه تولید کند. همین ریسک است که سرمایه را به تولید وصل می‌کند. ------ #کار‌آفرین #لیبرالیسم @RastMag | راست

شاید در ابتدا گمان رود که آزادی چیزی شبیه هواست که استفادهٔ بعضی از آن استفادهٔ دیگران را ممنوع یا محدود نمی‌کند، اما (به جز
شاید در ابتدا گمان رود که آزادی چیزی شبیه هواست که استفادهٔ بعضی از آن استفادهٔ دیگران را ممنوع یا محدود نمی‌کند، اما (به جز در مواردی مثل آزادی فکر و عقیده) چنین نیست. — مرتضی مردیها ------ #گزین‌گویه #مرتضی_مردیها @RastMag | راست

چارلی کرک: «از روی نحوهٔ واکنش افراد هنگام مرگ یک نفر، می‌توان چیزهای زیادی دربارهٔ شخصیت آن‌ها فهمید.» --- «بله، حقش بود که بمیرد.» «چارلی رو از گردن زدیم، از گردن.» «خوشحالم که دیگر بین ما نیست.» «به نظرم حقش بود.» ------ #عقل‌چپ #چارلی_کرک #آمریکا @RastMag | راست

۱/۵ | کارآفرین کیست؟ وقتی اسم سرمایه‌دار می‌آید، خیلی‌ها فقط یک آدم ثروتمند را تصور می‌کنند؛ اما سرمایه‌دار بودن با کارآفرین بودن یکی نیست. کارآفرین کسی است که منابعش را وارد یک فعالیت اقتصادی می‌کند، برای آینده تصمیم می‌گیرد و نتیجه را نمی‌تواند از قبل تضمین کند. ممکن است یک مغازه کوچک باز کند، کارخانه‌ای بسازد یا روی یک فناوری تازه سرمایه‌گذاری کند. در همه این موارد، یک چیز مشترک وجود دارد: ریسک. او امروز پول، زمان و انرژی‌اش را خرج می‌کند، با این امید که فردا محصول یا خدمتی ارزشمندتر ایجاد شود. اقتصاددانانی مانند ژوزف شومپیتر بعدها کارآفرین را موتور اصلی نوآوری دانستند. ------ #کار‌آفرین #لیبرالیسم @RastMag | راست

سخنرانی آتشین خاویر میلی در اجلاس بین‌المللی احزاب راست‌گرا و محافظه‌کار در واکنش به ترور و کشته شدن چارلی کرک و ادای احترام به او. ------ #آمریکا #چارلی_کرک @RastMag | راست

بنیاد و موسسه ریاست‌جمهوری رونالد ریگان امروز یک سال از زمانی می‌گذرد که چارلی کرک در سن ۳۱ سالگی، هنگام سخنرانی در صحن یک دا
بنیاد و موسسه ریاست‌جمهوری رونالد ریگان
امروز یک سال از زمانی می‌گذرد که چارلی کرک در سن ۳۱ سالگی، هنگام سخنرانی در صحن یک دانشگاه ترور شد. چارلی الهام‌بخش نسل جدیدی از جوانان آمریکایی شد تا در زندگی سیاسی و مدنی کشورمان مشارکت کنند. در روزهای پس از ترور او، اعضای جامعهٔ ما در کتابخانه ریگان گرد هم آمدند و در کنار تَپِه‌ی نزدیک کتابخانه گُل، پرچم و پیام‌های تسلیت به جای گذاشتند. یک سال بعد، ما یاد چارلی، خانواده‌ای که از خود به جای گذاشت و تأثیری را که برجای گذاشت گرامی می‌داریم و مجدداً بر باور خود تأکید می‌کنیم که خشونت سیاسی هیچ جایی در آمریکا ندارد.
#آمریکا #چارلی_کرک @RastMag | راست

