224
订阅者
无数据24 小时
-87 天
-1830 天
帖子存档
224
O camel-driver,tread softly, for the comfort of my soul is departing Stumbling and rising I came,as my graceful cypress departs🙂💔
224
تو
همه ی شعرایی بودی که نویسنده های ناشناس داشتن. تو باغ پرتقال پشت دیوار بودی.تو بلیط دوچرخه سواری به دور دنیا و شکلات های خوشمزه زمان بچگیم بودی. تو هیچوقت نفهمیدی اما تک تک حرکات تو مثل دیوار کوب توی ذهن من حک شدن،طرز تکون دادن دستای کشیده ی تو موقع حرف زدنت منو یاد یه دسته شاخه ی شکسته از درخت توتِ سفید میندازه. تو یه نور سفید خوش بویی که توی اعماق قفسه سینم جمع شدی و منو از همیشه زیباتر میکنی من به هیچکس از نوازشای تو نگفتم.چون نمیخواستم حتی ذره ای از تک به تک اون حس و کلمات حروم شه.تو تجسم تموم حس های دست نیافتنی توی وجود یه آدمی و میخوام اینو بدونی که تو تا همیشه تنها "یک نفر من" میمونی🤍🧚♀.
224
You walk away gracefully and the soul drains from my world I saw with my very own eyes that my soul is departing Following your funeral procession,my spirit and mind slip away🙂😭💔🕊
224
خدای زمینی من؛
تو انقدر در وجودم عمیق شده ای که گمانم حتی اگر میلیون ها سال بعد زمانی که تبدیل به خاک و بذر شدیم گلی شوم با عطر دست های تو؛ و در تمام پروانه ها دنبال نقش چشمانت بگردم. با هر وزش نسیم و دلربایی برگ ها بگویم؛ من زمانی محبوب عاشق ترین مرد زمین بودم، مردی که جای زخم هایم بوسه کاشت و تا ممکن ترین حدی که یک قلب می تواند از امنیت ملموس اغوشش درونم جاری کرد. پس مهم نیست من چگونه باشم روح من تا همیشه به دنبال او خواهد گشت. چرا که جان من و او را از یک گل ساخته اند اولين و اخرين من🫂🫀.
