ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅

𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲𝐧𝐚♱𝐮𝐫𝐚𝐥🍓

𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲𝐧𝐚♱𝐮𝐫𝐚𝐥🍓

前往频道在 Telegram

خوش اومدید🌅 به فصل ها و ورق های قشنگ از زندگی من @Selena_winchesterbot ناشناس سل☝🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=1874380893 ناشناس سم☝🏻

显示更多
未指定国家未指定类别
499
订阅者
无数据24 小时
+137 天
+4930 天
帖子存档
زیادی قشنگ بود...

حالا عمو قشنگه؟ استرس دار_ نمیدونم

فدای یک تار موت

گفتم خراب نشه پستت🧘🏻‍♀😭

نیازی نبود پاکشن کنی😭😂

می‌گویند ماه و خورشید عاشق یکدیگر بودند؛ عشقی که از همان ابتدا محکوم به دوری بود. خورشید، هر صبح از راه می‌رسید تا دنیا را روشن کند، و ماه، هر شب آرام و بی‌صدا در آسمان می‌درخشید. اما هیچ‌وقت نمی‌توانستند کنار هم بمانند. ماه همیشه از خودش می‌پرسید: «چرا وقتی من می‌آیم، او می‌رود؟» و خورشید، هر غروب پیش از رفتن، نگاهش را به آسمان می‌دوخت و آرام می‌گفت: «کاش می‌شد فقط یک بار، طلوعت را ببینم.» آن‌ها سال‌ها از دور عاشق هم بودند؛ ماه، خورشید را در روشنایی روز جست‌وجو می‌کرد و خورشید، ماه را در تاریکی شب. تا اینکه یک روز، در لحظه‌ای کوتاه، آسمان میان روز و شب ایستاد؛ خورشید و ماه برای چند لحظه روبه‌روی هم قرار گرفتند. ماه لبخند زد و گفت: «پس بالاخره دیدمت.» خورشید پاسخ داد: «من همیشه می‌دیدمت... فقط هیچ‌وقت فرصت نداشتم کنارت بمانم.» و شاید زیباترین قسمت عشقشان همین بود؛ آن‌ها نمی‌توانستند همیشه کنار هم باشند، اما هر کدام می‌دانستند جایی در همین آسمان، دیگری هم به او فکر می‌کند. ماه، شب‌ها برای خورشید می‌درخشید؛ و خورشید، روزها برای ماه طلوع می‌کرد. چون بعضی عشق‌ها برای با هم بودن به دنیا نمی‌آیند؛ برای این به وجود می‌آیند که یادمان بدهند گاهی دوست داشتن یعنی کسی را از دور دوست داشته باشی، حتی اگر سهمت از او فقط چند لحظه کوتاه در آسمان باشد. و از آن روز به بعد، هر وقت ماه و خورشید در یک آسمان دیده می‌شوند، آسمان برای چند لحظه ساکت می‌شود... انگار جهان هم می‌داند که دو عاشق قدیمی، بالاخره دوباره یکدیگر را پیدا کرده‌اند. 🌙☀️ ♱S. W🪽

ری اکتا رو لولو خان خورده؟ باید به میویس بگم به باباش بگه ری اکتای منو نخور_

ری اکت میدین😭

مدیونین فک کنید چون کنسرت مورد علاقه من و عمومه گذاشتن

We don't love anymore
+1
We don't love anymore

بوسی بوسی ۱۰ تا نکردین😭🥺