​خطاب به جماعت «از آمریکا متنفرم»:
اگر فکر می‌کنید حق آمریکا بود که ۱۱سپتامبر سرش بیاید چون «خاورمیانه را به آشوب کشاند»، اصلاً از تاریخ سردرنمی‌آورید.
حسن پایکر گفت آمریکا «حقش بود» که ۱۱سپتامبر اتفاق بیفتد. بقیهٔ چپ‌ها هم ۱۱سپتامبر را به‌عنوان تاوانِ سرمایه‌داری و امپریالیسم آمریکا توجیه کرده‌اند. کاری که آن‌ها می‌کنند تحریف تاریخ است تا تروریست‌ها را قربانی جا بزنند.
هواپیماربایان ۱۱سپتامبر ایدئولوژی‌شان را در واکنش به آمریکا نساختند. آن‌ها آدم‌های صلح‌طلبی نبودند که سیاست خارجی آمریکا رادیکالشان کرده باشد؛ آن‌ها پیرو سنتی از جنگ‌های جهادی بودند که سابقهٔ آن قرن‌ها از پیدایش ایالات متحده قدیمی‌تر است.
اگر تروریسم اسلامی فقط «تاوان» رفتارهای غرب است، پس حملات تروریستی در فنلاند و سوئیس را چطور توضیح می‌دهید؟ کشورهایی که هرگز به خاورمیانه تجاوز نکرده‌اند. یا از مسیحیان نیجریه بپرسید که زیر سایهٔ کشتارهای اسلامی زندگی می‌کنند، بدون اینکه بشود هیچ اشغالگریِ آمریکایی را مقصر دانست.
​می‌خواهند به شما بفهمانند که خاورمیانه قبل از آمریکا غرق در صلح بوده، اما کشورهای خاورمیانه برای جنگیدن با یکدیگر هیچ‌وقت نیازی به آمریکا نداشته‌اند. در سال ۱۹۸۰، صدام حسین به ایران حمله کرد؛ جنگی که هشت سال طول کشید و صدها هزار کشته برجای گذاشت. ده سال بعد، عراق به کویت حمله کرد.
وقتی صدام به کویت حمله کرد، آمریکا آن جنگ را شروع نکرد؛ بلکه به پایان دادنش کمک کرد. ائتلافی به رهبری آمریکا (که شامل کشورهای عربی هم می‌شد) او را بیرون راند. بعد از آن، کشورهای حاشیهٔ خلیج فارس برای امنیت خود در برابر همسایگانشان به سراغ حمایت آمریکا آمدند.
​جنگ داخلی لبنان در سال ۱۹۷۵ شروع شد. در سال ۱۹۸۲ نیروهای اسد هزاران نفر را در حماه کشتند. در سال ۱۹۴۱، جریان «فرهود» در بغداد یهودیان را قتل‌عام کرد و خانه‌هایشان را غارت نمود. این خشونت‌ها ریشه‌های داخلی داشتند؛ بسیار پیش از آنکه واشنگتن بشود مقصرِ همه‌چیز و دلیلِ همهٔ بلاها.
بله، آمریکا گاهی اوضاع را خراب‌تر کرده؛ جنگ عراق یک فاجعه بود. و بله، شما می‌توانید از سیاست خارجی آمریکا انتقاد کنید. اما این به معنای آن نیست که آمریکا مسئول بی‌ثباتی خاورمیانه است، و اصلاً به این معنی نیست که اگر آمریکا دست از پا خطا نمی‌کرد و خانه می‌مانست، عاملان ۱۱سپتامبر آدم‌های صلح‌جویی می‌شدند.
مقصر دانستن آمریکا در ۱۱سپتامبر «درک تاریخ» نیست؛ تحریف تاریخ است برای قربانی نشان دادن قاتلان. این روزها نفرت از آمریکا حتی بین خودِ آمریکایی‌ها هم باب شده است...
#آمریکا @RastMag | راست

photo content
+8

ما ایرانیان آن زمانی که حاکم وقت سرگرم خوشحالی از ۱۱سپتامبر بود، برای همدردی با کشته‌شده‌های آمریکایی شمع روشن می‌کردیم و شعار علیه تروریسم می‌دادیم. متأسفانه در جوابیه، کسی برای ما ایرانیان و جاوید‌نامان ایران همدردی نکرد جز ایرانیان رشید خارج کشور تا صدای ما در ایران به فرنگ برسد که مشخصاً چشم و گوششان را بسته‌اند. البته که این کار معامله نیست؛ ما ایرانیان در تاریخ هزاران هزار زخم و درد را چشیده‌ایم، که شریک غم دنیا شده‌ایم. ------ #پست_موقت

در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، لورن گراندکولاس پس از ربوده شدن پرواز ۹۳، یک پیغام صوتی برای همسرش گذاشت. او سه ماهه باردار بود. ------ #آمریکا @RastMag | راست